18/11/2025
نور رحمان اخلاقی، وزیر امور مهاجرین حکومت پیشین، میگوید اختلافات میان سران سیاسی هزینه هنگفتی بر دوش مردم گذاشته است.
به باور او، سیاستمداران مخالف طالبان با گذشت هر روز، فرصتهای ارزشمندی را از دست میدهند. به گفته اخلاقی، برخی رهبران سیاسی «انگیزه و توان ادامه مبارزه را از دست دادهاند.»
https://afintl.com/202511187058
17/11/2025
نقدی بر این نوشته!
عدم برسمیت شناسی طالبان و نداشتن رابطه دیپلماتیک آنها با سایر دولت ها روزنه های امید را برای برگشت آزادی به کشور زنده نگهداشته. ادامه این وضعیت با استناد نادرست به اصول حقوق بین الملل ممکن نیست، بل که در گذشته هم نبوده و دولت های هرچند اندک با رژیم طالبان رابطه برقرار کرده اند.
نباید که با تفسیر نادرست از اصول حقوق بین الملل توهم کاذب برای خود خلق کنیم و آن را مبنای استدلال خود بسازیم.
مبنای ایجاد رابطه دیپلماتیک خواست و اراده دولت هاست (ماده دوم کنوانسیون ویانا). بنابر این دولت ها هستند که بر مبنای منافع سیاسی و ملی تصمیم می گیرند با یک دولت یا حتی یک گروه که صاحب سرزمین هم نباشد، رابطه دیپلکاتیک برقرار کنند یا خیر؟ هم چنان که ایجاد رابطه دیپلماتیک مبنای الزامی در حقوق بین الملل ندارد، پایان دادن به این رابطه هم کاملا اختیاری و بر اساس اراده سیاسی دولت ها انجام می شود. پس نمیتوان هیچ اصلی را در حقوق بین الملل استناد نمود که دولتی را ملزم به ایجاد رابطه یا قطع رابطه دیپلکاتیک با دولتی دیگر بسازد. نمونه بارز این موضوع دو دولت ایران و آمریکا است، که با وجود داشتن تمام شرایط دولت بودن از نظر حقوق بین الملل، اما این دو دولت رابطه دیپلماتیک با هم ندارند.
همان گونه که ایجاد رابطه دیپلماتیک خواستگاه سیاسی و ارادی دارد، پذیرش و ادامه فعالیت دیپلمات ها در کشور پذیرنده براساس خواست و اراده کشور میزبان است.، چنان که کشور پذیرنده در آغاز مسوولیت دیپلمات ها میتواند با صدور ویزا موافقت خود را با فعالیت دیپلمات معرفی شده ابراز نماید، در صورتی که کشوری برای دیپلمات ویزا صادر نکند و یا هم آن را تمدید نکند به معنی عدم موافقت کشور میزبان با پذیرش و یا ادامه فعالیت دیپلمات تلقی می شود، پس روش های دیگری هم برای عدم رضایت دولت میزبان با فعالیت دیپلمات به جز عنصر نامطلوب خواندن وی وجود دارد.
البته فرایند معرفی سفیر و دیپلمات های ارشد با سایر دیپلمات ها هم سان نیست، اما نقطه اشتراک همه آنها برای حضور و ادامه فعالیت در کشور میزبان داشتن ویزای دیپلماتیک است.
با توجه به این موضوع استناد کردن به کنوانسیون ویانا و حقوق بین الملل به دلیل این که دولت ها را ملزم به ادامه فعالیت با نمایندگی های سیاسی و قنسولی دوره جمهوریت بدانیم مبنای درستی نیست. برای این که جلو برسمیت شناسی و ایجاد رابطه دیپلکاتیک با رژیم طالبان توسط بیشتر کشورها گرفته شود، ضرورت است تا گروه های فعال در کشورهای میزبان توجه دولت ها را به نقض گسترده حقوق بشر و جنایت های این گروه جلب نمایند.
از صفحه آقای سجاد
دپلومات پیشین در امریکا
بحثهای اخیر پیرامون آینده برخی سفارتهای افغانستان در خارج، بهویژه در استرالیا، بار دیگر موضوع ماهیت نمایندهگی مشروع افغانستان را به محور گفتوگوهای حقوقی و سیاسی تبدیل کرده است. در این میان، برداشتهای نادرستی مبنی بر اینکه دولتهای میزبان میتوانند بهصورت یکجانبه اعتبارنامه سفیران منصوب دوران جمهوری را تمدید نکنند یا مأموریت آنان را خاتمه دهند، رواج یافته است؛ برداشتهایی که نه با اصول حقوق بینالملل سازگار است و نه با قواعد تثبیتشده در کنوانسیونهای ویانا.
