بسم الله الرحمن الرحیم
اعلان فاتحه
مرحوم ملاعبدالصمد شوهر
استاد گلاب الدین "عیار"سرمعلم مکتب متوسطه دولت محمد شهید، ایام الدین "عیار" کارمند شفاخانه تدریسی میوند، سراج الدین "عیار" احمد فرید "عیار" پسران
انجینر عبدلصمد تمیم عیار کارمند تنکالوژی معلوماتی دفترمتحد، عبد ال اخد صمیم "عیار"متعلم لیسه حافظ عبدالمجید، انجینرالیاس الدین "عیار" فیاض الدین "عیار" اقبالدین "عیار" کارمندان شرکت حبیب گلزار، قاری اسلام الدین"عیار" ،قاری عبد المنعم "عیار" ،قاری محمد یونس"عیار"
انجینر شهبازخان ابراهیم خیل، قاضی عبدالقاسم "فیاض"، مولوی محمد صابر"مسلمیار"استاد پوهنخی شرعیات پوهنتون البیرونی ، احمدالله متعلم ، تورن میرویس ، سمیع الله ، قاری عبد الحمید "قاری زاده " نواسه ها
ملا میربازخان ،قاری نواب ،قاری عبیدالله "نوری" غلام سخی" خسرو" جگرن سراج الدین ، استاد حبیب الرحمن، داکتر احمد حنیف "حنیف" استادپوهنخی حقوق پوهنتون البیرونی ، جکرن عبدالله ،عبدالصبور، محمدعارف ،محمد نوید، تورن میرآقا، حشمت الله "کارور" ،فرمان الله مقیم درخارج،اسدالله ،استاد گل آقا، علی مردان" عیار" دامادان
دگروال متقاعد عبدالرحمن ابراهیم خیل ، نجیم الله ابراهیم خیل ، حاجی احمد خان " ابراهیم خیل" داکترعزیزالله ، پسران کاکا
الحاج فضل حق کارور پسرعمه
شیرشاه ، احمد فایزمحصل، قاری فیصل ،حبیب الرحمن مقیم درخارج ،عبدالوحید "ابراهیم خیل " محمد شفیق ،احمد جواد "ابراهیم خسل"مدیر اجراییه دارالعلوم کابل ، احمد ظهور مقیم درخارج ، دگرمن آقا شیرین ، امین الله ، شاه آقا نواسه های کاکا متوفی
تورن عبدالمنیر"آخند زاده" ، عبدالبصیر" آخنزاده " محمود " خسرو" محمد جان " خسرو" استاد جمشید ابراهیم خیل ، استاد رامین ابراهیم خیل
ثارنوال عبدا الجان ، جمعه خان ابراهیم خیل ، ارشاد ابراهیم خیل مقیم درخارج ، خواهرزاده های متوفی
عبدلخالق ،غلام محمد "عیار" آقا برادر "عیار" ملا محمد جان "عیار" انجینر پاینده محمد "دهقان" ملا صاحب بهایی "عیار" ملک عبد المجید"عیار" ملا غلام حیدر"عیار" عبد المنیر"عیار" بابه جی خان "عیار" کاکا های پسران
انجینر عبد البشیر "نوری" انجینر محمد نظیر"نوری" فرید خان ،خوشحال خان ، استا شاه آقا "عیار" استاد پوهنتون میوند دین محمد "عیار" محمد هارون "عیار" محمد حامد "عیار" مزمل "عیار" جلال الدین "عیار" کمالدین "عیار" میوند "دهقان " عبدلباسط متعلم لیسه امانی پسران کاکای پسران
حمیدالله "عیار"ریس اسبق شورای ولایتی ولایت کاپیسا ، استاد عبید الله خان "عیار"، انجینر بهاوالدین" عیار" ،ملک عبد الواحد"عیار"قاضی عبد الوکیل "عیار" استاد پوهنتون پولی تخنیک ، امان الله "عیار" الجاج محمد طاهر"عیار" دگروال عبد الهادی "عیار" ملا صاحب عبد الجان "عیار" استاد عبدالرکریم "عیار" استاد فضل الله "عیار" ملا طالب جان "عیار" غلام محی الدین "عیار" پسران مامای متوفی
مدیر صاحب حمیدالله خان ، شاه پور خان مقیم درخارج ، جان آقا ، جگرن شاه آقا ، دگروال متقاعد اسدالله ، ملا عنایت الله ، شیرن آقا ، نواسه های کاکای شوهر
الحاج شیرین آقا ، استاد عبد الجبار، مستری آقا جان ، عبد الصبور، محمد آقا " خسرو" سمیع الله " ابراهیم خیل پسران عمه پسران
امام الدین " ابراهیم خیل " ملا نظام الدین " ابراهیم خیل " داکتر فضل الربی "کارور" عبد المنیر " خورشید" عبد المقام "کارور" مقمیم درخارج ، عبد الرقیب " کارور"مقیم درخارج ، فرهاد کارور ، استاد عبد لسمیع ، زلمی خسربوده های پسران
