12/05/2021
در ایام عید برای دوستان و عزیزان خود پیام دعوت داشته باشیم
واقعاً ایام عید بهترین فرصت برای ماست تا هدف و مقصد زندگی را بادوستان خویش شریک بسازیم برای آنها پیام دعوت داشته باشیم که یقیناً پروردگار انسان را درین دنیا ...
04/06/2020
COVID 19 MISS UNDRESTANDINGS | سوء تفاهمات پیرامون ویروس کرونا
درباره ویروس کرونا چه میدانیم؟ دکتر لینا ون پاسخ میدهد توصیه های یک پزشک افغان در لندن در باره پیشگیری و درمان بیماری کووید نزده Dr Sadaqat Ali talks about...
20/08/2019
این طفل دیروز در شهر کابل نزدیگ هوتل کابل دبی
پیدا شده اما از فامیل اش خبری نیست
اگر کسی میشناسه به این طفل
بی گناه از دیروز که مادر صدا میکنه خدا نکده فامیل اش را از دست نداده باشه ده انفجاری دیروز 😭
بخاطر مادر این طفل شییر کنین تا یکی از آشنا های شان
با ما به تماس شوه این هم شماره تماس
0786262630
0774141410
0799300401
#كاپى
18/04/2018
براي اينكه بروشر هاي اسلامي پخش كنيد به آدرس ذيل تماس بگيريد.
ديزاين و چاپ انواع مختلف بروشر هاي اسلامي
===============================
ليسه مريم، مقابل مكتب غلام حيدر خان، المصور سنتر
0783282803
ديزاين و چاپ انواع مختلف بروشر به قيمت هاي نازل
================================
آدرس: ليسه مريم، مقابل مكتب غلام حيدر خان، تعمير130
0783282803
31/10/2015
اصول ازدواج
اصول ازدواج
اصول ازدواج در اسلام متفاوت از دیگر مکاتب می باشد ، ازدواج در اسلام شروع حرکت به سوی کمال می باشد و اهمیت آن در اصلاح بینش و منش خود را می نمایاند .
اصلاح بینشها و اصلاح منشها هدف انبیاء (ع) بوده. ازدواج در حقیقت شروع حرکت انسان به سوی کمال است، به قول امام نووی (رح) دو پیچ خطرناک در زندگی انسان وجود دارد، اگر سرعت انسان در این دو پیچ متعادل نباشد، سقوط میکند. پیچ اول ثروت و دومی ازدواج است، اساس خانواده بر سه اصل استوار است:
۱) تعارف: شناخت متقابل یکدیگر، شناخت استعدادها، شناخت قابلیتها و نیازها، البته این شناختها راههای مشروع دارد نه نامشروع که احساسات محض است که عقلانیت در آنجا تعطیل است، مولانا جلالالدین -علیه الرحمه- گوید:
عشقی که از پی رنگی بود عشق نبود عاقبت ننگ بود
بایستی جهت عقلانی به این احساست داده شود تا انسان دچار اشتباه و گناه نشود. هیچ دو نفری با هم خلوت نمیکند مگر سومی آنان شیطان است، تعارفی قرآنی و عقلانی است که انسان را به مقام تقوا برساند، بحث ما بیشتر مورد خطاب جوانان است.
۲) تفاهم: تفاهم نتیجهی طبیعی تعارف است، وقتی همدیگر را شناختند همدیگر را خوب میفهمند، و چقدر از یکدیگر توقع دارند و در مقابل مشکلات کم نمیآورند و موفق میشوند. باید هم مرد، زن را بفهمد و هم زن مرد را بفهمد، روانشناسان میگویند خانمها وجود فیزیکی مرد را اگرچه کیفیت نداشته باشند ترجیح میدهند، تا اینکه اصلاً در خانه نباشند.
۳) نتیجهی تعارف و تفاهم، تعاون است. همکاری و در خدمت همبودن، و یار و همکار و پشتیبان همبودن در مسیر زندگی. تعارفی که قرآنی بود و تفاهمی که قرآنی بود نتیجهی آن، تعاون علی بر و تقوا است. (وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى) مرد و زن متعارف متفاهم و متعاون یار همدیگر میشوند در انجام «بر» تمام خوبیها و «تقوا» دوری از تمام خرابیها و تفسیر پیامبر(ص) به وقوع میپیودد.
