10/04/2021
به نظرم سفر استاد خلیلی در این شرایط به بامیان و بهسود و برگزاری دو همایش بزرگ مردمی، اولی برای سالیاد استاد مزاری و دومی برای یاد و احترام کشتهشدههای افراد ملکی در بهسود، از نظر سیاسی سنجیدهشده و نمادین بود. مرتبط به وضعیت سخن گفت و موضعگیریهای درست انجام داد. از اصلاح و تغییر نظام سیاسی سخن گفت و از ارگ خواست لشکر خود را از بهسود بیرون کند، زیرا مردم بهسود تهدیدی برای حکومت نیست.
اگر رفتار خلیلی را در این شرایط با رفتار سران دیگر هزاره از جمله با استاد محقق و استاد دانش مقایسه کنیم؛ واقعیت این است، رفتار خلیلی از نظر کردار سیاسی، معنادار و جدی بود که به سرنوشت جمعی مردم ارتباط داشت.
اصولا در این شرایط که بحث صلح با طالب مطرح است؛ همه باید از رشوهگیریهای سیاسی مقطعی دست بردارند و به چهگونهگی تطبیق صلح و به چهگونهگی انتخاب یک نظام سیاسی کارا و با گنجایش فکر کنند. اگر صلح با طالب منجر به توافق بر سر یک نظام سیاسی غیر متمرکز نشود، قدرت مثل همیشه به گروگان گرفته میشود، وضعیت سیاسی در کشور بد از بدتر میشود.
همه علاقه داشتیم و داریم که نظام سیاسی کنونی با همه مشکلات خود ادامه پیدا میکرد. با همه مشکلاتیکه وجود داشت، امکان و امید اصلاح آن بود. اما طوری معلوم میشود که آمریکا و... کمر بستهاند از این نظام عبور کنند. درصورتیکه قرار باشد از این نظام عبور شود؛ آنچه را که باید جدی گرفت، رسیدن به یک نظام سیاسی کارا است. بنابراین نیاز استکه سران اقوام و حزبهای سیاسی یکدیگر خود را دور نزنند، حداقل در این شرایط برای رسیدن به یک نظام سیاسی مفید و موثر، کنار هم ایستاد شوند.
موضع خلیلی در این شرایط در بین سران هزاره، موضع دقیق و سنجیدهشده است. بهتر است استاد محقق، استاد دانش، مدبر و... در این محور (غیرمتمرکزسازی نظام سیاسی) به توافق برسند و از موضع واحد در کنار سران تاجیک، پشتون، اوزبیک و... برای اجراییشدن صلح و رسیدن به یک نظام سیاسی کارا تلاش کنند و به توافق برسند.
یعقوب یسنا
09/01/2021
چند نکته در باب وظایف شهروندان نسبت به مذاکرات دوحه ( قطر) !
1- مسئله افغانستان، از مشروطه به بعد، مسئله استبداد و دموکراسی بوده و امروزه استبداد دینی(امارت طالبان) خطرناک تر از استبداد سیاسی می باشد؛
2- در جامعه افغانستان، منازعه بین طرفداران استبداد و دموکراسی است، نه بین طرفداران دولت دینی و دولت ضد دینی( چون در این کشور کسی مخالف ارزش های دینی و مذهبی نیستند)؛
3- مذاکره در دوحه بین طرفداران دو گفتمان؛ یعنی امارت و جمهوریت یا استبداد و دموکراسی در حال انجام اند. در یکی تمرکز روی حقوق مردم و شهروندان است؛ ولی در دیگری تمرکز روی دولت دینی( غصب حقوق مردم و شهروندان) مطرح می باشد؛
4- جامعه و مردم افغانستان در شرایط بسیار حساس و سرنوشت ساز قرار گرفته اند. اگر نسبت به سرنوشت و آینده شان، احساس مسئولیت نکنند، امکان این مسئله وجود دارد که گروه طالبان بر سرنوشت جامعه و آینده این کشور مسلط شده و جامعه را سال ها به عقب کشانده و چندین نسل، از مردم این سرزمین را از توسعه و انکشاف باز دارند، چیزی که بعد از دوره مشروطه تا حالا رخ داده است؛
5- تسلط تفکر طالبان بر کشور از یک طرف به معنای بستن رسانه های جمعی، دانشگاه های خصوصی و حتی دولتی و در کل جوامع مدنی بوده و از دیگر سو محروم کردن زنان، جوانان ، روشنفکران، نخبگان سیاسی و اقلیت ها از حقوق اساسی و شهروندیشان در این کشور خواهد بود.