غلام جان ابراهیم خیل ، مولوی نورالله "ابراهیم خیل "، عزت الله ، حشمت الله ، نورزی ، گلاب الدین ، حشمت باجه های پسران
کاکا محمد عمر ، دگروال محمد اکرام " ابراهیم خیل " مولوی امیرخان ، کاکا غلام خضرت ، محمد ظریف ، بابه گل مقیم درخارج ، عبد الوسیم ، مستری ابراهیم ، دگروال محب الله ، استاد عبد الحی ، فضل حق ، مرزامحمد ، عبد الواحد ، مرزاجان ، محمد سالم دوستان واقارب نزدیک
نسبت وفات والده استاد گلاب الدین "عیار" به اطلاع دوستان رسانیده میشود، که جنازه مرحومه قبلا درحدیره آبایی شان به خاک سپاریده شده ، فاتحه مردانه تاریخ 1/8/1404روزپنجشنبه ازساعت 1:30 الی 3:30 درمسجد ابراهیم خلیل الله وفاتحه زنانه درسالون بی بی ساره گرفته میشود
انا لله وانا الیه راجعون
Abdul Samad Tamim Ayar
دانایان با عمل زندگی میکنند،نه با اندیشه عمل.
داستان کوتاه
مادرى قبل از فوتش به دختر خود گفت: این ساعت را مادر بزرگت به من هدیه داده است تقریبا ۲۰۰ سال از عمرش میگذرد. پیش از اینکه به تو هدیه بدهم به فروشگاه جواهرات برو و بپرس که آن را چه مقدار میخرند.دختربه جواهر فروشی رفت و برگشت به مادرش گفت: صد و پنجاه هزار تومان قیمت دادندمادرش گفت: به بازار کهنه فروشان برو دختر رفت و برگشت و به مادرش گفت ده هزار تومان قیمت کردند و گفتند بسیار پوسیده شده استمادر از دحترش خواست به موزه برود و ساعت را نشان دهددختر به موزه رفت و برگشت و به مادرش گفت:مسئول موزه گفت که پانصد میلیون تومان این ساعت را میخرد و گفت موزه من این نوع ساعت را کم دارد و آن را در جمع اشیای قیمتی موزه میگذارد.*
مادر گفت: میخواستم این را بدانی که ، جاهای مناسب ارزش تو را میدانند. هرگز خود را در جاهای نامناسبت جستجو مکن و اگر ارزشت را هم پیدا نکردی خشمگین نشو. کسانی که برایت ارزش قائل میشوند ، از تو قدردانی میکنند. در جاهایی که کسی ارزشت را نمیداند حضور نداشته باش ؛ ارزش خودت را بدان
گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی
15/09/2024
ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد ها مدرس شد
میلاد با سعادت سرور وناجی عالم بشریت حضرت محمد مصطفی(ص) به تمام مسلمانان جهان خجسته باد.
برای از یاد رفتن چرا روش دیگری را نمیسنجی؟
با؛
بد شدن
رعد شدن
سخت شدن
سرد شدن
دور شدن
نمیتوانی مهر خود را از دل من کند
بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیم
مستیم اگر ساکن میخانه نباشيم
ما را چه غم ار باده نباشد که دمی نیست
از عمر که با ناله مستانه نباشیم
سرگشته محضیم و دراین وادی حیرت
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم
چون می نرسد دست به دامان حقیقت
سهل است اگر در پی افسانه نباشیم
هر شب به دعا می طلبیم اینکه نیاید
آن روز که ما در غم جانانه نباشیم
در خواب نبینیم پریشانی آن شب
کاشفته گیسویِ تو دُردانه نباشیم
نامیم تو را شمع مُراد خود و ننگ است
گر زآنکه به شیدایی پروانه نباشیم
تو جای من نیستی تا بفهمی داشتن تو چقدر خوب است
جای من نیستی تا بدانی نبودنت چه بحران بزرگیست
اگر جای من بودی دو دستی یکی مثل خودت را میچسبیدی
نمیگذاشتی احدالناسی به تو چپ نگاه کند
جای من نیستی تا بدانی نگاه
از سر شوق تو چقدر زیباست
جای من نیستی تا بدانی
وقتی کسی مانند تو دوستت دارد
یعنی چه
تو نمیدانی توجه یکی مثل تو
را جلب کردن چقدر خوب است
تو نمیدانی عزیز دل تو بودن
چه لذت وصف نشدنی ای دارد
فقط باید جای من باشی
تا بدانی چه میگویم
من تو را با تمام ضعفهایت،
پرقدرت دوست دارم!