در حقوق بینالملل، میان «کشور» و «حکومت» تفکیک روشنی وجود دارد. کشور افغانستان بهعنوان شخصیت حقوقی مستقل در نظام بینالملل، فارغ از تغییرات سیاسی داخلی، همچنان پابرجاست. آنچه در سال ۲۰۲۱ در افغانستان رخ داد، سقوط دولت مشروع و ظهور یک رژیم مستبد بود، نه زوال کشور افغانستان. به همین دلیل، نمایندهگیهای سیاسی تعیینشده در دوران جمهوریت همچنان نمایندهگان قانونی مردم افغانستان محسوب میشوند و هیچ رژیم مستبد یا غیرمشروعی نمیتواند جانشینی آنان را مطالبه یا تحمیل کند.
کنوانسیون ۱۹۶۱ ویانا درباره روابط دیپلماتیک صراحت دارد که پذیرش سفیر یک کشور تنها در لحظه درخواست اعتبارنامه از سوی دولت فرستنده قابل ارزیابی است. پس از پذیرش رسمی یک سفیر، پایان مأموریت او تنها با اعلام رسمی «فرد نامطلوب» ممکن است؛ اقدامی که بار سیاسی سنگینی دارد و فقط در شرایط بسیار خاص انجام میشود. تغییر قدرت در کشور فرستنده، بهویژه زمانی که قدرت جدید بهرسمیت شناخته نشده باشد، هرگز در شمار این شرایط قرار نمیگیرد. بنابراین، ادعای اینکه یک دولت میزبان میتواند بهدلیل تحولات داخلی افغانستان از تمدید اعتبارنامه سفیر یا ادامه مأموریت او خودداری کند، فاقد مبنای حقوقی معتبر است و با عرف تثبیتشده روابط دیپلماتیک در تضاد قرار دارد.
بیشتر بخوانید...
https://f.mtr.cool/divecokado
16/11/2025
دیدار با یک قهرمان
صبح امروز توفیق حاصل شد ،تا دیداری با قوماندان گل حیدر خان داشته باشیم، او از چهره های نامدار جهاد و مقاومت و یکی از قهرمانان روزگار ماست.
برای نخستین بار با گل حیدر خان در ۱۳۵۹ آشنا شدم، روز عید بود و قرارگاه چمالورده هنوز بصورت آشکار آغاز به فعالیت نکرده بود. گل حیدر خان همراه شهید ذبیح الله توفیق که هم صنفی من بود، در بازار رخه آمده بودند و گل حیدر کلا شنکوفاش را زیر پتو پنهان نگهداشته بود؛ جوانی تازهکار و لب ریز از عشق و احساسات!
بیش از چند ماهی سپری نشد، که قرارگاه چمالورده فعال گردید، و پا بپای آن نام گل حیدر بر سر زبان ها افتاد. همه از شجاعت و بی باکی او می گفتند. گل حیدر با مو های دراز و آواز غران معروف بود. در همان سال هفته نامه ندای جهاد که از سوی جبهه نشر می شد، این نظم عامیانه را سال ها قبل در مورد مجاهدان جنگ انگلیس سروده شده بود، با چنین تفاوت به نشر سپرد :
واسع خان مرد میدان است، بیا بچیم انگور بخور
گل حیدر شیر غران است، بیا بچیم انگور بخور
تا نیمهی ۱۳۵۹ نیرو های حکومتی در شهرستان رخه مستقر بودند، و عساکر آن ها در اطراف محوطه گشت می زدند، روزی یکی از عساکر پسر بچه کوچکی را که تفنگ چوبی در دست داشت، مورد خطاب قرار داده می گوید : او بچه، تو مگر از توپ و طیاره دولت نمی ترسی، که در برابر آن می خواهی بجنگی؟
پسر بلافاصله پاسخ داده می گوید : تو مگر از گل حیدر نمی ترسی؟
این گفتگوی ساده بدرستی می رساند، که تا چه پیمانه گل حیدر در اذهان کوچک و بزرگ نفوذ کرده بود.
در یک صبح دل انگیز بهاری
(۸/ثور ۱۳۶۱ ه.خ) پس از ادای نماز صبح گل حیدر دریشی خود را می پوشد، و کلاشنکوف خود را می گیرد، و این زمانی است، که صدای هلیکوپتر شنیده می شود، اما فکر نمی شد که نیروی کوماندویی پیاده کنند، زیرا چنین حملهی سابقه نداشت. آرام، آرام به سرک عمومی در ساحهی "لب او" نزدیک می شود، تا این که می بیند، در نزدیکی او یک افسر شوروی ايستاده است، و او را با دست اشاره می کند، که بیا!
