محترم رحمتالله نبیل:
چون موضوع بسيار حساس و ملى است. پس اگر راست میگویند؛
يكم: دولت بايد اعلاميه رسمى صادر نمايد؛
دوم: هرچه عاجل لويهجرگه واقعى مردم خواسته شود و در روشنى آن تصميم ملى اتخاذ گردد؛
سوم؛ از طريق لويه جرگه اعلان بسيج عمومى در برابر پاكستان صورت گيرد؛
چهارم: بر اساس تفاهمنامه امنيتى امضا شده با ايالات متحده امريكا، موقف آن كشور در قبال يكى از بندهاى مهم آن توافقنامه روشن گردد؛
در غير آن يك حرف/شعار/كمپاين فيسبوكى بيش نيست!
پاكستانبيست سال به تروريستان پناهگاه امن داد و حمايت كرد، اما هميشه انكار ورزيد. پاكستان ابدا چنين جراتى را در اين مقطع زمانى كرده نمیتواند!
محور مردم افغانستان
به زودی!
محترم رحمتالله نبیل:
پيام من به طالبان ردههاى پايين!
آيا با خود گاهی فكر كردهايد كه رهبرى و شوراى تصميمگيرىتان كیها اند؟
١- زندانیهای گوانتانامو كه شستشوی مغزى شدهاند و بعد به قطر آورده شدهاند؛
٢- زندانىهاى توقيفخانههاى آى.اس.آى پاكستان كه پس شکنجههای فراوان شستشوی مغزى شدند و به قطر آورده شدهاند؛
٣- زندانىهاى زندان بگرام كه شستشوی مغزى شدند و به قطر انتقال داده شدهاند؛
٤- افراد و اشخاص ديگرى كه در مدت چهل سال در دهليزها و یا هم مدارس پاکستانی چون؛ لشكر طيبه، اكوړه خټک، جیش محمد که همه مربوط به آى.اس.آى میشود، شستشوی مغزى شدهاند.
خلاصه همه رهبران شما كسانىاند كه یا شستشوی مغزى شدهاند و یا از روی طمع دنیوی شکم فربه کردهاند. هر رهبرتان كه درک كردهاند وسيلهٔ تخريب دهات و شهرهای خود میشوند و اطاعت از دستور جنرالان پاکستانی نكردهاند، بهطور مرموز بهگونهٔ فجیعانه كشته شدهاند. يكبار مرور كنيد كه كدام رهبران تان در كجا كشته شدهاند؟ و يا فعلاً در كجا زندهگی میکنند؟ بهیقین میدانید که رهبران تان با شما فاصلههای بسیار طبقاتی دارند. حالا كه دعواى گرفتن ٧٠٪ سر زمين افغانستان را میکنید، اين سوال بايد نزدتان مطرح شود كه چرا اميرالمومنين تان ملاهيبتالله آخند، برای یکبار هم شده، در حضور شما و رسانهها ظاهر نشده و نگفته است كه قتل و قتال فعلى، خصوصا ًبعد از معاهده قطر به كدام آيت و حديث جواز دارد؟ شما باور داشته باشید، اطاعت از اينها شما را به بهشت نمیبرد و تنها شما را وسیله برای ويرانى افغانستان و اهداف منطقوىشان قرار میدهند.
خلاصه كلام؛ پاكستان ميخواهد بدست تو طالب بنام جهاد فى السبيل الله يك ميليون هموطن ات را به قتل برساند تا يكصد ميليون پاكستانى در آسايش و عشرت زندگى نمايند!
به بیان آیهٔ قرآن پاک شما در زمرهٔ
(خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ) حساب خواهيد شد.