اینکه گاهی ناامید و غمگین میشوی،
دلیل نمیشود که نشود کنارت سیر خندید!
اینکه گاهی سکوت میکنی و توی خودت میروی،
نقطهی پایان برای حرفهای عاشقانه و خوبمان که نیست!
راستش را بخواهی با تمام تلخیهایت،
شدهای شیرینیِ زندگیِ من!
راستش را بخواهی اینکه این لحظه و اینجا کنارم نیستی و از من دوری،
باعث نمیشود دوستت نداشته باشم!
اصلا مگر زندگی تلخ و شیرینش باهم نیست؟
خوب تو هم زندگیِ من!
هرجور که باشی میخواهمت و ادامه میدمت!
گاهی لحظه هايم از تو لبريز مي شود
از احساسم سر می روی
و فضای خانه ام
پر می شود از دلتنگی
پشت كدام پنجره بايستم
كه تو را انتظار نكشد؟
و زير سقف كدام آسمان نفس بكشم
كه عطر تو گيجم نكند؟
دلتنگم و هيچ چيز جز تو
حال مرا خوب نخواهد كرد...
هنگامے ڪه گفتم
دوستت دارم
میدانستم ڪه الفبایِ
جدیدے را اختراع ڪردهام
براے شهرے ڪه خواندن بلد نیست
و شعرهایم را در سالنے خالی
خواهم خواهند
و شراب را به ڪسانی
تعارف میڪنم
بیخبر از لذتِ مستی...
لباس بى وفايى را به دست خود تنت كردم
تو را اى دوست با مهر زيادم دشمنت كردم
خيالم بود تنديسى طلا از عشق مى سازم
محبت بد ترين اكسير بود و آهنت كردم
تو رفتى با خدا باشى ، خدا در چشم من گم شد
از آن وقتى كه تسبيح خودم را گردنت كردم
تمام خاطراتت را همان روزى كه مى رفتى
به قلبم دوختم ، سنجاق بر پيراهنت كردم
تو تك كبريت امّيدم در اوج بى كسى بودى
تو را اى عشق با اميدوارى روشنت كردم
چه مى ماند به جز بى حاصلى در دست هاى من
به رغم كوششى كه در بدست آوردنت كردم ؟
محبوبِ من!
عاشق بودن،
دوست داشتنِ چیزی است که به همه
مربوط است
نباید تنها عدهای عاشق باشند
عشق یک سرمایهی جهانی است
گنجی است باد آورده
پیش از شما خیال میکردم عشق در
سیارهی دیگری است
نمیدانستم همینجاست؛ کنارِ شما
در قلبِ خودم؛ همین قلبی که هنوز در
سینهام میتپد
شما همیشه اینجا بودهاید
عشق گنجی باد آورده است؛ یغما نیست
باید جست، پیدا کرد با سختی با رنج
عشق آماده، گوارا نیست
اُجرتِ عاشق، رنجهایی است که میکشد
از قضا احساس داشتیم
ولی هیچکس باورش نمیکرد
دستمان را به سرمان گرفتیم و گفتیم: آخ، درد میکند.
گفتند: دختری دیگر، دخترها حساسند
دلمان درد میکرد و به خود میپیچیدیم
حرف که نمیزدیم، گوشهای دنج نشستیم و از درد، صورتمان رنگ به رنگ تغییر میکرد!
گفتند: چرا احساست را نشان میدهی، میخواهی کسی برایت دلسوزی کند؟
دلمان گرفت، متنی آغشته به غصه نوشتیم، کسی باورش نکرد و به تمسخر از آن نیز گذشتند
اکنون که سنگ شدهایم و از آفتابِ دم ظهر تا سرمایِ جانسوز شب را تحمل میکنیم
اکنون که غصههای فیلافکن زندگیمان را تنها به دوش میکشیم، میگویند: زنها باید احساس داشته باشند
کمی لطیفتر باش!
ما که نفهمیدیم به کدام آواز باید میرقصیدیم، هر چه انجام دادیم اشتباه بود
شاید هم ما با آدمهای اشتباهی دوست میشدیم، نمیدانم!
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Contact the business
Telephone
Website
Address
Kabul