گل حیدر گفت : وقتی دیدم، که به من اشاره می کند، تعجب کردم که روس تا چه حد جرأت کرده، بدون این که فیر کند قصد دستگیری مرا کرده است، بدون تزلزل، افسر روسی را به رگبار بستم، تفنگی که در دست داشت، از چند جا مورد اصابت مرمی قرار گرفت، و از کار افتاد.
افسر شوروی را که زنده بود، به زیر پا انداختم، نشان های عسکری را کندم ورها کردم.
قوماندان ،چرا او را نه کشتی؟
گل حیدر : بگذار تا زنده است، از مجاهدین قصه بکند.
در هر نبردی که در منطقه صورت می گرفت، نام گل حیدر در صدر جا داشت و همه بدان اعتراف دارند، و کسی نیست که در سرتیری و فداکاری های ایشان تردید داشته باشد. در سال ۱۳۶۲، گل حیدر خان پای چپ خود را در اثر انفجار ماین از دست داد، و از آن روز تا اکنون با یک پا فعالیت می ورزد.
قطع پا مانع تلاش و مجاهدت گل حیدر خان نشد؛ در سال ۱۳۶۳ به اتفاق همهی مجاهدان قرارگاه چمالورده، فرماندهی آن قرارگاه را در یک برههی زمانی بسیار دشوار متقبل شد. گذشتهی درخشان و استعداد فوقالعادهی اودر امر رهبری موجب شد، تا به عنوان فرمانده لایق و مورد احترام باقی بماند، و هیچ کس در امر فرماندهی او ایراد نداشته باشد.
روز هایی که قوای شوروی از چند سو دست به تهاجم می زدند و مجاهدان ناگزیر می شدند، تا مواضع خود را تغییر دهند، یک مساله این بود، که قوماندان با پای لنگ خود چه کار کند؟ گل حیدر خان در چنین اوضاعی می گفت : بچه ها، غم مرا نخورید، شما دو پا دارید، من سه پا دارم، یک پاس مصنوعی ریزرف با خود می داشت و همگام با دیگران حرکت می کرد.
او چندین بار جراحت برداشته، پرده گوش خود را از دست داده، و چند چره آزار دهنده هم با خود دارد. گل حیدر خان بسان بسیاری از روستا نشینان با جهاد و مقاومت به عزت رسید، و عزتش مستدام باد! او دیگر در پنجشیر و شمال کابل نه تنها یک نام آشنا، بلکه شخصیتی مردمی و قابل احترام برای همه می باشد. برایش عمر دراز و بخت بلند آرزومندیم.
از برگه آقای منصور
عضو پیشین پارلمان و عضو شورای رهبری جمعیت اسلامی افغانستان
15/11/2025
پیام جمعیت اسلامی افغانستان در پیوند به بیست و نهمین سالروز وفات فرمانده عبدالحی حقجو
از درگذشت مرحوم عبد الحی حقجو، امیر جبهات جمعیت اسلامی افغانستان در ولایت بغلان بیست و نه سال می گذرد.
روانشاد فرمانده عبد الحی حقجو مجاهد مومن، با تقوی، آگاه، متواضع و از نخبه ترین فرماندهان جهاد مردم افغانستان بود. او مناطق تحت فرماندهی اش را به الگوی از حکمرانی موفق، امنیت، نظم، عدالت و تمرکز به ایجاد نهاد های عام المنفعه و در راس آنها ایجاد مکاتب و توجه به خصوص به معارف تبدیل کرده بود.
ایشان از ایام جوانی به صفوف جمعیت اسلامی افغانستان پیوست و در رهبری صفوف مجاهدین در ولایت بغلان و هماهنگی با سایر جبهات مجاهدین در ولایت های شمال شرق کشور سهم ارزنده و بارزی ایفا کرد.
مرحوم فرمانده حقجو که کارنامه جهادی آن در پهلوی مبارزه گرم با اشغالگران ارتش سرخ، با ظلم و فساد ستیزی و تلاش ومجاهدت برای امنیت و رفاه و آرامش مردم و توجه به معارف گره خورده است، یقینا از خود رشادت و میراث گران سنگی به یادگار گذاشت است.
جمعیت اسلامی افغانستان ضمن تسلیت به خانواده مرحوم و مجاهدین حوزه شمال شرق کشور، یاد فرمانده عبد الحی حقجو، آن مجاهد مومن و واراسته وسایر شهدا وفرماندهان و مجاهدین کشور را گرامی می دارد و از الله متعال برای ایشان بهشت برین و علو درجات استدعا می
نماید.
