مبارز بزرگ شهید محمد طاهر"بدخشی"

مبارز بزرگ شهید محمد طاهر"بدخشی"

Share

Contact information, map and directions, contact form, opening hours, services, ratings, photos, videos and announcements from مبارز بزرگ شهید محمد طاهر"بدخشی", Political organisation, Feyzabad.

Mobile uploads 19/02/2018

ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست !

Photos 29/10/2016

زیر بار بیگانه زندگی بسی ننگ است
زاده ئی بدخشانم سر بر آسمان دارم
بدخشی بزرگ
به مناسبت 8 عقرب سالروز شهادت شهید محمد طاهر بدخشی مرد فرهنگ ، مرد مبارز ، مرد اندیشه و خرد و رهبر تفکر ملی کشور !
فشردۀ زندگینامه و گوشه ئی از فعالیت های علمی و ادبی زنده یاد محـــمد طاهر بدخشی رهبر سازمان زحمتکشان افغانستان :
محمد طاهربدخشی فرزند وکیل محمد ذاکرفرزند میرزا محمد ناصربه روزدوشنبه هشت عقرب 1312 خورشیدی دریک خانواده منورودانش پروردرگذرمیرشکاران ناحیه سوم شهرفیض آباد مرکز ولایت بدخشان (افغانستان) چشم به جهان گشود. از سن شش سالگی تا ده سالگی به عوض مکتب رسمی ودولتی شا مل مدرسه اسلامی خرقه مبارک در زادگاه اش گردید ومدت چهارسال درخانه نزدعمه ومادربزرگش وهم درمدرسه آموزشهای دینی را آموخت. درسال 1323 شامل مکتب ابتداییه گردید و تا صنف نهم دانش آموزممتازآن دبیرستان بود، از صنف هفت به بعد یکی ازهمکاران قلمی روزنامه بدخشان شد، بعد از فراغت ازصنف نهم جهت ادامه آموزش راهی کابل را درپیش گرفت، بعد از ختم لیسه حبیبیه درسال 1336 چانس شمولیت دردانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه کابل را کمایی نمود که درسال دوم شعبه اقتصاد آن، به دانشکده مستقل تبدیل شد وبدخشی شامل آن گردید. بدخشی درسال 1340 با اخذ دیپلوم ازآن دانشکده فارغ شد و بعد از سپری نمودن مدت یک ونیم سال خدمت عسکری به حیث عضوی شعبه ریسرچ تا سال 1346 دردانشگاه کابل ایفای وظیفه نمود بعدأً تا اوایل سال 1357 بحیث کارمند وکارشناس ریاست تألیف وترجمه دروزارت تعلیم وتربیه به کارادامه داد وازبهار 1357 یعنی تا آخرین روزهای زندانی شدنش بواسطه جنایت کاران رژیم وقت مدت چند ماه به صفت رییس تألیف وترجمه درآن وزارت با کاروپیکاراجتماعی و سیاسی مشغول بود که سر انجام بدخشی بزرگ یکجا با فرزند عزیزش بایقرا محصل سال اول دانشگاه پلی تخنیک کابل و بیشترازسه هزارکادرها وفعالین سازمانش بدون محکمه درتیرماه 1358 بدست جلادان رژیم وقت به شهادت رسیدند. روحشان شاد و یاد شان گرامی باد.
فعالیت های علمی و ادبی :