زن خوب فرمانبر و پارسا کند مرد درویش را پادشا
خداوند متعال در آیهی۲۱ سورهی روم ازدواج را تعریف میکند: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ»
هرکسی این خانوده را ببیند یاد خدا میافتد، چون اهل تقوا هستند، در ازدواج طرفین باید از یک جنس باشند تا مشکلی پیش نیاید. با حرف هم را بفهمند و ادبیات هم را بفهمند «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا» بتوانند به همدیگر احترام بگذارند.
« لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا» اکثر ازدواجهای امروزی یک تعهّد با همبودن است نه همسر بودن. و سکونتی در آنها نیست. اولین هدف قرآن در ازدواج بعد از تجانس سکونت است، سکونت بینشها و منشها. « وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً» و مودّت و دوستی بین شما قرار داده است و رحمت حکمفرما باشد و در جذب منافع و دفع مضرات هم حرکت کنند.
هر روز برای هم تازهتر باشند نه اینکه تکراری باشند. اگر غیر از این باشد ازدواج؛ کمال، رحمت، شکوفایی و تجدد نیست. «إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ». در غیر این صورت باید تجدیدنظر شود.
(۲)بد نیست که با عمر بن عبدالعزیز همراه شویم که برای نماز عید فطر که با خود زمزمه میکند و از خدا میخواهد مشمول رحمتاش قرار گیرد. و میگوید و نجوا میکند که خدایا من را مورد رحمت خود قرار بده، خودت در کتابت گفتی رحمت من به محسنین نزدیک است. من ادعا نمیکنم از محسنین هستم، اگر از محسنین نیستم. من برای تو روزه گرفتهام یک ماه. اگر مرا جز صائمین قبول ندارید، جزء مؤمنین هستم. و اگر مرا جزء مؤمنین قبول ندارید. من یک چیز هستم، شیء هستم. خودت گفتی رحمت من همه چیز را در بر میگیرد و اگر چیز نیستم و کمتر هستم و لیاقت رحمت تو را ندارم. من مصیبتبار هستم، مصیبتبار گناه و معاصی هستم و خودت فرمودی وقتی دچار مصیبت شدی به سوی من برگردی که برگشت همه به سوی من است تا شما را مورد رحمت قرار بدهم، پس من باید مورد رحمت تو قرار بگیرم.
(۳)ازدواج: یکی دیگر از ویژگیهای ازدواج در آیهی ۱۸۷ سورهی بقره خدا میفرماید: «هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ» زنان لباس مردان و مردان لباس زنان هستند، همانطور که لباسی مناسب و برازندهی ما باشد میپوشیم هم از نگاه روانشناسی و هم از نگاه و جامعهشناسی، لباسی باشد ما را دچار افت شخصیتی نکند، بخش عظیمی از شخصیت انسان لباس است و لباس است به انسان تعادل میدهد، و اگر انسان لخت وارد جامعه شود نامتعادل است. لباس شما باید پوشانندهی عیبها و کاستیهای شما باشد. یک زن و یک مرد باید پوشانندهی لختیهای شخصیتی همدیگر باشند و لذا نزدیکترین افراد به هم، زن و مرد هستند و اگر راز خود را نزد دیگران بگویند، لباس خودشان را پاره میکنند. «هُنَّ لِبَاسٌ لَکُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ»
نامتعادلیها از اصولاً از ۱۵ سالگی شروع میشود، ناسنجیده گفتنها و ناسنجیده نگاهکردن شروع می شود، بالا رفتن سن ازدواج برابر است با شدت گرفتنن نامتعادلیها.
خداوند در قرآن میفرماید: «وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ» (نور:۳۲) کسی که یک بار حج رفته دیگه حج نرود، بلکه کمک کند به دوتا زوج بتوانند ازدواج کنند. این بهتر است، تو اینجا باش تا خدا مکّه را به اینجا بیاورد.
دختران و مردان مجرّد را زن و شوهر بدهید و از فقر نترسید، کسی که امروز از فقر بترسد هیچ وقت نمیتواند ازدواج کند. خدا بر خودش واجب کرده بر سه قشر کمک کند، یکی از آن سه قشر، مؤمنی که به قصد رضای خدا ازواج میکند. ما میگوییم غصّهی فردا را نخور، بلکه باید فکر فردا باشی.