از صفحه جمعیت اسلامی افغانستان
15/11/2025
زبان فارسی حافظهٔ حوزهٔ بزرگ فرهنگی تمدنی ماست
زبان فارسی زبان گروهی نژادی و کشوری خاص نیست، زبان فرهنگ و تمدن قلمروی گسترده است که مردمان و کشورهایی چند در منطقه را دربر میگیرد و زبان دوم فرهنگ و تمدن اسلامی است.
این که “در اصطلاح زبانشناسی امروز، «زبان فارسی» به زبان هخامنشیان، پهلویِ اشکانی و ساسانی و فارسیِ معاصر گفته میشود” و در طی زمان دگرگونیهایی را دیده و پس از اسلام پا به عرصهٔ «فارسینو» نهاده است، بیتردید در این زمینه بحثهایی زبانشناسانه وجود دارد. اما آنچه امروز به نام زبان فارسی مطرح میشود بی مغالطه و خلط مباحث مسلما مراد همین زبان فارسی کاربردی امروزین است. زبانی فارسی که پس از اسلام با کسب حروف و رسم الخط عربی ظهوری تازه یافته و در بیش از هزارودوصد سال تا امروز حافظ فرهنگ و تمدن قلمروی گسترده از کاشغر و کشمیر در شرق تا بغداد در غرب و از جزیرهٔ کریمه و نزدیکی های ماسکو در شمال تا بنگال و هند و پاکستان در جنوب بوده است.
مراد از فارسی زبانی است که در همهٔ این قلمرو پهناور بی هیچ تفاوتی مورد کاربرد و قابل فهم است؛ شعر ابو عبدالله رودکی بنجی سمرقندی قرن سه هجری چنان که برای مردمان بخارا و سمرقند و تاجیکستان امروز قابل فهم است به همان پیمانه در بدخشان و کابل و غزنه و هرات و قندهار در افغانستان و نیشاپور و ری و اصفهان در ایران، و لاهور و دهلی و کشمیر و دکن در شبه قارهٔ هند کاربرد دارد، به همین گونه کشف الاسرار علی هجویری لاهوری در قرن چهار در سراسر این قلمرو مانند شعر رودکی به عنوان یک اثر فارسی مورد استفاده است. به همین گونه است آثار بیدل دهلوی که در قرن دوازده هجری و دیوان اقبال لاهوری که در قرن چهارده هجری نوشته شده است، برای اهالی این زبان در همهٔ این اماکن قابل درک است. مگر سیر الملوک یا سیاستنامهٔ خواجه نظام الملک طوسی و کیمیای سعادت امام غزالی طوسی و نثر و شعر خواجه عبدالله انصاری از قرن پنج هجری و گلستان و بوستان شیخ اجل سعدی شیرازی از قرن هفت هجری و دیوان لسان الغیب حافظ شیرازی از قرن هشت هجری برای امروزیان در همهٔ این جغرافیای وسیع قابل فهم نیست؟ مگر کودکان در مکتب خانههای روستاها و شهرهای ما از قدیم تا امروز پس از روخوانی قرآنکریم به ترتیب دیوان حافظ و گزیدهٔ اشعار بیدل و گلستان و بوستان سعدی را در کنار هم به عنوان متون یک زبان نمیآموزند؟ مگر این کار دال بر این نیست که اینها همه از یک مشکات ناشی شده و دارای یک سنخ است؟
وقتی دانستیم در کاربرد واقعی،این زبان مصداقی یگانه دارد هرچند آن را چه به طبع زمان و چه به سوء قصد به چند نام «فارسی» یا «فارسی دری» یا «دری» یا «تاجیکی» یاد کرده اند یا میکنند، در ماهیت امر اثری نمیگذارد و آن را چندگانه نمیسازد؛ زیرا در چنین مواردی «اعتبار به مقاصد و معانی است نه به الفاظ و مبانی». حاصل این که مراد از فارسی و فارسی دری و دری و تاجیکی یک زبان باشد نه بیش. اما برای زدودن هر گونه التباس و بستن راه به هر گونه سوء قصد بهتر است این زبان به یک نام خوانده شود و فارسی از این میان در همهٔ ادوار نامی شایع و رایجتر در همهٔ این جغرافیا بوده است؛ لهذا میتوان کامپانی برای این منظور به راه انداخت و دانشمندان و ادیبان و روشنفکران قلمرو این زبان را برای پاسداری از میراث فرهنگ و تمدن آنان به مشارکت فراخواند.