آثار ونوشته های مرحوم بدخشی :
1ــ تاریخ ادبیات تخارستان
2 ــ تاریخ معاصر افغانستان
3 ــ لعل بدخشان
4 ــ تحلیل درآفریده های شاه عبدالله یمگی بدخشی
5 ــ مسألۀ ملی و اشتراک های اتنیکی در افغانستان
6ــ آریانا و آریا بازی
7ــ چند قطره اشک داستان گونه
8ــ اشعار شعرای بدخشان
9 ــ تاریخ خرقۀ مبارک درشهر فیض آباد
10ــ داستان کاوۀ آهنگر
11ــ ازبلخ تا بدخشان
12 ــ مقاله « بیدل ازبدخشان است »
13ــ دو رساله ادبی ( درباره ابومحشربلخی، ریاضیدان واخترشناس معروف ) وابراهیم ادهم بلخی
14ــ مروری برتاریخ اقتصادی افغانستان، از نوشته های پژوهشی وعلمی است که بعضی از مقالات آن درروزنامه های کشوربه چاپ رسیده است.
15 ــ زندگینامۀ مولوی سلیم راغی، قسمأً درمجله عرفان اقبال چاپ یافته است.
16ــ یاد داشت های پژوهشی درمورد تاریخ سنگی محمد بدخشی.
17 ــ در مورد فرهنگ مردم، وادبیات کودکان.
و دوازده جلد خاطرات زندگی اش را که از نظرعلمی و پژوهشی بسیاربا اهمیت می باشند، به رشته تحریر در آورده است. علاوه برآنها بدخشی درحدود یک صد مقاله در روزنامه های اتحاد بغلان، فاریاب، بدخشان، انیس، افکار نو، پیام وجدان ومجلات کابل (ژوندون، برگ سبز، آریانا وغیره) به اسم خود وبه نام های مستعار چون ابوذر ویسی منتشر نموده است.
روح شهیدان راه آزادی که در مقابل ظلم ، استبداد و بی عدالتی ها مردانه وار ایستاند شاد و یاد شان گرامی باد .

Photos 13/01/2016

Badakhshan - بدخشان

Mobile uploads 08/10/2015

ما زنده بر آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست !

24/07/2015

برای آسوده و سر بلند زیستن باید مبارزه کرد

Photos 29/10/2013

گر به دارم بر کشند اندر رهی عشق وطن !!!
تا بود جانم به تن ، گویم وطـن گویم وطـن !!!

به مناسبت 8 عقرب سالروز تولد و همچنان سالروز شهادت مبارز بزرگ ، مجاهد ، نستوه و خادم شهید محمد طاهر بدخشی !
فشردۀ زندگینامه و گوشه ئی از فعالیت های علمی و ادبی زنده یاد محـــمد طاهر بدخشی رهبر سازمان زحمتکشان افغانستان

محمد طاهربدخشی فرزند وکیل محمد ذاکرفرزند میرزا محمد ناصربه روزدوشنبه هشت عقرب 1312 خورشیدی دریک خانواده منورودانش پروردرگذرمیرشکاران ناحیه سوم شهرفیض آباد مرکز ولایت بدخشان (افغانستان) چشم به جهان گشود. از سن شش سالگی تا ده سالگی به عوض مکتب رسمی ودولتی شا مل مدرسه اسلامی خرقه مبارک در زادگاه اش گردید ومدت چهارسال درخانه نزدعمه ومادربزرگش وهم درمدرسه آموزشهای دینی را آموخت. درسال 1323 شامل مکتب ابتداییه گردید و تا صنف نهم دانش آموزممتازآن دبیرستان بود، از صنف هفت به بعد یکی ازهمکاران قلمی روزنامه بدخشان شد، بعد از فراغت ازصنف نهم جهت ادامه آموزش راهی کابل را درپیش گرفت، بعد از ختم لیسه حبیبیه درسال 1336 چانس شمولیت دردانشکده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه کابل را کمایی نمود که درسال دوم شعبه اقتصاد آن، به دانشکده مستقل تبدیل شد وبدخشی شامل آن گردید. بدخشی درسال 1340 با اخذ دیپلوم ازآن دانشکده فارغ شد و بعد از سپری نمودن مدت یک ونیم سال خدمت عسکری به حیث عضوی شعبه ریسرچ تا سال 1346 دردانشگاه کابل ایفای وظیفه نمود بعدأً تا اوایل سال 1357 بحیث کارمند وکارشناس ریاست تألیف وترجمه دروزارت تعلیم وتربیه به کارادامه داد وازبهار 1357 یعنی تا آخرین روزهای زندانی شدنش بواسطه جنایت کاران رژیم وقت مدت چند ماه به صفت رییس تألیف وترجمه درآن وزارت با کاروپیکاراجتماعی و سیاسی مشغول بود که سر انجام بدخشی بزرگ یکجا با فرزند عزیزش بایقرا محصل سال اول دانشگاه پلی تخنیک کابل و بیشترازسه هزارکادرها وفعالین سازمانش بدون محکمه درتیرماه 1358 بدست جلادان رژیم وقت به شهادت رسیدند. روحشان شاد و یاد شان گرامی باد.
فعالیت های علمی و ادبی :