محترم رحمتالله نبیل:
يكى از دلايل سقوط ولسوالیها:
هموطنان عزيز! من نه فالبين هستم و نه هم از راههاى غيرمشروع اطلاعات خيالى به دستم میرسد. اكثراً تحليلها و پيشبينىهايم به چند دليل بيشتر به حقيقت نزديک اند در زیر توضح میدهم؛
يكم: برنامههاى كوتاه مدت و دراز مدت دشمنان را مطلع هستم؛
دوم: تمام حركات، برنامه و شيوه مديريتى ناقص و مطابق ميل دشمنان را تعقيب میکنم؛
سوم؛ به سرزمينم به يک افغانستان آزاد، مستقل و خانه مشترک همه افغانها متعهد هستم و وظيفه خود میدانم، تا با وجود فشارها و تهديدات گونهگون، مردمم را از هر نوع توطيهها (اگر در عمل چيزى از دستمان ساخته نيست)، آگاه سازم.
من در ماه مارچ سال ٢٠٢٠ ميلادى مطابق به ماه حمل سال ١٣٩٩ پس از امضاى تفاهمنامه میان طالبان و ايالات متحده امريكا نوشته بودم (بند سوم و چهارم ضميمه)، كه يكى از نقاط ضعف ما مليشهسازىهاى بىرويه و بعضا خيالى تحت عناوين مختلف است. علل اش را هم گفته بودم که متاسفانه حلقاتى در حكومت جهت تقويه جايگاههاى كاذبشان به ساختن اردوى محلى و ديگر نامها بدون طرح يک برنامهٔ كارا با داشتن روابط شخصى و يا هم رقابتى مليشهسازى پرداختند/صورت گرفت، و اسمش را گذاشتند اردوى محلى. تمام اينها را در خطوط و كمربندهاى خط دفاعى بدون همآهنگ ساختن فعاليتهایشان با نيروهاى اردو و پوليس، مسلح و جابجا كردند. مصارف بهطور مثال از يکهزار جنگجو گرفته شد، اما در عمل به تعداد دوصد نفر در خط/كمر بند دفاعى حضور نداشتند.
اكثريت ولسوالىهاييكه سقوط كردهاند، سفوطشان از مناطقى آغاز شده كه در آن پوستههاى خيالى با تشكيلات خيالى و امكانات اندك وجود داشتهاند. درین میان قطعات منظم اردو يا غافلگیر شدهاند و يا هم در تنگناى امكانات و مهمات قرار گرفتهاند. بهصورت نمونه؛ ولسوالىهاىی در ولایاتِ كندهار، هلمند، لغمان، غور، بادغيس، سرپل، فارياب، جوزجان، تخار، بغلان، بلخ، غزنى و… نخست بالای پوستههاى همین چیزی بهنام اردوهاى محلى وغيره كه فقط از طرف يک گروپ كوچک و مغرض با كمال فساد و بیرحمی از مركز مديريت میشدند، حملات صورت گرفت و حالت اضطراب و دلهره را سبب شدند.
اردوى افغانستان و نيروهاى دفاعى و امنيتى ما هرگز شكست نمیخورند، اما با برنامههاى ناسنجيده از مركز شكستشان میدهد.
دشمن با برنامه و هدفهای تعیبن شده به پیش میرود، اما متاسفانه ما در مركز فقط و فقط در عقب واژههاى بیمعنا و بیمفهوم ضعفهای خود را پنهان مینماییم.
مسئولیت شكستهاى اخير به دوش نيروهاى دفاعى و امنيتى ما در خطوط جنگ نه، بلكه مسئول اين شكستها و تلفات، افراد و اشخاصى در مركز در قصرهای مجلل نشستهاند و هیچ برنامهای برای دفع این وضعیت ندارند.
مردم افغانستان وطن و نيروهاى امنيتى_دفاعى شان را دوست دارند، ولى این را هم میدانند كه در اصل "كجاى كار میلنگد!" اما بين "پاڼ و پړانګ" گير ماندهاند. ما از نيروهاى امنيتى و دفاعىمان حمايت میکنیم، اما به شيوه مديريت اين قوتها سخت انتقاد داريم.
حال هم بسيج مردم در دفاع از سرزمين يك اقدام بسيار مهم و حياتى است، اما اين بسيج بايد در تقويه و در هم آهنگى نيروهاى منظم دفاعى و امنيتى ما صورت گيرد. اگر اين بسيج هاى مردمى به درستى مديريت نشود، امكان دارد تا باعث خلق فاجعه هاى ديگرى گردد!