پیامبر گرامی (ص) میفرماید اگر کسی به خانهی شما وارد شد، اگر دارای اخلاقی خوب بود او را زن بدهید به دنبال مادیات نباشید. برای ازدواج البته اسلام مخالف مال نیست. شرط اول قبل از هر چیزی ایمان است. معیار ازدواج ایمان و اخلاق است و امتیاز ازدواج زیبایی، مال و تحصیلات است.
اساس حسن معاش و زندگی موفّق، اخلاق است و دین، مدار ادای حقوق است و کسی که دین داشت حق هیچکس را ضایع نمیکند، بالاخص همسرش را.
لذا معیار را با امتیاز اشتباه نگیرید، اساس ازدواج موفق، معیار است نه امتیاز.
و مسألهی معیار: قرآن در آیات ۲۳-۲۸ سورهی قصص میفرماید: «وَلَمَّا وَرَدَ مَاءَ مَدْیَنَ وَجَدَ عَلَیْهِ أُمَّهً مِنَ النَّاسِ یَسْقُونَ وَوَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَیْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُکُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِی حَتَّى یُصْدِرَ الرِّعَاءُ وَأَبُونَا شَیْخٌ کَبِیرٌ (۲۳) فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ (۲۴) فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ (۲۵) قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ (۲۶) قَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هَاتَیْنِ عَلَى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمَانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِنْدِکَ وَمَا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ (۲۷) قَالَ ذَلِکَ بَیْنِی وَبَیْنَکَ أَیَّمَا الْأَجَلَیْنِ قَضَیْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَیَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیلٌ»؛ وقتی دختران شعیب تقوا و نیروی جسمانی موسی (ع) را دیدند، گفتند ما به یک گارگر امین و قوی نیاز داریم و پدر دخترها گفت از کجا دانستید این جوان امین و قوی است، دختران گفتند از چاه برای گوسفندان ما از میان آن جمعیت آب اورد و وقتی که شما او را دعوت کردی پشت سرا ما حرکت نکرد بلکه جلو ما راه رفت. و پدر به جوان گفت: من میخواهم یکی از این دو تا، دختری را به تو بدهم، و شما که پولی برای مهریه نداری ۸ سال برای من کار کن بهجای مهریه، ما باید معیار را با امتیاز اشتباه نگیریم.
26/10/2014
نقش کار و فعالیت جمعی و گروهی در زندگی ما
به جرأت می توان یکی از عوامل عقبگرد اجتماعی و سیاسی و فرهنگی مسلمانان در قرن های اخیر را فقدان فرهنگ و روحیه ی جمعی و شورایی دانست. هنگامی که مسلمانان به گروه گروه تقسیم شدند و در تصور هر گروه فردی وجود دارد که به تنهایی وارث تمام مشکلات است یا این که قدرت حل مشکلات را دارد و همه ی امور با او حواله می شود و دیگران تنها باید زندگی عادی خود را داشته باشند، نباید انتظار داشت که تحول و اصلاحی صورت گیرد.
خداوند از ابتدای نزول قرآن کریم و ظهور اسلام دستورات و احکام زیادی را برای نجات انسان ها نازل کرده است، اما مخاطب این احکام و دستورات نه یک فرد و نه فقط نخبگان و برگزیدگان یک قشر، بلکه جمیع مؤمنان ، یعنی کسانی هستند که ایمان آورده اند و در برابر دستورات خداوند احساس تعهد می کنند.
از این رو هر جا که در قرآن کریم حکمی برای اجرا صادر شده است، مؤمنین با (یا أیّها الذین آمنوا): « ای کسانی که ایمان آورده اید.» مورد خطاب قرار گرفته و هیچ گاه مسؤولیت این احکام بر دوش فرد نهاده نشده است.
از طرفی، روند اجرای احکام و شریعت به گونه ای است که چه احکام و عبادت های فردی و چه احکام و عبادت های جمعی هر یک ارتباطی با حرکت های جمعی و گروهی دارند.
به عنوان مثال ، نماز یکی از مهم ترین فرایض دینی است که می توان آن را را به تنهایی خواند، اما نماز جماعت از چنان اجر و پاداشی برخوردار است که با تنهایی نماز خواندن قابل مقایسه نیست.