آثار ونوشته های مرحوم بدخشی :

1ــ تاریخ ادبیات تخارستان

2 ــ تاریخ معاصر افغانستان

3 ــ لعل بدخشان

4 ــ تحلیل درآفریده های شاه عبدالله یمگی بدخشی

5 ــ مسألۀ ملی و اشتراک های اتنیکی در افغانستان

6ــ آریانا و آریا بازی

7ــ چند قطره اشک داستان گونه

8ــ اشعار شعرای بدخشان

9 ــ تاریخ خرقۀ مبارک درشهر فیض آباد

10ــ داستان کاوۀ آهنگر

11ــ ازبلخ تا بدخشان

12 ــ مقاله « بیدل ازبدخشان است »

13ــ دو رساله ادبی ( درباره ابومحشربلخی، ریاضیدان واخترشناس معروف ) وابراهیم ادهم بلخی

14ــ مروری برتاریخ اقتصادی افغانستان، از نوشته های پژوهشی وعلمی است که بعضی از مقالات آن درروزنامه های کشوربه چاپ رسیده است.

15 ــ زندگینامۀ مولوی سلیم راغی، قسمأً درمجله عرفان اقبال چاپ یافته است.

16ــ یاد داشت های پژوهشی درمورد تاریخ سنگی محمد بدخشی.

17 ــ در مورد فرهنگ مردم، وادبیات کودکان.

و دوازده جلد خاطرات زندگی اش را که از نظرعلمی و پژوهشی بسیاربا اهمیت می باشند، به رشته تحریر در آورده است. علاوه برآنها بدخشی درحدود یک صد مقاله در روزنامه های اتحاد بغلان، فاریاب، بدخشان، انیس، افکار نو، پیام وجدان ومجلات کابل (ژوندون، برگ سبز، آریانا وغیره) به اسم خود وبه نام های مستعار چون ابوذر ویسی منتشر نموده است.
روح شهیدان راه آزادی که در مقابل ظلم ، استبداد و بی عدالتی ها مردانه وار ایستاند شاد و یاد شان گرامی باد .
مدیر صفحه .

Photos 19/09/2013

این شهزاده شهید بایقرا فرزند شهید محمد طاهر بدخشی است
که نامش شامل لیست 5000 نفری قربانیان حکومت تره کی و امین فاشیست میباشد !
پدری شاهد شکنجه و شهادت پسرش که محصل سال اول دانشگاه پولی تخنیک بود قرار گرفت ! ! !
هـــای هموطن، بشنو دیگر چه قساوتی قبل از شهادت محمد طــاهـــــر بدخشی، بروی این جنایت کاران تاریخ روا داشتند. زیرا آنها می خواستند«آن یل گردنفراز» را به زانو در بیاورند، همــان بود که فــــرزند جوان و برومند وی را که محصل سال اول پولیتخنیک (دانشگاه پولتخنیک) کابل که آن قربانی پدر،علی بایقراء نام داشت، بدون کدام ...جــــرم به زندان فرستادند و فـــرزند جوان را در برابر پدر به شکنجه گرفتند، همـــه پدران آگاه اند که بر قلب هر پدری چه خــواهـــد گذشت، در حالیکه برای بدخشی سخت میگذشت و نا گزیر این درد تاقت فرســا را پذیرفت و به جانیان خم نشد و سرانجام این پسر جوان را در مقابل چشمان پدر به شهادت رساندند. چنانچه که این بیرحمی و و حشی صفتی را نویسندۀ آگاه میهن(عادل فرامرز) به عنوان «ضیافت خون» دردهــۀ اول شهادت بدخشی به رشتۀ تحریردرآورده است، که در بخشی از آن چنین آمده است:«...پیش از آنکه بدخشی خود به ذبحگاه برود و جان فدای امرحق کند، شکنجه و عذاب فرزند جوان خویش، بایقراء و سرانجام شهـادت آن معصوم را با نگاهـان مهــربان تحمل آورد، و نظاره کرد، اینجا شقاوت و بیداد مرزی نشناخته است.
علی بایقــــرا « شــهید »

