Abdul Samad Tamim Ayar

Abdul Samad Tamim Ayar

Share

دانایان با عمل زندگی می‌کنند،نه با اندیشه عمل.

22/10/2025

بسم الله الرحمن الرحیم
اعلان فاتحه
مرحوم ملاعبدالصمد شوهر
استاد گلاب الدین "عیار"سرمعلم مکتب متوسطه دولت محمد شهید، ایام الدین "عیار" کارمند شفاخانه تدریسی میوند، سراج الدین "عیار" احمد فرید "عیار" پسران
انجینر عبدلصمد تمیم عیار کارمند تنکالوژی معلوماتی دفترمتحد، عبد ال اخد صمیم "عیار"متعلم لیسه حافظ عبدالمجید، انجینرالیاس الدین "عیار" فیاض الدین "عیار" اقبالدین "عیار" کارمندان شرکت حبیب گلزار، قاری اسلام الدین"عیار" ،قاری عبد المنعم "عیار" ،قاری محمد یونس"عیار"
انجینر شهبازخان ابراهیم خیل، قاضی عبدالقاسم "فیاض"، مولوی محمد صابر"مسلمیار"استاد پوهنخی شرعیات پوهنتون البیرونی ، احمدالله متعلم ، تورن میرویس ، سمیع الله ، قاری عبد الحمید "قاری زاده " نواسه ها
ملا میربازخان ،قاری نواب ،قاری عبیدالله "نوری" غلام سخی" خسرو" جگرن سراج الدین ، استاد حبیب الرحمن، داکتر احمد حنیف "حنیف" استادپوهنخی حقوق پوهنتون البیرونی ، جکرن عبدالله ،عبدالصبور، محمدعارف ،محمد نوید، تورن میرآقا، حشمت الله "کارور" ،فرمان الله مقیم درخارج،اسدالله ،استاد گل آقا، علی مردان" عیار" دامادان
دگروال متقاعد عبدالرحمن ابراهیم خیل ، نجیم الله ابراهیم خیل ، حاجی احمد خان " ابراهیم خیل" داکترعزیزالله ، پسران کاکا
الحاج فضل حق کارور پسرعمه
شیرشاه ، احمد فایزمحصل، قاری فیصل ،حبیب الرحمن مقیم درخارج ،عبدالوحید "ابراهیم خیل " محمد شفیق ،احمد جواد "ابراهیم خسل"مدیر اجراییه دارالعلوم کابل ، احمد ظهور مقیم درخارج ، دگرمن آقا شیرین ، امین الله ، شاه آقا نواسه های کاکا متوفی
تورن عبدالمنیر"آخند زاده" ، عبدالبصیر" آخنزاده " محمود " خسرو" محمد جان " خسرو" استاد جمشید ابراهیم خیل ، استاد رامین ابراهیم خیل
ثارنوال عبدا الجان ، جمعه خان ابراهیم خیل ، ارشاد ابراهیم خیل مقیم درخارج ، خواهرزاده های متوفی
عبدلخالق ،غلام محمد "عیار" آقا برادر "عیار" ملا محمد جان "عیار" انجینر پاینده محمد "دهقان" ملا صاحب بهایی "عیار" ملک عبد المجید"عیار" ملا غلام حیدر"عیار" عبد المنیر"عیار" بابه جی خان "عیار" کاکا های پسران
انجینر عبد البشیر "نوری" انجینر محمد نظیر"نوری" فرید خان ،خوشحال خان ، استا شاه آقا "عیار" استاد پوهنتون میوند دین محمد "عیار" محمد هارون "عیار" محمد حامد "عیار" مزمل "عیار" جلال الدین "عیار" کمالدین "عیار" میوند "دهقان " عبدلباسط متعلم لیسه امانی پسران کاکای پسران
حمیدالله "عیار"ریس اسبق شورای ولایتی ولایت کاپیسا ، استاد عبید الله خان "عیار"، انجینر بهاوالدین" عیار" ،ملک عبد الواحد"عیار"قاضی عبد الوکیل "عیار" استاد پوهنتون پولی تخنیک ، امان الله "عیار" الجاج محمد طاهر"عیار" دگروال عبد الهادی "عیار" ملا صاحب عبد الجان "عیار" استاد عبدالرکریم "عیار" استاد فضل الله "عیار" ملا طالب جان "عیار" غلام محی الدین "عیار" پسران مامای متوفی
مدیر صاحب حمیدالله خان ، شاه پور خان مقیم درخارج ، جان آقا ، جگرن شاه آقا ، دگروال متقاعد اسدالله ، ملا عنایت الله ، شیرن آقا ، نواسه های کاکای شوهر
الحاج شیرین آقا ، استاد عبد الجبار، مستری آقا جان ، عبد الصبور، محمد آقا " خسرو" سمیع الله " ابراهیم خیل پسران عمه پسران
امام الدین " ابراهیم خیل " ملا نظام الدین " ابراهیم خیل " داکتر فضل الربی "کارور" عبد المنیر " خورشید" عبد المقام "کارور" مقمیم درخارج ، عبد الرقیب " کارور"مقیم درخارج ، فرهاد کارور ، استاد عبد لسمیع ، زلمی خسربوده های پسران
غلام جان ابراهیم خیل ، مولوی نورالله "ابراهیم خیل "، عزت الله ، حشمت الله ، نورزی ، گلاب الدین ، حشمت باجه های پسران
کاکا محمد عمر ، دگروال محمد اکرام " ابراهیم خیل " مولوی امیرخان ، کاکا غلام خضرت ، محمد ظریف ، بابه گل مقیم درخارج ، عبد الوسیم ، مستری ابراهیم ، دگروال محب الله ، استاد عبد الحی ، فضل حق ، مرزامحمد ، عبد الواحد ، مرزاجان ، محمد سالم دوستان واقارب نزدیک
نسبت وفات والده استاد گلاب الدین "عیار" به اطلاع دوستان رسانیده میشود، که جنازه مرحومه قبلا درحدیره آبایی شان به خاک سپاریده شده ، فاتحه مردانه تاریخ 1/8/1404روزپنجشنبه ازساعت 1:30 الی 3:30 درمسجد ابراهیم خلیل الله وفاتحه زنانه درسالون بی بی ساره گرفته میشود
انا لله وانا الیه راجعون