امید است که دوستان ارجمند! توجه بیشتر به منافع بلند و میان مدت داشته باشند تا به منافع کوتاه مدت.
محمد امین حیدری
22/09/2020
مذهب حنفی و حقوق شیعیان
در مناقشه با طالبان
شنیده میشود که طالبان نمیخواهند برای شیعیان افغانستان حقوق مذهبی شان را به رسمیت بشناسند.
من در نوشتهای دیگر که پیش از این نشر یافته است، خصومت طالبان با شیعیان را شرح دادهام.
دفاع از حقوق مذهبی پیروان مذاهب مختلف، و برابری همه شهروندان در برابر قانون، یکی از حقوق بنیادی شهروندی و یکی از راههای ختم منازعات و پایان دادن به تنشها در جامعه است. هنگامی که حقوق یک بخش از جامعه، خواه اقلیت باشند یا نه، نادیده گرفته شود، این کار در را بر روی حقتلفی، تبعیض و ستم باز میکند. از این رو نباید هیئت دولت در این زمینه کوتاه بیاید و به ستم در حق بخشی از شهروندان افغانستان تن بدهد. با گشوده شدن درِ چنین ستمی، راه ستمهای دیگر نیز باز خواهد شد و در پیِ آن بیثباتی و منازعات درونی از نو اشتعال خواهد یافت.
مردمان حنفی مذهب ما باید صدای خود را به دفاع از حقوق هموطنان شیعی خود بالا کنند و اجازه ندهند که خواسته تبعیضآمیز طالبان تحقق پیدا کند.
چرا نباید موضع طالبان در زمینه ارجاع همه مسایل دینی به یک مذهب فقهی را پذیرفت؟ برای این کار چند دلیل وجود دارد:
1. پایه مسایل فقهی و شرعی اعتقاد باطنی است، و پایه امور قانونی توافق همگانی. زندگی مسالمتآمیز اجتماعی هنگامی تحقق مییابد که توافق اجتماعی شکل بگیرد، نه تحمیل گرایشهای یک بخش از جامعه بر بخشی دیگر. پیامبر اسلام بعد از هجرت به مدینه، بر اساس توافق همگانی، قراردادی را با مردمان آنجا، مسلمان و یهودی، امضا کرد، و در آن برای پیروان دین یهودی در امور مذهبی شان استقلال بخشید. این قرارداد به نام وثیقه مدینه شناخته میشود. در آن وثیقه تاکید شده است که: “للیهود دینهم و للمسلمین دینهم” یعنی در مدینه یهودیان به دین خود عمل میکنند و مسلمان به دین خود. با توجه به این اصل، آزادی ادیان و مذاهب در طول تاریخ اسلام امری مسلّم در نظر مجتهدان بزرگ مسلمان شناخته میشده است.