پیامبر اکرم(ص) نیز در بدو دعوت خود کار گروهی و جمعی و پرهیز از شخصیت گرایی و فرد محوری را سرلوحه ی کار خود قرار داد، تا این که توانست نسلی را از اصحاب تربیت کند که با یک حرکت جمعی بتوانند پیام خداوند را به دیگران برسانند. نسل صحابه در فکر، اندیشه، فقه، حفظ کلام خدا، سیاست و…هرگز متکی بر شخص نبود، تا آن جا که بعد از رحلت رسول خدا(ص) بدون این که خلأ و وقفه ای در حرکت اسلامی ایجاد شود، اصحاب دین خدا را در شرق و غرب جهان توسعه دادند و با استفاده از پشتوانه ی نیروی انسانی در امور فقهی و اجرایی سبب ایمان آوردن انسان های زیادی شدند.
آنچه در نظام اجرایی خلفای راشدین حاکمیت داشت، «شورا» به معنای تمام کلمه بود. «شورا» بنیان فکر وعمل اصحاب را شکل می داد، تا آن جا که انتخاب خلیفه با شورا و بیعت صورت می گرفت و خود خلفا بیش از این که خلافت را حق مسلم خود بدانند، خویشتن را نماینده ی شورا و اراده ی جمع می دانستند.
این فرهنگ در گفتگو، روابط اجتماعی، تصمیمات سیاسی و فتوای فقهی اصحاب حاکم بود؛ چرا که پیامبر خدا(ص) با الهام گیری از این آیه ی مبارکه که خداوند در آن می فرماید:
(وَالَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ ) شوری:۳۸
(و کسانیند که دعوت پروردگارشان را پاسخ میگویند ، و نماز را چنان که باید میخوانند ، و کارشان به شیوه رایزنی و بر پایه مشورت با یکدیگر است ، )
اصحاب را با تفکر و روحیه ی شورایی تربیت کرده بود و به آن ها آموخته بود که چگونه در فعالیت های جمعی مشارکت نمایند.
لذا اصحاب در دوران قدرت خود هرگز به شخصیت پرستی و فردگرایی روی نیاوردند و هرگز کاخ سلطنت را برای حکام بنا نکردند و خلافت اسلامی را هدیه ای ذاتی از جانب خداوند برای شخص خلیفه تلقی نکردند، بلکه آن ها خلیفه را نماینده ی شورا و اراده ی جمع دانسته و از نظارت برعملکرد او و انتقاد به وی ابایی نداشتند.
خداوند کار جمعی را راهی بی بازگشت برای نسل های آینده ی مسلمانان می داند، آنگاه که آنها را به صورت فردی مورد خطاب قرار نمی دهد و امانت« حفظ و توسعه ی اسلام» را به تمامی مردان و زنان مسلمان می سپارد:
«وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ» توبه:۷۱
(مردان و زنان مؤمن ، برخی دوستان و یاوران برخی دیگرند . همدیگر را به کار نیک میخوانند و از کار بد باز میدارند)
یکدیگر را تحمل کردن و به صورت جمعی کار را پیش بردن نه تنها در عرصه ی حکومت و سیاست حاکم بود، بلکه فرهنگ جاری مسلمانان صدر اسلام بود؛ به طوری که بعد از سقوط حکومت خلفای راشدین و برقراری نظام سلطنتی در سرزمین های اسلامی همین فرهنگ شورایی پیشوانه ای برای سرداران و سربازان و مبلغین اسلامی بود تا با تلاش و جهاد وارد دیگر سرزمین ها شوند و با روحیه ی تسامح چهره ی زیبایی را از اسلام و عدالت آن عرضه نمایند و همین چهره ی زیبا و عدالت گرایانه انگیزه ای برای ایمان آوردن بسیاری از مردم شد.
متأسفانه در جهان امروز در بین ما چندان به کار جمعی و شورایی اهمیت داده نمی شود و شورا نه یک ضرورت، بلکه یک نوع تشریفات تلقی می شود. این که هر کس خودسرانه کار کند و به تبعات رفتار خود توجهی نداشته باشد و این که هر کس حرف خود را بزند و به نظرات دیگران توجه نداشته باشد و به سادگی ارزش های فکری و زحمت دیگران را زیر سؤال ببرد، نتیجه ای جز شکل گیری فعالیت های موازی و بیهوده و یا رویارویی نیروهای مخلص و مفید در مقابل یکدیگر ندارد.