بدخشی خاموش، بدخشی کلام نفی و تردید برزبان، بدخشی چون کوهستان گرانسنگ با هزار زخم بر تن هنوز برپا بود، نمیشکست و سر پیش دشمن خم نمی آورد... بدخشی فریاد های پسر را شنید، پیکر خون آلود فرزند را به خاموشی نظاره کرد؛ خشم گرگان درنده و بیرحم و نیاز آهـوی رمیده ای جوان هردو را باید دید. پدر تاب بیاور تماشا کن!فرزند به قربانگاه آمده است ،چه ضافتی دارد پدر؛مهمانی خون پسر .

Photos 19/09/2013

این شاهزاده فرزند و جگرگوشه ئی مبارز بزرگ شهید محمد طاهر بدخشی میباشد که نامش شامل لیست 5000 قربانی حکومت ترکی و امین میباشد !
بایقرا فرزند محمد طاهر دانش آموز پولی تخنیک کابل !

Photos 16/06/2013

آبروی اهل دل از خاک پای مادر اســــــــــت
هرچه دارد این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی که قرآن می کند توصیــــــف آن
صاحب قرآن بگفتا زیرپای مادر اســـــــــــت

Photos 31/05/2013

.به افتخار همه شهیدان زندان دهمزنگ کابل :
به پشت میــله هـــــا دیدم کتـابـی
همـش خنجـــر،کمان،تیری،طنابی
به آن راهـــی که او میرفت سوگند
زهـــر حـــرفش چکد خون عقابی
به پشت مـیله هـا،مــــرد زمــــانه .
. نگفت« آری» بزیر تازیـانـــه
رود با قامـــــت چـــــون پرۀ کوه
بسوی چــوبـۀ دار شــــــادمـــــــانه
زپشـت میله ها بیــــــنم همیشه
که زندانـــیان همـی کوبد به تیــشـــــه
به خط حک شده در قلـــب دیوار
به انگشت آفــتـاب پــنهـــــــان نمیشـه
زپشــت میله هــا کــــردم نظاره
به لــــوح آســـــمان پُر ستــــــاره
بجای« آفــــتاب خفته درخاک»
همی رخــشــید چنــد المـــــاسپاره
زمستان 58 سراچه شرقی زندان دهمزنگ
صبورالله «سیاه سنگ

Photos 30/05/2013

به افتخار همه شهیدان زندان دهمزنگ کابل :
به پشت میــله هـــــا دیدم کتـابـی همـش خنجـــر،کمان،تیری،طنابی
به آن راهـــی که او میرفت سوگند زهـــر حـــرفش چکد خون عقابی
به پشت مـیله هـا،مــــرد زمــــانه نگفت« آری» بزیر تازیـانـــه
رود با قامـــــت چـــــون پرۀ کوه بسوی چــوبـۀ دار شــــــادمـــــــانه
زپشـت میله ها بیــــــنم همیشه که زندانـــیان همـی کوبد به تیــشـــــه
به خط حک شده در قلـــب دیوار به انگشت آفــتـاب پــنهـــــــان نمیشـه
زپشــت میله هــا کــــردم نظاره به لــــوح آســـــمان پُر ستــــــاره
بجای« آفــــتاب خفته درخاک» همی رخــشــید چنــد المـــــاسپاره
زمستان 58 سراچه شرقی زندان دهمزنگ
صبورالله «سیاه سنگ >