27/10/2024

داستان کوتاه

مادرى قبل از فوتش به دختر خود گفت: این ساعت را مادر بزرگت به من هدیه داده است تقریبا ۲۰۰ سال از عمرش می‌گذرد. پیش از اینکه به تو هدیه بدهم به فروشگاه جواهرات برو و بپرس که آن را چه مقدار می‌خرند.دختربه جواهر فروشی رفت و برگشت به مادرش گفت: صد و پنجاه هزار تومان قیمت دادندمادرش گفت: به بازار کهنه فروشان برو دختر رفت و برگشت و به مادرش گفت ده هزار تومان قیمت کردند و گفتند بسیار پوسیده شده استمادر از دحترش خواست به موزه برود و ساعت را نشان دهددختر به موزه رفت و برگشت و به مادرش گفت:مسئول موزه گفت که پانصد میلیون تومان این ساعت را می‌خرد و گفت موزه من این نوع ساعت را کم دارد و آن را در جمع اشیای قیمتی موزه می‌گذارد.*
مادر گفت: می‌خواستم این را بدانی که ، جاهای مناسب ارزش تو را می‌دانند. هرگز خود را در جاهای نامناسبت جستجو مکن و اگر ارزشت را هم پیدا نکردی خشمگین نشو. کسانی که برایت ارزش قائل می‌شوند ، از تو قدردانی می‌کنند. در جاهایی که کسی ارزشت را نمی‌داند حضور نداشته باش ؛ ارزش خودت را بدان

گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی

15/09/2024

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد ها مدرس شد

میلاد با سعادت سرور وناجی عالم بشریت حضرت محمد مصطفی(ص) به تمام مسلمانان جهان خجسته باد.

15/09/2024

برای از یاد رفتن چرا روش دیگری را نمیسنجی؟
با؛
بد شدن
رعد شدن
سخت شدن
سرد شدن
دور شدن
نمیتوانی مهر خود را از دل من کند

03/02/2024

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیم
مستیم اگر ساکن میخانه نباشيم

ما را چه غم ار باده نباشد که دمی نیست
از عمر که با ناله مستانه نباشیم

سرگشته محضیم و دراین وادی حیرت
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم

چون می نرسد دست به دامان حقیقت
سهل است اگر در پی افسانه نباشیم

هر شب به دعا می طلبیم اینکه نیاید
آن روز که ما در غم جانانه نباشیم

در خواب نبینیم پریشانی آن شب
کاشفته گیسویِ تو دُردانه نباشیم

نامیم تو را شمع مُراد خود و ننگ است
گر زآنکه به شیدایی پروانه نباشیم

03/02/2024

تو جای من نیستی تا بفهمی داشتن تو چقدر خوب است
جای من نیستی تا بدانی نبودنت چه بحران بزرگیست
اگر جای من بودی دو دستی یکی مثل خودت را میچسبیدی
نمیگذاشتی احدالناسی به تو چپ نگاه کند
جای من نیستی تا بدانی نگاه
از سر شوق تو چقدر زیباست
جای من نیستی تا بدانی
وقتی کسی مانند تو دوستت دارد
یعنی چه
تو نمیدانی توجه یکی مثل تو
را جلب کردن چقدر خوب است
تو نمیدانی عزیز دل تو بودن
چه لذت وصف نشدنی ای دارد
فقط باید جای من باشی
تا بدانی چه میگویم

