05/01/2017
Holy Quran and your Life(قرآن مواد درسی برای امتحان زندگی)
این صحفه یک صحفه اسلامی است. وظیفه این صحفه انتقال حقیق? برای تمام مردم جهان
05/01/2017
12/12/2016
چگونه سلول های مغزی با گوش دادن به آیات الله متأثر می شوند؟
چگونه سلول های مغزی با گوش دادن به آیات الله متأثر می شوند؟ آیا قرآن درمانی تفسیر علمی نیز دارد؟ آیا قرآن دارای نیروی اعجاب انگیز و پنهانی است؟….
داستانی که برای خود من اتفاق افتاده است
در واقع تجاربی که در اثنای حفط قرآن کسب کردم، مرا بر آن داشت تا این مقاله را بنویسم. در آن هنگام که ۲۴ ساعت شبانه روز را همنشین قرآن بودم و حتی به هنگام خوابیدن نیز رادیو قرآن را گوش می دادم و طبعا از اینکه آموزش در خواب راهی مدرن برای آموزش است، کاملا بی خبر بودم.
پس از گذشت ماه ها تغییر بزرگی را در درونم احساس کردم، حس می کردم که تمام سلول های مغزم با شنیدن هر آیه می لرزد و با شنیدن هر آیه واکنش نشان می دهد. در آن زمان قرآن را فقط از طریق شنیداری و با چندین بار تکرار حفظ می کردم و به نظرم این بهترین روش برای من بود زیرا که پس از شنیدن آیات، به آسانی آن ها را به خاطر می سپردم.
تقریبا بیست سال پیش بود که با یکی از دوستانم در مورد تأثیر قرآن بر سلول های مغز سخن می گفتم. اما وقتی در مورد تلاش های دانشمندان برای درمان بیماری های سخت با استفاده از فرکانس هایی صوتی مثل موسیقی، مقالاتی خواندم، بسیار شگفت زده شدم!
امروزه بسیاری از درمان گران صوتی مثل آنی ویلیامز آمریکایی که بیمارانش را با صدای موسیقی درمان می کند، به نتایج مهمی در این رابطه دست یافته اند. اما این نتایج به سبب عدم تأثیر مطلوب موسیقی بر سلول ها، بسیار محدود است.
با توجه به اظهارات گذشته وی اذعان داشت که در درمان سرطان کلن و تومور های بدخیم مغزی و بیماری های دیگر با موسیقی به نتایج ارزنده ایی دست یافته است!
برادر خواننده ام، یاد آوری تأثیرات عدیده ی قرآن پس از تداوم در گوش دادن به آن، خالی از لطف نیست. و هم اکنون بیشتر از هر وقت دیگری احساس توانمندی می کنم و حس می کنم که ایمنی بدنم به شدت افزایش یافته است. همچنین این موضوع به طور محسوسی بر روابط اجتماعی من تأثیر مثبت گذاشته است و خلاقیتم را بیدار نموده است. و این مقاله ی کوتاهی که می نویسم چیزی نیست به جز تأثیر شگفت انگیز خواندن قرآن!
خواننده ی گرامی! با توجه به تجربه ی شخصی ام، شنیدن قرآن به شکل مستمر خلاقیت انسان را بیش از پیش تقویت می کند و این همان چیزی است که برای من اتفاق افتاد. به طوری که در گذشته قادر به نوشتن یک جمله ی صحیح نبودم اما هم اکنون برای نگاشتن یک تحقیق یا مقاله ی علمی فقط یک یا دو روز از وقتم را به آن اختصاص می دهم.
در واقع فواید گوش سپردن به قرآن به درمان بیماری ها محدود نمی شود، بلکه به پیشرفت و تکامل انسان و بهبود روابط اجتماعی وی نیز، تأثیر انکار ناپذیری می گذارد، همچنین باعث افزایش خلاقیت و پدید آمدن افکاری نو است. این نوشته برگرفته از تجربه ی شخصی من در این زمینه است، خواننده ی گرامی تو نیز می توانی امتحان کنی و به نتایج شگفت انگیزی دست یابی.