محترم رحمتالله نبیل:
آنچه ثابت گردیده ایناست که؛ هرگاه آنها معاملهای را با پاکستان انجام میدهند، همزمان با آن، بهمنظور انحراف اذهان عامه، وطندوستی و احساسات ضد پاکستانیشان به غليان ميرسد و شدت مییابد.
هماکنون؛ با میانجیگری انگلیسها بعضی معاملات شرمآور دیگر در جریان و در حالت تکمیل شدن است که در آن سود شخصی افراد در نظر گرفته شده و زیان آن متوجه افغانستان میشود. تا اکنون معاملاتیکه با پاکستان انجام شده اند؛
- آوردن خط دیورند به طرف خاک افغانستان؛
- حصار کشی در امتداد خط دیورند؛
- امضای تفاهمنامه تحت نام SOP که بر اساس آن به پاکستان اجازه ایجاد چندين باب دروازه و پسته جدید نظامی را میدهد؛
- امضای تفاهمنامهی همکاریهای استخباراتی به هدف از بین بردن مخالفان دولت پاکستان؛
- تغییر تعرفههای گمرکی و تجاری به سود پاکستان؛
به همینترتیب، روز دوشنبه (دهم ماه می) ملاقات دو و نیم ساعته پشت در های بسته در ارگ ریاست جمهوری، در رابطه به تعهدات و مسائل جدید نظامی بحث صورت گرفته و شامل تفاهم روی مسائل جدید میشود؛
- کاهش کمیت نظامیان افغانستان؛
- آموزش نظامیان افغانستان توسط آموزگاران نظامی پاکستان؛
- انجام عملیاتهای مشترک نظامی و استخباراتی در خاک افغانستان؛
- فراهمسازی کمکهای تسلیحاتی و تخنیکی برای نظامیان و استخبارات افغانستان از جانب پاکستان؛
- ترمیم اسلحه و طیارههای نظامی نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان توسط پاکستان؛
- سرکوب جنبش تحفظ پشتونها یا PTM؛
- و مسائل دیگر...
در همینحال، داکترصاحب محمداشرفغنی تعهد رهائی ۷۰۰۰ زندانی طالبان را سپرده و برای رفع ملامتی خویش، لوی جرگه را برگزار خواهد کرد.
نوشتهی از محترم رحمتالله نبیل:
"بگذارید این وطن دوباره وطن شود
بگذارید، همان رویایی شود که دوست می داریم"
همهگان همه روزه میبینیم که به دهها و برخی روزها به صدها تابوت غلاف شده با همين بيرق در دفاع از سرزمین و خاک و آزادیمان به گوشهگوشهی افغانستان و شايد هم بيشتر به مراكز مقاومت انتقال داده میشود، بگذارید بگویم که شخص من به هر دو بيرق احترام دارم! آن يكى بيرق (سه رنگ) آنزمان را بهدلیل رهبرى مقاومت از كندهار، كنر و باميان، تا به فارياب، بدخشان و هرات در برابر تجاوز آشكار آىاسآى و نظاميان پاكستان قابل احترام و افتخار میدانم، ولى اکنون سربازان ما زیر لواى بيرق (سه رنگ) امروزى در برابر جنگ و تجاوز مستقيم آىاسآى و نظاميان پاكستان قربانى میدهند و غلاف تابوتشان را سپر در برابراين تجاوز آشكار پاكستان میدانم، بنابراین به رخ كشيدن پرچمهاى گوناگون در اين مقطع حساس زمانى را جفا در حق فرزندان و قهرمانان گمنام اين مرز و بوم ميپندارم!
با داكتر اشرفغنى و تيماش نسبت به همه من بيشتر اختلاف نظر داشتم و دارم و بدون ترس و هراس ايستادهگى و انتقاد كردهام و آنها را جزوى بحران دانسته ام. اما بيرق سه رنگ فعلى را به دلايل قابل احترام و افتخار میدانم و ارج گذارى به آنرا در حقيقت پاسدارى و احترام به خون سربازانى كه براى برافراشته نگهداشتن اين درفش سه رنگ همه روزه جانهاى شانرا فدا ميكنند، ميدانم؛ نه ارج گذارى به افراد و اشخاص!