03/02/2024

من تو را با تمام ضعف‌هایت،
پرقدرت دوست دارم!
اینکه گاهی ناامید و غمگین میشوی،
دلیل نمیشود که نشود کنارت سیر خندید!
اینکه گاهی سکوت میکنی و توی خودت میروی،
نقطه‌ی پایان برای حرف‌های عاشقانه و خوبمان که نیست!
راستش را بخواهی با تمام تلخی‌هایت،
شده‌ای شیرینیِ زندگیِ من!
راستش را بخواهی اینکه این لحظه و اینجا کنارم نیستی و از من دوری،
باعث نمیشود دوستت نداشته باشم!
اصلا مگر زندگی تلخ و شیرینش باهم نیست؟
خوب تو هم زندگیِ من!
هرجور که باشی میخواهمت و ادامه میدمت!

03/02/2024

گاهی لحظه هايم از تو لبريز مي شود
از احساسم سر می روی
و فضای خانه ام
پر می شود از دلتنگی
پشت كدام پنجره بايستم
كه تو را انتظار نكشد؟
و زير سقف كدام آسمان نفس بكشم
كه عطر تو گيجم نكند؟
دلتنگم و هيچ چيز جز تو
حال مرا خوب نخواهد كرد...

03/02/2024

هنگامے ڪه گفتم
دوستت دارم
می‌دانستم ڪه الفبایِ
جدیدے را اختراع ڪرده‌ام
براے شهرے ڪه خواندن بلد نیست
و شعرهایم را در سالنے خالی
خواهم خواهند
و شراب را به ڪسانی
تعارف می‌ڪنم
بی‌خبر از لذتِ مستی...

03/02/2024

لباس بى وفايى را به دست خود تنت كردم
تو را اى دوست با مهر زيادم دشمنت كردم

خيالم بود تنديسى طلا از عشق مى سازم
محبت بد ترين اكسير بود و آهنت كردم

تو رفتى با خدا باشى ، خدا در چشم من گم شد
از آن وقتى كه تسبيح خودم را گردنت كردم

تمام خاطراتت را همان روزى كه مى رفتى
به قلبم دوختم ، سنجاق بر پيراهنت كردم

تو تك كبريت امّيدم در اوج بى كسى بودى
تو را اى عشق با اميدوارى روشنت كردم

چه مى ماند به جز بى حاصلى در دست هاى من
به رغم كوششى كه در بدست آوردنت كردم ؟

03/02/2024

محبوبِ من!

عاشق بودن،
دوست داشتنِ چیزی است که به همه
مربوط است
نباید تنها عده‌ای عاشق باشند
عشق یک سرمایه‌ی جهانی است
گنجی است باد آورده
پیش از شما خیال می‌کردم عشق در
سیاره‌ی دیگری است
نمی‌دانستم همین‌جاست؛ کنارِ شما
در قلبِ خودم؛ همین قلبی که هنوز در
سینه‌ام می‌تپد
شما همیشه اینجا بوده‌اید
عشق گنجی باد آورده است؛ یغما نیست
باید جست، پیدا کرد با سختی با رنج
عشق آماده، گوارا نیست
اُجرتِ عاشق، رنج‌هایی است که می‌کشد

15/01/2024

از قضا احساس داشتیم
ولی هیچ‌کس باورش نمی‌کرد
دستمان را به سرمان گرفتیم و گفتیم: آخ، درد می‌کند.
گفتند: دختری دیگر، دخترها حساسند
دلمان درد می‌کرد و به خود می‌پیچیدیم
حرف که نمی‌زدیم، گوشه‌ای دنج نشستیم و از درد، صورتمان رنگ به رنگ تغییر می‌کرد!
گفتند: چرا احساست را نشان می‌دهی، می‌خواهی کسی برایت دلسوزی کند؟
دلمان گرفت، متنی آغشته به غصه نوشتیم، کسی باورش نکرد و به تمسخر از آن نیز گذشتند
اکنون که سنگ شده‌ایم و از آفتابِ دم ظهر تا سرمایِ جانسوز شب را تحمل می‌کنیم
اکنون که غصه‌های فیل‌افکن زندگی‌مان را تنها به دوش می‌کشیم، می‌گویند: زن‌ها باید احساس داشته باشند
کمی لطیف‌تر باش!
ما که نفهمیدیم به کدام آواز باید می‌رقصیدیم، هر چه انجام دادیم اشتباه بود
شاید هم ما با آدم‌های اشتباهی دوست می‌شدیم، نمی‌دانم!

Want your business to be the top-listed Government Service in Kabul?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Telephone

Website

Address

Kabul
Kabul