Photos 29/05/2013

گرچه یک کمی وقتتان را در بر میگیرد تا بخوانید اما باور کنید که اگر بخوانید خیلی میدانید و انشاآلله که از خواندن تان خرسند میشوید !
محمد طــاهــــر« بدخشی» کی بود،چی گونه می اندیشید و چسان جان باخت...
در سدۀ بیستم، شخصیت های برجسته ای در عــــرصه هـــای مختلف درخشیدند، و شهید محمد طـاهــــربدخشی از آن جمـــله است. سخن گفتن در بارۀ بدخشی، شخصیت بزرگ سیاسی، فرهنگی و متفکر دشوار می نماید، چنانچه که مولانا جلال الدین«خداوندگاربلخ» که در هشت سده و اندی چشم به دنیا گشود، در جریان زندگی پربارش،«وی در آنزمان، کتاب « مثنوی» را میگفت که جهانگیر خــواهـــد شد، این پیش بینی وی درست آمد، دلیل اش هم این بود که، مولوی هم سخن نیکو میگفت و هم به نیکو بودن و عمق گفتار خود واقف بود، و میدانست که چه چیز هـــای ماندگــار خـــواهـــد بود، و چه چیزهـــای به مـرور زمان از میان خــواهــد رفت.» بازهــــم به قــــول مــولانـای بزرگ می توان گفت که:« کاملی بود که خاک را به دست وی میدادی، از آن زر می ساخت، به قول« خداوندگار مثنوی» ناقصان که طـلا را ضایع می نمایند».
در سـی سـال و اندی قبل، محمــــد طــاهــــر بدخشی، متفکر بزرگ و طراح مسله ملی درهشتم عقرب سال 1358 خورشیدی درحاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان نا جــوانمــــردانه و بدون محاکمـــه به جـــــرم وطن پرستی، تیرباران اش کردند. در واقع او نمـــرده است و به جاودانه گان پیوست. پیروان و دوستداران شهید م.ط . بدخشی در هـــر دهـــه یاد بود گرامیداشت آن مبارز نستوه را تجلیل نمودند، که «یاد نامۀ محمد طــاهــربدخشی» دهــه اول به تاریخ سوم قوس سال 1368 خورشیدی درشهر کابل ، و دهـــه دوم به تاریخ 18 فبروری سال 2000 میلادی در شهر دوشنبه، پایتخت جهموری تاجکستان با یاری مشترک پژوهشگاه شرق شناسی و میراث خطی اکادمی علوم و عده ای از شاگردان وپیروان سیاسی شهید محمــد طــاهــــر بدخشی دایرگردید، اقبال چاپ یافته است. این مبارز نستوه که از دوران طفولیت با درد های مردم خود آشنا بود و هـــرچه زمان سپری می گذشت درد و آگـــاهـــی اش بیشتر می شد، و این همـــه به عشق ســوزان تبدیل شد. وی با خــــــرد ورزی و دید موشگافانه، درمـان درد هـــای سوزنده میهن خود افغانستان کثیرالاقوام را که سالهــا استعمار و نوکـــران شان از آن بهـــره می جستند، کشف نمود و با جسارت تمام اندیشــه هــــای خود را ابــراز داشت ازجمله ،در بارۀ مسله ملی با قاطعیت ابــراز داشت که:«مسله ملــی در حـــال حاضر به صورت صدای ضعیف به نظــر میـــرسد، اما این صدای ضعیف فــــردا به غـــــرش سهمگین بدل خـواهــــد شد.»
هـــای هموطن، بشنو دیگر چه قساوتی قبل از شهادت محمد طــاهـــــر بدخشی، بروی این جنایت کاران تاریخ روا داشتند. زیرا آنها می خواستند«آن یل گردنفراز» را به زانو در بیاورند، همــان بود که فــــرزند جوان و برومند وی را که محصل سال اول پولیتخنیک (دانشگاه پولتخنیک) کابل که آن قربانی پدر،علی بایقراء نام داشت، بدون کدام جــــرم به زندان فرستادند و فـــرزند جوان را در برابر پدر به شکنجه گرفتند، همـــه پدران آگاه اند که بر قلب هر پدری چه خــواهـــد گذشت، در حالیکه برای بدخشی سخت میگذشت و نا گزیر این درد تاقت فرســا را پذیرفت و به جانیان خم نشد و سرانجام این پسر جوان را در مقابل چشمان پدر به شهادت رساندند. چنانچه که این بیرحمی و و حشی صفتی را نویسندۀ آگاه میهن(عادل فرامرز) به عنوان «ضیافت خون» دردهــۀ اول شهادت بدخشی به رشتۀ تحریردرآورده است، که در بخشی از آن چنین آمده است:«...پیش از آنکه بدخشی خود به ذبحگاه برود و جان فدای امرحق کند، شکنجه و عذاب فرزند جوان خویش، بایقراء و سرانجام شهـادت آن معصوم را با نگاهـان مهــربان تحمل آورد، و نظاره کرد، اینجا شقاوت و بیداد مرزی نشناخته است.
علی بایقــــرا « شــهید »