بحث قوم و زبان و معامله را هميشه مردود دانستهام؛ بعضى ها براى جمع آورى مال و منال داعيهها را (غير منجمد) خواندند و چه معاملههايى كه نكردند! ولى صف و صداى ما همیشه در خط منافع ملى این گونه بوده است: افغانستان مقتدر زمانى به ميان میآید كه هندوكش ما مقتدر باشد و هندوكش هنگامی میتواند مقتدر باشد كه با دو بال پرواز و اتكا كند! نگذاريم كه« هندوکش» ما يكبار ديگر به «افغانكش» تبديل گردد.
وقت التيام زخم ها است نه نمك پاشيدن ها!
حكومت و تمام جناحهای دیگر به شمول طالبان جهت بهدست آوردن منفعتهاى كوتاه مدت تاكتيكى؛ نباید يکبار ديگر مرتكب اشتباهات راهبردی و ستراتيژیک شوند!
اگر وطن برای همه ماست، منافع شخصی خود را باید باید فراموش کنیم، به خاطر وضعیت خطیری که وطن مشترك ما دارد و درین وضع می تواند به جانب بهبود یا سقوط برود، باید در کنار هم و برای هم باشیم.
قشر جوان و روشنفكر ما بايد بدانند كه سر ماهى پوسيده و گندیده، نگذاريم اين پوسيدهگى به بدنه و ستون فقرات انتقال يابد!
و سخن آخر
ارگ، اداره، منبر و سنگر را بايد مشترك سازيم و تا زمانی که براى همه در اين چهار لايه جايگاه تعريف نشود، در افغانستان اگر صلحى به ميان آيد، صلح موقت خواهد بود اما ثبات دايمى هرگز نه!؟
من اگر ما نشوم خویشتنم
تو اگر ما نشوی تنهایی
چه کسی می خواهد من و تو، ما نشویم؟!
خانه اش ویران باد!
04/05/2021
محترم رحمتالله نبیل، در گفتگو با رادیو نوروز: اگر شکست سیاسی نیاید، در جنگ نمیبازیم.
گفتگوی مکمل را میتوانید در لینک ویب سایت رادیو نوروز ببینید.
اگر شکست سیاسی نیاید، در جنگ نمیبازیم توضیح: رحمتالله نبیل رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، در گفتگوها و تلاشهای مرتبط به صلح دخیل است. به رغم اختلاف نظرهای او با محمد اشرفغنی رییسجمهور کنونی در ملا...
سوم ماه می، روز جهانی آزادی رسانهها گرامی باد.
فعالیت آزاد رسانهها یکی از دست آوردهای بسیار مهم دو دههی اخیر در کشور است. افغانستان از رهگذر آزادی بیان و رسانهها، در میان کشورهای منطقه بی رقیب و مثال زدنی است؛ این امر مهم نتیجهی مبارزات بی وقفهی خبرنگاران و روزنامه نگاران شجاع است که با قبول صدها چالش و قربانی، آن را بدست آوردهاند.
خبرنگاران و اهل رسانهها بدون کدام چشم داشتی و بیآنکه پای شان بلرزد، در دو دههی اخیر در خط مقدم دفاع از منافع ملی و ارزشها بودهاند.
این روز را به تمام خبرنگاران شجاع، کارکنان و اصحاب رسانهها تبریک میگویم.
01/05/2021
محترم رحمتالله نبیل، چندی قبل نوشتهی را تحت عنوان«فروش افغانستان؛ بهطور عمده و پرچون » با ضمیمهی مجموعه اسنادی منتشر کرد.
اکنون روزنامه 8صبح به اسنادی دست یافتهاست که نشان میدهد، رییس جمهور غنی به حلقهی نزدیک خود از جمله برادرش حشمت غنی، چگونه دارای ملی را حاتم بخشی میکند.