2. تعدد مذاهب و اختلاف فقهی در طول تاریخ اسلام سبب غنای فقهی و تشریعی مسلمانان بوده است، و انحصار جامعه بر یک مذهب سبب تنگناهای فراوان شناخته میشده است. عمر بن عبد العزیز در دوران خلافت خود تعدد گرایشهای فقهی را ستود و گفت: “ما یسرنی أن أصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم لم یختلفوا” یعنی مورد پسند من نیست که در میان صحابه پیامبر خدا اختلاف نظر نمیبود. به همین جهت در روایتی منسوب به پیامبر اسلام آمده است: “اختلاف امتی رحمة” یعنی تفاوت نظر در میان امت من رحمت خداوند است. هنگامی که امام مالک کتاب المؤطا را گرد آورد، خلیفه عباسی ابو جعفر منصور به او گفت میخواهم از این کتاب نسخههایی دیگر نوشته شده و به شهرهای دیگر فرستاده شود تا همه به آن عمل کنند. امام مالک با این کار مخالفت کرد و گفت: “این کار را نکن زیرا به مردم سخنان و احادیث و روایتهای دیگری رسیده است و هر کس به عمل به بخشی از آنها خو گرفته است، و برگردانیدن ایشان از آن سبب دشواری بر آنان خواهد شد، بگذار مردم بر آنچه هستند و برگزیدهاند بمانند.”
3. مذاهب اسلامی در بستر تاریخ شکل گرفتهاند و هیچ مذهبی، به شمول مذهب حنفی، نیست که تحت تاثیر تحولات مثبت و منفی تاریخی قرار نگرفته باشد. آنچه به نام مذهب حنفی میشناسیم بخش محدودی از آن، نظرات خود امام ابوحنیفه است، و بخش بیشتری از آن نظرات فقها و علمای مذهب حنفی در درازای قرون و اعصار است. از این رو دیدگاههای مختلف و ناهمگون در فقه حنفی، مانند هر مذهب فقهی دیگر، وجود دارد. آنچه برای جوامع اسلامی امروز، به ویژه برای افغانستان سودمند است متود/منهج اجتهادی شخص خود امام ابوحنیفه است نه هر چه که در طول هزار و دو صد به نام مذهب او در میان متقدمان و متاخران و دیوبندیان و بریلویان و پنجپیریان و سایر جریانهای منتسب به مذهب حنفی ساخته و پرداخته شده است. طالبان با ارجاع مبهم به مذهب حنفی راه را باز میکنند تا راه و رسم مورد نظر خود را زیر این نام بر سر مردم تحمیل کنند.
4. مذهب جعفری نیز یکی از مذاهب فقهی اسلامی است که در بستر تاریخ پرورده شده و از همه پیچ و خمهایی که دیگر مذاهب اسلامی گذشتهاند، این مذهب نیز گذشته است. از همین رو شیخ محمود شلتوت شیخ الازهر اسبق مصر حکمی مشهور در باره جواز عمل به مذهب جعفری صادر کرد، و شیخ محمد ابو زهره کتابی در باره زندگی امام جعفر صادق و آشنایی با دیدگاههای وی به نگارش درآورد. کنار زدن فقه جعفری از مشروعیت در افغانستان خلاف روحیه تسامح اسلامیِ مورد نظر بزرگان علم و فقه است.
بهتر است اسلام در مقیاسی بزرگ فهمیده شود، مقیاسی که شامل افغانستان، مصر، تونس، مراکش، ایران، عراق، عربستان، ترکیه، مالزی، اندونزی و سایر کشورهای مسلمان بشود. برای تفسیر امور دینی دست کم باید آن چیزی مبنا قرار بگیرد که مورد اتفاق مهمترین مراکز دینی جهان اسلام باشد، مراکزی مانند الازهر در مصر، الزیتونه در تونس، القرویین در مراکش، دار العلوم دیوبند در هند، حوزه علمیه در نجف عراق، سازمان دیانت ترکیه، هیئت کبار علمای عربستان سعودی، و وزارتهای اسلامی اندونزی و مالزی.
طالبان نمیتوانند، و این حق را به هیچ صورت ندارند، که خود را از تمام این مراکز علمی داناتر به اسلام، و غمخوارتر به مسلمانان قلمداد کنند.
دکتر محمد محق!