عبدالشکور واقف حکیمی
07/10/2025
چند نکته اندرباب حال و احوال پریشان روزگار ما
از برگه عبدالحی خراسانی
1. رستگار استاد ربانی و سپهسالار مسعود؛ نماد هویت، مظهر فرهنگ، انتخاب تاریخ و احیاء کنندهٔ نظام فکری و سیاسی تمدن خراسان بودند.
فقدان شناخت اولویت های عصر جهاد، عدم درک کانتکست دوران مقاومت و بدون درنظرداشت معیارها و فکت های دوره های تاریخی، نباید به تحلیل پرداخت که ما را سخت دچار اشتباه مرگبار در نتیجه و قضاوت مینماید.
رستگار استاد ربانی و سپهسالار مسعود، هویت ما را از متن تاریخ به سطح جامعه آوردند و برای نخستین بار بعد از عصر سامانیان و طاهریان؛ اتحاد شمشیر و قلم را به نمایش گذاشتند.
در شأن شخصیت های مانند: ابومسلم خراسانی، طاهر پوشنجی، اسماعیل سامانی و مسعود نبوده و نیست که شعار قومی بدهند؛ زیرا کمترین نتیجهی محض ظهور شان در تاریخ، احیاء و تثبیت هویت، ایجاد روایت و نقشهی را برای آیندگان میباشد.
2. این درست است که رونشاد غلاممحمد نیازی با الهام از نهضت جنبش اخوان، نهضت اسلامی را در افغانستان پیافکند و رستگار استاد ربانی از بنیانگذاران نهضت بودند.
اما نکتهی اساسی این است که جمعیت اسلامی افغانستان در فرم سیاسی و دیدگاه راهبردی هیچ شباهتی ساختاری با جنبش اخوان نداشت و ندارد.
استاد ربانی برآمده از متن فرهنگ متکثر و متنوع تمدن خراسان بود و از آن تحجر و دگم اندیشی های که بعداً جنبش اخوان مصر را به تباهی کشید، کاملاً مبرا و منزه بود.
لهذا با قاطعیت می توان گفت: که استاد ربانی نماد قرائت معتدل مکتب بخارا و مظهر فرهنگ و هویت اساطیری و تمدنی بومی بود و هرگز اخوانی به معنی متعارف سیاسی آن در مصر نبود.
3. سپهسالار مسعود هرگز اخوانی نبوده نه در عمل و روش و نه در فکر و استراتیژی، بهتراست در باره مسعود چندباره مطالعه کنیم و عمیقتر بیاندیشیم.
مسعود فرزند فرهنگ، انتخاب تاریخ و نماد کامل یک شخصیت تفکر تمدنی و برآمده از متن معنویت و اخلاق اساطیری و تمدنی ما بود.
برچسب اخوانی به مسعود نادیده گرفتن عظمت شخصیت و پهناوری دیدگاه اوست.
ما نباید دچار این اشتباه گردیم که مسعود را از بحر بیکران اندیشه و تفکر تمدنی به کوزه تنگ و تاریک اخوانیت و قومیت زندانی بسازیم.
راه و اندیشه مسعود و دیدگاه و استراتیژی ما، تمدنی، شهروند محور، هویت مدار و خراسان محور است.
4. چرند و پرند خواندن تاریخ و تفکر سرزمین خراسان قبل از اسلام، اشتباه مرگبار و خود کشی تمام عیار می باشد.
اگر ما به این باور باشیم که ما فاقد تفکر و تمدن و فرهنگ و هویت و اعتبار و عزت و عظمت بودیم و ناگهان یک لشکر از حجاز آمد و به ما هویت و فکر و تمدن بخشید، معلوم است تاریخ را بادقت نخواندهایم و در راستای تثبیت روایت متجاوز کمر بستهایم.
نه عزیزم، باید از نیچه آموخت که توانست مرگ خدا را مورد سوال قرار بدهد اما فرزند فرزانهی بلخ را ابر مرد جاویدان تاریخ بنامد.
قدرت اندیشه و تفکر ما انکار ناپذیر است و تمدن خراسان نیز بر بستر همان خردگرایی تمدنی ما بنا شده است؛ لهذا ما وامدار حجاز نیستیم و اسلام وامدار ماست.
آری برادر!
گر تو نقدی یافتی مگشا
دهان
هست در ره سنگهای امتحان
سنگهای امتحان را نیز پیش
امتحانها هست در احوال خویش
امتحان در امتحانست ای پدر
هین به کمتر امتحان خود را مخر
30/05/2025
معترضان در اندراب در جریان تظاهرات طالبان، پرچم جبهه مقاومت ملی را برافراشتند
#اندراب #مقاومت
18/05/2025
جمهوری اسلامی ایران برای ط_البان پرچم نگذاشت.