اصل یادداشت محترم رحمتالله نبیل:
فروش افغانستان؛ بهطور عمده و پرچون
متاسفانه، داکتر اشرفغنی و حلقهٔ نزديكش، همه جمع شده و افغانستان را به کمپنی ورشکسته فورتسکیو آسترالیایی که در اصل در اختیار چینایی هاست، بخشیدهاند. اگر این کار آگاهانه باشد؛ خیانت ملیست و اگر با غفلت باشد؛ جرم ملیست.
در ضمیمه سند چارچوب توافق بخشش معادن آمده است که حکومت افغانستان ساحههای سنگ آهن را در ولایتهای بامیان، پنجشیر، هرات، بدخشان و کندهار به این شرکت آسترالیایی_چینایی واگذار خواهد کرد.
همچنان معدن مس و طلا را در ولایتهای هلمند، کندهار، لوگر، کابل، هرات، بدخشان، تخار و سرپل در اختیار همین شرکت قرار خواهد داد.
افزون بر آن؛ معدن لیتیم و فلزهای کمیاب را در ولایتهای نورستان، کنر، لغمان، پروان، بدخشان، دایکندی، هرات، نیمروز، غزنی و هلمند به این شرکت واگذار خواهد کرد.
در بخشی از این توافقنامه آمده است که دیگر مواد معدنی و سایتهای معدن در سراسر کشور به مدت پنج سال در اختیار این شرکت قرار خواهد گرفت.
بربنیاد این سند، به صورت مجموعی معدنهای هفده ولایت کشور به شرکت فارتیسکیوفیوچر آسترالیایی واگذار خواهد شد.
همچنان در این سند آمده است که این شرکت آسترالیایی در جریان مطالعات و زمان پروژههای مرتبط مکلف به گرفتن جواز خاص برای ساحههای معدنها نبوده و هیچ شخص و یا نهاد دیگر نمیتواند مجوز مربوط به پروژههای معدنکاری را برای مدت پنج سال بهدست بیاورد. این یعنی استعمار مدرن و نابودی صنعت ملی معدن و تاجران ملی افغان!
این در حالیست که نفت و گاز سرپل به یک شرکت چینی و بدتر مس لوگر به شرکت «ام.سی.سی» چین، سال هاست که واگذار شده و هیچ کاری در آنها تا اکنون شروع نشده است. این احتیاج به دانش اقتصادی ندارد، متشبث عادی سیاسی هم میداند که چینیها، منابع جهان را انحصار میکنند و از بسیاری از آنها در کشورهای فاسد و فقیر هرگز کار نمیگیرند. در این خصوص شکایتهای دولتهای ترکمنستان، تانزانیا و آفریقای مرکزی مشهور است. یک جستجوی عادی در گوگل وضعیت شرکت آسترالیایی و دست چیناییها در آن را نشان میدهد. بعد با چه مجوزی دولت، حق همه معادن افغانستان را به آن واگذار میکند جای سوال دارد. افزون بر آن، با این قرارداد انحصار شرم آور، ممنوعیت کار و حتی تحقیق شرکتهای دیگر داخلی و خارجی چه را میرساند؟
وزارت معدن، در هر کشور خزانه درآمد آن کشور است. بخصوص در افغانستان که درآمد ملی آن وابسته به معادن این کشور گفته میشود. اما؛ وزارت معادن افغانستان، سال هاست به جای کمک و ممد بودن به بودجهٔ ملی، زیانهای کمر شکن و هزینههای هنگفت بروکراتیک را بالای حکومت افغانستان وارد کرده است. این وزارت که بیشتر نقش یک اداره مصرفی و اضافه را در حکومت ایفا میکند، با پالیسیهای اشتباه حکومت در زمینه حکومتداری، مقرریهای غیر مسلکی و محل اصلی فساد در داخل حکومت به شمار میرود.
آنگونه که ما شاهد بودهایم؛ طی پنج سال گذشته، چهار بار قانون معادن، توسط این وزارت تغییر داده شده و نبود ثبات و تغییر زود هنگام در قانون معادن، هر سرمایهگذار و سرمایهدار را دچار نگرانی در آینده میسازد و هیچ یک از سرمایهداران جرئت سرمایهگذاری را با چنین وضع نمیکنند.
