Esmat Amiri

Esmat Amiri

Share

په طبیعت کي هیڅ شی شه او بد نلري، بلکه زموږ ذهن یې راته همداسي ایسوي

15/01/2026
08/05/2024

ستانفورډ پوهنتون ارواپوهانو په یوه څېړنه کې د محصلينو يوه ډله وټاکله او بيا يې په دوو ډلګیو ووېشل. لومړۍ ډلې ته يې وويل چې تاسې به د زندان ساتونکو تمثیل کوئ او دویمه ډله به بنديان وي. څه وخت وروسته د ډلې پر غړو دومره ژور اغېز و شو چې ارواپوهان اړ شول شپږ ورځې وروسته ازمېښت پای ته ورسوي. زندانیان ډېر زیات خپه او قهرېدلي وو، او د ساتونکو ډلې چلند بیا تریخ او ظالمانه شوی و،
له دې څېړنې دا ثابته شوه چې ځان يو ډول گڼل یا انگېرل دا قوت لري چې زموږ چلند وټاکي او موږ هغه کس کړي چې د کېدو پلان يې لرو
ستاسې عمل ستاسې په فکر اغېز کوي. که تاسې چېرې ځان د خپه انسان په توگه وگڼئ، نو څه وخت وروسته به تاسې هم د خپگان احساس پیل کړی بل خوا که تاسې موسکي شئ او وخاندئ، نو څه وخت وروسته به ښه احساس وکړئ حتى هغه ښه وضعیت به مو را پيل شي چې مخکې ورسره نه وی

05/05/2024

#حکایت

✍روزی پادشاهی خزانه را خالی دید، پس به وزیر زیرک خود دستور داد طرحی برای بودجه سال بعد ارائه کند.

وزیر پس از مشورت با اصحاب اقتصاد، برای جبران کسری بودجه طرحی ارائه کرد که شامل سه بند بود:
مالیات دو برابر شود.
نیمی از گاو و گوسفندها به نفع دولت مصادره شود.
کسی حق ندارد آروغ بزند!

پادشاه طرح را که دید، با پوزخندی به وزیر گفت بند اول و دوم قبول، اما سومی یعنی چی؟ چرا مردم نباید آروغ بزنند؟

وزیر زیرک گفت قسمت سوم ضمانت اجرای دو قسمت قبل است. او ادامه داد بند سومی برای تخلیه انرژی اعتراضی مردم است و ما با استفاده از جارچی‌ها آروغ نزدن را به مهمترین مسئله مردم تبدیل میکنیم. مردم هم به جای پرداختن به بندهای اول و دوم، به قسمت سوم خواهند پرداخت.

در نهایت، پس از بالا گرفتن اعتراضات، به نشانه احترام به خواست مردم، با دستور ملوکانه شما بند سوم را لغو میکنیم و مردم هم خوشحال به خانه میروند و درد اجرای دو بند قبلی را تحمل میکنند.

Photos from Esmat Amiri's post 27/02/2024

پامیر-واخان - افغانستان

30/01/2024

د انسان سر باید په دوه حالتونو کي ټيټ شي
یو چي کله شه تږی وي او یخو اوبو چینې ته سر ورټيټ کړي او بل کله چي ګل بویوي سر ورته ټیټ کړي.

زما داغستان

27/11/2023

د انسان سر باید په دوه حالتونو کي ټيټ شي
یو چي کله شه تږی وي او یخو اوبو چینې ته سر ورټيټ کړي او بل کله چي ګل بویوي سر ورته ټیټ کړي.

داغستان

11/10/2023

📗

عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند ، تمام روزها روزه بود.
در حال اعتکاف.
از خلق الله بریده بود.
صبح به صیام و شب به قیام.
زاری و تضرع به درگاه او

شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را ز یارت خواهی کرد

عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان می گشت...

می‌گوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد،

قصد فروش آنرا داشت...

به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی

پیرزن می گفت:نمیشه۶ریال بخرید؟

مسگران می گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند.

بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود.
مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ ریال می فروشم، خرید دارید؟

مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟

پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود!

مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی،

امّا اگر اصرار داری من آنرا به ۲۵ ریال می خرم!!!

پیر زن گفت: مرا مسخره می کنی؟!!!
مسگر گفت: ابدا"
دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!

پیرزن که شدیدا متعجب شده بود؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.

من که ناظر ماجرا بودم

و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند

آنگاه تو به ۲۵ ریال می خری؟!!!

مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!!

من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد، من دیگ نخریدم...

از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که

ندایی با صدای بلند گفت:

با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!

دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد !

گر دست فتاده‌ای بگیری...مردی کاپی
داکترعبدالمنصورًنایبی"

30/09/2023

زيبایی انسان در چيست؟

روزي شاگردان نزد حکيم رفتند و پرسيدند:
«استاد زيبايي انسان درچيست؟»

حکيم 2 کاسه کنار شاگردان
گذاشت وگفت: «به اين 2 کاسه
نگاه کنيد اولي از طلا درست شده است
و درونش سم است و دومي کاسه اي
گليست و درونش آب گوارا است،
شما کدام را ميخوريد؟»

شاگردان جواب دادند: «کاسه گلي را.»
حکيم گفت: « آدمي هم همچون
اين کاسه است. آنچه که آدمي
را زيبا ميکند درونش و اخلاقش است.
بايد سيرت‌مان را زيبا کنيم نه صورت‌مان را.»

27/09/2023

✍سکوت همیشه به معنای رضایت نیست. گاهی یعنی خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمی دهند توضیح دهم...!

21/09/2023

در زمان حضرت موسے(ع) پسر مغروری بود که دختر ثروتمندی گرفتہ بود. عروس مخالف مادرشوهـر خود بود.

پسر به اصرار عروس، مجبور شد مادر پیر خود را بر ڪول گرفتہ بالای کوهـے ببرد، تا مادر را گرگ بخورد.

مادر پیر خود را بالای ڪوہ رساند، چشم در چشم مادر ڪرد و اشڪ چشم مادر را دید و سریع برگشت.

به موسے(ع) ندا آمد برو در فلان ڪوہ مهـر مادر را نگاہ ڪن.

مادر با چشمانی اشڪ‌بار و دستانے لرزان، دست بہ دعا برداشت. و می‌گفت: خدایا! ای خالق هـستے! من عمر خود را کرده ام و برای مرگ حاضرم، فرزندم جوان است و تازهـ‌داماد، تو را بہ بزرگی‌ات قسم می‌دهـم، پسرم را در مسیر برگشت بہ خانهـ‌اش، از شر گرگ در امان دار. ڪہ او تنهـاست.

ندا آمد: ای موسے(ع)! مهـر مادر را می‌بینے؟ با این‌که جفا دیدہ ولے وفا می‌کند.
بدان من نسبت به بندگانم از این پیر‌زن نسبت به پسرش مهـربان‌ترم

20/09/2023

هر كاری كه تصمیم آن را بگیرید، نصفش را انجام داده اید

Want your business to be the top-listed Government Service in Ghazni?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Telephone

Website

Address


Ghazni