انسان ها در جهان امروز، خصوصا” مردم کشورهای توسعه یافته اهمیت کار شورایی را به خوبی دریافته اند، از این رو تمامی فعالیت ها و تصمیمات آن ها به صورت جمعی صورت می گیرد. در این جوامع به ندرت پیش می آید که فردی ظهور کند و بخواهد به تنهایی مشکلی را از جامعه حل کند. در پشت هر تغییر وتحول و اصلاحی اراده ی جمعی حاکم است و همین اراده ی جمعی پشتوانه ای برای شکل دادن کارهای بزرگ و تغییر شرایط است.
این سنت خداوندی است تا آن جا که قرآن کریم می فرماید:
«إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ» رعد: ۱۱
(خداوند حال و وضع هیچ قوم و ملّتی را تغییر نمیدهد ( و ایشان را از بدبختی به خوشبختی ، از نادانی به دانائی ، از ذلّت به عزّت ، از نوکری به سروری ، و . . . و بالعکس نمیکشاند ) مگر این که آنان احوال خود را تغییر دهند.)
ما هرگز از تجارب نسل های گذشته ی خود و دیگر ملت ها بی نیاز نیستیم؛ اما این استفاده زمانی ممکن است که در قالب یک حرکت جمعی قرار گیرد تا جنبه عملیاتی به خود گرفته و از تأثیر گذاری عمیق برخوردار باشد.
به سختی می توان تصور کرد که در این دنیا با پیچیدگی های اطلاعاتی و فکری که وجود دارد، فردی بتواند به تنهایی و بدون نیاز به جمع گامی هر چند کوچک در راه خیر و صلاح جامعه اش بردارد. در دنیای ما فعالیت های فردی کم اثر، ضعیف و محکوم به شکست است و صدای یک فرد را هرگز دنیا نخواهد شنید. این تجربه ها، این فرمایش پیامبر(ص) را در ذهن ها زنده می کند که فرمود: «دست خدا با جماعت است، هر کس از جماعت بیرون رودخود را به سوی آتش بیرون کشیده است.» روایت ترمذی
برای رسیدن به نقطه مطلوب و به طور کلی موفقیت، کار جمعی از چنان اهمیتی برخوردار است که باید برای آن فرهنگ سازی کرد و روحیه ی عموم را با شورا سازگار نمود.
کار جمعی باید از روستاها، محلات و دانشگاه ها شروع شود و شهرها و کشورها را در برگیرد تا به یک تجربه ی جهانی تبدیل شود. اولین نهادی که نیازمند فرهنگ شورایی و تصمیم گیری جمعی است، خانواده است؛ زیرا خانواده مدنی ترین و ریشه دارترین نهاد اجتماعی محسوب می شود. اگر شورا در خانواده باشد، انسان هایی که از خانواده ها وارد اجتماع می شوند، شورایی خواهند بود؛ اما اگر خانواده ها جایی برای زورگویی، استبداد و عقده گشایی باشند، انسان های برآمده از آن نیز چیزی جز این نخواهد بود.
اهمیت شورایی در میزان موفقیت به حدی است که نسل جوان ما باید ضرورت های کار جمعی و شورایی را درک کند.ممکن است انسان در تنهایی دوست داشته باشد کارهای زیادی را انجام دهد، اما همین اراده ی فردی بدون توجه به جمع، آغاز خودمحوری و استبداد است. مهم قرار دادن آرمان ها و خواسته ها در قالب جمع است؛ چرا که تنهایی و سکوت انسان را به معرفت درونی می رساند، اما این کار جمعی است که تکامل رفتاری و اجتماعی را در انسان ایجاد می کند.از آن جا که ما معتقدیم که اسلام نه یک معرفت درونی یا فلسفه و جنبش فکری محض، بلکه یک برنامه ی عملی در زندگی است، راهی نداریم جز این که قالب های فعالیت های جمعی را بپذیریم، تا همگام با دیگران رشد کنیم و با رشد خود، رشد دیگران را نیز فراهم کنیم.
تحولات با شتاب شکل می گیرد، اما فطرت بشری تغییر نمی کند. خیر و سعادت ما در حرکت جمعی نهفته است. و لازم است که افراد از تک بودن و فرد بودن به پشتوانه ای برای یکدیگر تبدیل شوند و زندگی ما بر اساس سرنوشت مشترک شکل بگیرد و این مصداق سخن پیامبر (ص) است که می فرماید:
« مؤمن نسبت به مؤمن مانند ساختمان است که بعضی از آن بعضی دیگر را محکم می کند.» متفق علیه
————————————-
منبع: نسل جوان، بیداری و مسؤولیت ها / نویسنده : آبتین امیری
04/09/2014
اهیمت و نقش زبان در زندگی ما
نوینسده: : عبدالسلام ملکی( بغلانی)
مردم آنچه زیان می بینند بواسطه زبان می بینند.