بدخشی خاموش، بدخشی کلام نفی و تردید برزبان، بدخشی چون کوهستان گرانسنگ با هزار زخم بر تن هنوز برپا بود، نمیشکست و سر پیش دشمن خم نمی آورد... بدخشی فریاد های پسر را شنید، پیکر خون آلود فرزند را به خاموشی نظاره کرد؛ خشم گرگان درنده و بیرحم و نیاز آهـوی رمیده ای جوان هردو را باید دید. پدر تاب بیاور تماشا کن!فرزند به قربانگاه آمده است ،چه ضافتی دارد پدر؛مهمانی خون .
جلاد به گمان تسلیم تو، این آهـو بره را می کشد. چه خیال عبثی، چه شقاوتی بی مرز! این کدامین حماسۀ خونین است که در جـزیرۀ خراسان تکرار می شود.؟ هـــــای فــرزند! این همه قبول ایثار و جان باختن در پای پدر را چی گونه آموختی؟ این درس کدام مکتب است که اسطورۀ شهادت اسماعیل و رضای او را در پای ابراهیم به خاطـــر میاورد...؟!
چنانچه خوانندگان در این نبشته هــا می خوانند، شخصیت های که غالبأ در باره بدخشی صحبت نموده اند و یا سروده ای دارند،اکثرأ عضویت سازمانی ندارند و برای خوانندگان گرامی این شخصیت ها شناخته شده است.
همانطور که محبوب الله« کوشانی» در گرامیداشت دهــه دوم شهادت بدخشی دربخشی ازبیانیۀ شان طرح بدخشی را به ارتباط مسلۀ ملی و راه حل آن یاد آوری نموده و در اخیر آنرا به صورت دقیق فورمولبندی نمودند:«...بدخشی یکی ازپیشگامان برجسته نهضت روشنفکری و انقلابی کشورما بود،او درفعالیت های سیاسی خود با الهام و آگاهی از تاریخ پر فراز و فرود و ارزشهای فرهنگی، معنوی سـرزمین خود و با آشنایی از کارنامه های سـرداران بزرگ داعیه های تاریخ ملی چون ابومسلم هــا، پوشنجی هـــا، صفاریها ،سامانیها و نهضتهای آرمانگرای ملی الهــام میگرفت و دلاوری، پایمردی و آزادگی این دلاوران در برابر هجــوم کشورکشایان وسلطه جویان بیگانه را سرمشق خود قــرار داد. پس از تحمل رنج و تفکر و فعالیت خستگی نا پذیر سیاسی، این پرسش در برابرش قرار گرفت که چگونه می توان مردم متدین و زحمتکش را درکشور عقب نگهداشته شده و استعمار زده آسیایی با مناسبات مسلط فیودالی و با تنوع قابل ملاحظۀ ملی و قومی، با سیطرۀ سیاسی تک ملیتی، با خصوصیت قبیلوی اشرافی درموقعیت خاص استراتیژیک و جیوپولوتیک از فقر، جهل و استبداد نجات داد و به سوی اعتلا و پیشرفت اجتماعی رهنمون گردانید. وی با الهــام از تجارب و آموزش انقلابی زمان خود پاسخ به این پرسش را نه در احکام و الگوهای کلیشه ای و فورمولهای همیشه معتبر، صادر شده از خارج، بلکه در میان مردم خویش و در عمق واقعیت های معنوی و فرهنگی کشورش جستجو کرد و نیز طریقت سیاسی خود را به مثابۀ آنچـــــه سازمانش را ازسایر نیـــرو هــــای دموکراتیک تشخیص میدهـــــد ارائه نمود.
الف- طـــرح و حـــل عــادلانــه و دمــوکراتیک مسئله ملــی
ب- سیـاسـت عــدم دنـبالــه روی و نا وابستــگـی
ج- نقش آگاهــــانـــه مردم در دگرگـونیهای اجتماعـی و طرح جبهه متحـد ملـی و دمـوکراتیک
د- برخــورد استراتیژیک با آیین مبین اسلام به حیث دین مـــردم افـغـانستـان ...»