17/09/2020
استاد سعادتی معاون سیاسی شورای مصالحه درنشست بزرگ مسوولان و اعضای حزب وحدت :
حزب قدرت را بهوجود میآورد و قدرت نمیتواند حزب بسازد. ماهیت حزب را مشارکت تودههای مردم تشکیل میدهد.
08/09/2020
استاد خلیلی:
صلح به معنای برگشتن به «گذشته تاریک» نیست و طالبان هم خواب امارت را نبینند چون افغانستان به هیچ صورت به گذشته بر نمیگردد.
22/02/2020
علی امیری استاد دانشگاه
اقدامات داکتر عبدالله نوعی صیانت از قانون اساسی است
عزل و نصبهای داکتر عبدالله و قانون اساسی
مقرریهای تیم ثبات عملا آغاز شد. اکنون برای نخستین بار، عملا و رسما، شماری از ولایات از کنترول حکومت غنی بیرون شده است. واکنش تیم دولتساز عمدتا سکوت و از سوی هوادارانش، تا حدودی تمسک به قانون بوده است. صرف نظر از طنز نهفته در این نوع قانونگرایی، نسبت مقرریهای جدید از سوی داکتر عبدالله با قانون اساسی سزاوار تامل است.
سوال این است: در صورتی که پروسه انتخابات مخدوش و فاقد اعتبار و نصاب لازمِ ملی، منطقهی و بین المللی است، آنکه صلاحیت قانونی و مشروع نصب و تقرر را دارد کیست؟ بدیهی است که در شرایطی که داکتر غنی از یک پروسه شفاف اعتبار قانونی لازم را به دست نیاورده باشد، هیچ مزیتی بر داکتر عبدالله ندارد. در چنین صورتی یگانه راه تطبیق قانون اساسی یا دستکم صیانت از ارزشهای این قانون به ایجاد تعادل در آرایش نیروهای سیاسی بستگی دارد. در شرایط فقدان مشروعیت دموکراتیک و قانونی، دعوت از یک گروه به مدارا در واقع نابود کردن قانون اساسی است. شهروندان مسئول و دلواپس دموکراسی باید داکتر عبدالله را به مقاومت در برابر رویه شدن فساد به جای مشروعیت دموکراتیک، تشویق کنند. اقدامات تازه داکتر عبدالله و ایستادگی او در برابر روند مخدوش و بیاعتبار کنونی، نوعی اقدام در جهت صیانت از قانون اساسی است.
علی امیری
21/02/2020
ستون های مقاومت
خداوند حفظ شان کند.
21/02/2020
استاد كريم خليلى:
امريكا يا با ارگ باشد و يا با مردم افغانستان ...
21/02/2020
جعفر عطایی:
محقق راه بسیار طولانی طی کرده تا استاد محقق شده است. اشتباه کرده، شکست خورده، پیروز شده، ریسک کرده نتیجه گرفته، محبوب شده، منفور شده، رخم زده، زخم خورده و خلاصه در کوره آتش تحولات چرخانوغلتان آبدیده شده تا به اینجا رسیده است. آدم از شکم مادر که به دنیا میآید استعداد بالقوه بسیار دارد، اما بالفعل شدن آن استعدادها افتوخیزهای بسیار ضرورت دارد. استاد محقق بسیاری از آن افتوخیزها را تجربه کرده تا به جایگاه امروز رسیده است. او یکی از پختهترین مهرههای سیاسی هزاره است. یکی از بالفعلشدهترین استعدادهای سیاسی هزاره که به بازدهی مفید رسیده است.
شاید محقق هنوز برای پخته شدن کامل خام باشد اما خیلیها تا رسیدن به جایگاه محقق راه حداقل چهلساله پیش روی دارند.
برای استاد محقق طول عمر و پیروزیهای بیشمار آرزو دارم. در روزهای سخت قوم، چشم ما بسوی او خیره میشود، هرچند که به زبان نیاوریم و اعتراف نکنیم.