کسی که مسلمانان از زبان او آسوده باشند از همه افضل تر است.
زبان شما شناسنامه شماست.
زیبای شخص در گفتار اوست.
برای مردم خوش زبان و نیک گفتار باشید.
اگر خاموش باشی تا دیگران به سخن آرندت بهتر از اینکه در حال سخن گفتن دیگران خاموشت نمایند.
ریا کار زبان زیبا و قلبی بیمار دارد.
بلای آدمی در زبان اوست.
هر چه که به زبان آمد به زیان آمد.
هرگز از آنچه بر زبان نیاورده اید، پشیمان نخواهید شد.
خاموشی زبان تندرستی انسان باشد.
به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد.
بهترین کارها در نزد خدا، نگهداری زبان است.
بیشترین گناهان فرزند آدم از زبان اوست.
خدا به انسان دو چشم ولی یک زبان اعطا کرده است تا دو برابر آنچه را که می گوید به چشم ببیند.
بهترین صدقه، نگهداری زبان است.
هر انسانی به کیفر زبان و دستش گرفتار می شود.
فصیح ترین زبان، عمل است.
مصلحت انسان به حفظ زبان است.
اگر کسی زبان راستگو دارد، کردارش پاکیزه خواهد بود.
زبان شما، شناسنامه ی معرف شخصیت شماست.
چه بسیار مردم که از زیان زبان خود، نیست و نابود شدند.
سخن بگوید تا شناخته شوید،زیرا مرد در زیر زبان خود پنهان است.
کسی که زبان خود را نگاه داشت احترام خود را زیاد خواهد کرد.
زبان، نشان دهنده دانایی ملت هاست.
زیبایی مرد در فصاحت زبان اوست.
لغزش قدم خون آور، و لغزش زبان مرگ آور است.
آسایش آدمی، در زندانی کردن زبان است.
سر خود را از لغزش زبان نگاه دار.
زبان، گوینده راز عقل است.
چه بسیار آدمی که ، زبان او سرش را بر باد داده است.
زبان ترازوی سنجش آدمی است.
زبان لباس اندیشه است.
سخن، آوردگاه شخصیت انسان است.
زبان درنده ای را ماند که اگر رها کنی، بگیرد.
لغزش پا خون می آورد و لغزش زبان سر را بر باد می دهد.
نگهداری زبان از ایمان است.
——————————
منبع: نصایح و مواعظ / تألیف: عبدالسلام ملکی( بغلانی)
30/08/2014
کشف سیاره ای جدید با وزن هفده برابر زمین
دانشمندان آمریکایی موفق شدند سیاره جدیدی خارج از منظومه شمسی پیدا کنند که احتمالا می تواند سیاره ای زنده باشد. این سیاره که مملو از صخره و کوه است وزنش حدود هفده مرتبه بیش از وزن زمین است. مساحت این سیاره جدید نیز دو برابر زمین است.
این سیاره موسوم به quotation mark ابر زمین Mega Earth quotation mark به دور ستاره ای بسیار قدیمی به نام کپلر10 « Kepler-10» می گردد که حدود پانصد و شصت سال نوری از زمین فاصله دارد و در منظومه دراکو (Draco) نام دارد.
سیاره ای جدید
اعلام این خبر سبب بهت دانشمندان شده است زیرا تصور عمومی بر این است که سیاره هایی به این بزرگی عمدتا از گاز تشکیل شده اند و نه اینکه همانند زمین و زهره، سنگی و صخره ای باشند. هنوز مشخص نیست این سیاره که کپلر10-سی (Kepler-10c) نام گرفته چگونه تشکیل شده است. علت نامگذاری این سیاره نیز آن است که گروه کپلر سازمان هوا-فضای آمریکا (ناسا) این سیاره را کشف کرده است.
قطر این سیاره حدود هجده هزار مایل معادل بیست و نه هزار کیلومتر است که 2.3 برابر بیشتر از قطر زمین است.
منبع:http://farsi.islamworldnews.com