طی ســه دهـــه اخیــر تحولات سیاسی در افغانستان، منطقه و جهان واقعیت طرح مسایلی، از جانب آن شهیــد فــــرهیخته به اثبات رسیده است. اما با دریغ و درد که دژخیمان و کوردلان، بدخشی و گلهای ســر سبد دیگر جامعه ما که از اقشار و ملیت های مختلف میهن عزیز را، پرپر نمودند و آنها به جاودانگان پیوستند. روح همـــه شهــدای گلگون کفن میهن عـزیز را شاد می خواهیـم .
م.ط بدخشی به جــامعــه، مــردم و اعتقـادات آنها با حــرمت فــروان می نگریست و از یاد گرفتن از دیــگـــران و رفتن به پای خود، تا بیامــوزد و یا کمک نماید، باکی نداشت و آنرا کسر شان نمی دانست و از همین جهت در قلب ها جای گرفت. هر انسانی که یک بار بدخشی را دیده باشد، او را هرگز از یاد نمی برد. بدخــشی نظیر شخصیت هــــای متفکر دیگر، انسان متواضع، و توانایی آنرا داشت که با اقشار مختلف جــامعه در هــم آمیزد؛ و تجــربه زندگی کوتاه وی شــاهـــد خصوصیت هــــای برازندۀ او بود.
محبوب الله «کوشانی» در بزرگداشت از دهــــه اول شهادت بدخشی دربخشی از بیانیه خود چنین اظهارداشت :« ...
فروتنی، احساس مسوولیت دربرابر دوستان، کار و مطالعه مستمرو پیگر، قاطعیت، عشق به فرهنگ
زاد بوم خویش، صداقت و عاشقوار دوست داشتن مردم و وطن، اینها هستند خصلت های ستوده و والایی که رهسپاران راه بدخشی باید از او بیاموزند. نمیدانم بدخشی کی، چی گونه و به دست چه کسانی قبای سرخ شهادت بردوش افگند، ولی میدانم که در آن لحظه شوکران آلود نیز، قلب بزرگ او برای مردم و میهن می تپید و به حقانیت راه و روش برگزیدۀ خویش ایمان آتشین داشه است. دریغ است که از بدخشی نشانه ای به نام آرامگاه در روی زمین ســراغ نداریم ولی نباید از یاد برد که طاهــــربدخشی تنها همان مشتی گوشت و خون و استخوان و عصب نبود. او تبار تاریخی یک اندیشه نسج یافته بود. هنوز است و جاودانه خـــواهـــد زیست. بایسته می پندارم یاد آورم شوم که بدخشی هیچگاه پیوند روانی خویش را با عــــــــــرفان اسلامی نگسسته بود. او درس تواضع، انسانگرایی و تهی شدن از تعصب و خود بینی فردی و ملی را در همین دبستان آموخته بود...»
از لطف و مهربانی شما عزیزان قلبآ سپاسگذارم !

Want your business to be the top-listed Government Service in Feyzabad?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Website

Address


Feyzabad