مافیایی شدن معادن و رشد اقتصاد جرمی و سیاه در آن، علت دیگریست که باید به آن توجه جدی داشت. حکومت صادرات مواد خام را ممنوع ساخته و بی آنکه نظارتی بر آن داشته باشد و امکاناتی را برای صنعت معدن کاری، در نظر بگیرد؛ در نتیجه کوهها، سنگها و معادن افغانستان هر روز غارت میشوند و مافیای پنهانی روز پی روز دیگر رشد می کند. به اساس آمار موجود، طالبان از معادن افغانستان بیش از ششصد میلیون دالر درآمد داشتهاند و دولت بیش از صد میلیون زیان را در جریان چند سال اخیر داشته است. دلیل این زیانهای کمرشکن و ویرانگر اقتصادی، تنها عامل و سبباش گمارش افراد غیر حرفهای، ضعیف و غارتگر بوده و هر کدام آنها فاقد خلاقیت و ظرفیت لازم مدیریتی بودهاند.
کوتاه سخن اینکه؛ با عروسک گردانی، حکومتداری نمیشود!
"حساب ميدهيم و حساب ميگيريم!"
بیست و نهمین سال روز پیروزی جهاد افغانستان در برابر اتحاد شوروی سابق مبارک باد!
کابل- بیست و نه سال از پیروزی جهاد مردم افغانستان در برابر نیروهای اشغالگر اتحاد جماهر شوروی سابق میگذرد.
مردم آزاده، مجاهدین راه خدا و ملت قهرمان افغانستان، با فداکاری تمام و تقدیم هزاران شهید و صدها هزار مجروح، کشور را از چنگ اشغالگران نجات دادند.
شکست شوروی در افغانستان، نظم بینالمللی و معادلات جهانی را برهم زد؛ سلطهی شوروی به کشورهای آسیای مرکزی پایان یافت، دیوار برلین درهم کوبیده شد و این قدرت تک تاز در صحنه نظامی و سیاسی جهان را برای سالها به انگزوا برد.
جهاد مردم افغانستان در حالیکه نقطه عطف در تاریخ معاصر کشور است، آغازگر یک سلسه اشتباهات فاحش سیاسی غیر قابل جبران نیز است. با پیروزی جهاد، انتظار میرفت که این کشور به پایان جنگ نیز و صلح دست پیدا کند. اما تک تازی، خود خواهی و خویشتن پنداری شماری از رهبران جهادی، زمینه جنگهای فرسایشی و طاقت فرسای دیگر را فراهم کرد که هنوز مردم و کشور در آتش آن میسوزند.
پس از 29 سال امروز ما در وضعیت مشابه قرار داریم؛ گفتگوهای صلح به مرحلهی حساس رسیده و قرار است نیروهای امریکایی و ناتو، درازی نتیجه دادن روند مذاکرات، کشور را ترک کنند.
خروج این نیروها خلای بزرگ را ایجاد خواهد کرد. با این حال، نگرانی این است که پس از خروج نیروهای امریکایی و ناتو، رهبران سیاسی بخاطر منافع فردی و گروهی خود، زمینه یک جنگ داخلی دیگر را مساعد کنند.
13/04/2021
رمضان مبارک!
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همهی مسلمانهای جهان به ویژه ملت متدین افغانستان تبریک عرض میکنیم.
رمضان ماه بخشش گناهان و ماه رحمت و فضیلت الهی است.
به حرمت این ماه مبارک، آرزو میکنیم که سنگرهای جنگ فرو بریزند و سربازان بجای شلیک گلوله بسوی یکدیگر، گل تقدیم کنند.
10/04/2021
پیروزی ورزشکاران قهرمان و مدال آور کشور، باز محمد مبارز و روحالله محمدی در دور دوازدهم«شب نبرد» و حسینبخش صفری در برابر حریف روسیاش را تبریک عرض میکنیم.
برای ورزشکاران قهرمان کشور که همیشه باعث خوشحالی سربلندی مردم شدهاند، صحتمندی و موفقیتهای بیشتر میخواهیم.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Website
Address
Kabul