حقایق علمی
در سال ۱۸۳۹، دانشمندی به نام “هنریک ویلیام دوف” کشف کرد که امواج صوتی خاصی روی مغز تأثیر مثبت و یا منفی می گذارد. و هنگامی که گوش را در معرض امواج صوتی قرار داد، مشاهده کرد که سلول های مغزی به این امواج واکنش نشان می دهند.
سپس در یافتند که سلول های مغز در حالت لرزش، طول حیاتشان افزایش می یابد، و هر سلول با نظم خاص خودش می لرزد و سلول های اطرافش را نیز تحت تأثیر قرار می دهد. بی شک هر یک از اتفاقاتی که برای انسان رخ می دهد بر سلول های مغزی نیز تأثیر می گذارد، و این در حالی است که هر اتفاق بدی، منجر به ایجاد اختلال در نظم نوسان سلول ها می شود.سلول مغزی در حالت لرزش دائمی، این سلول دارای برنامه ای بسیار پیچیده است که طبق آن با بلیون ها سلول اطراف خود هماهنگی شگفت انگیزی به وجود آورده است که خود این گواه بر قدرت و عظمت خالق تبارک و تعالی دارد. و هر مشکل روحی می تواند خللی بر اجرای این برنامه داشته باشد که در نتیجه ی این خلل، ایمنی سلول کاهش می یابد و زمینه ی هجوم بیماری ها به آن فراهم می گردد.
زیرا که عمل کرد سلول ها در رساندن اطلاعات به صورت لرزش و تولید رشته های عصبی است که با توجه به آن، قادر به صحبت، حرکت، ایستادن و برخورد با دیگران هستیم.
هنگامی که بعضی از رویداد های منفی و ترسناک و یا بعضی مشکلات در زندگی انسان رخ می دهد، باعث ایجاد نوعی ناهماهنگی در سلول های مغزی می شود. و این ناهماهنگی و به هم ریختگی بسیار خسته کننده و دشوار است، زیرا که مغز انسان کار اضافه بر سازمانی را انجام می دهد که هیچ فایده ای ندارد.سلول های مغزی جنین قبل از تولد، شروع به لرزش می کند! او دارای مغزی متوازن و سلول هایی بشاش و هماهنگ در کار و نوسان با یکدیگرند! اما پس از به دنیا آمدن و خارج شدن از آن محیط، تمام اتفاقاتی که در این دنیا برایش می افتد بر مغز و حرکت لرزشی آن تأثیر می گذارد. در حالی که بعضی از سلول های مغزی تحمل امواج بلند را ندارد و سیستم لرزشی اش مختل می شود، این امر سبب بسیاری بیماری های روانی و همچنین جسمی می گردد.دانشمندان کشف کرده اند که نوار DNA که درون هر سلول وجود دارد نیز به صورت معینی نوسان و لرزش دارد و این نوار ضروری و مهم که اطلاعات وراثتی را حمل می کنند، تحت تأثیر هر اتفاق و یا مشکل و یا ویروس و بیماری قرار می گیرند. دانشمندان می گویند نوسان این نوار (DNA) هنگامی که بدن مورد هجوم بیماری ها و ویروس ها قرار می گیرد، کاهش می یابد. بازگرداندن این نوار به حالت اولیه ی خود توسط امواج صوتی خاصی امکان پذیر است. و دانشمندان تأکید می کنند که این امواج می توانند نوار DNA را به حالت فعال و نوسان اولیه ی خود باز گردانند. اما نباید فراموش کرد که امواجی منفی و مضری هم باعث آزار این نوار وراثتی میشود.
امروزه بسیاری از پزشکان به درمان بیماری های سختی مثل سرطان و بیماری های دیگری که علم پزشکی قادر به درمان آن نیست، با استفاده از لرزش های صوتی، می پردازند. هم چنین با استفاده از این امواج بیمار یهای مثل اختلال در گیجگاه و نگرانی و آشفتگی و مشکلات بی خوابی را نیز درمان کرده اند. هم چنین درمان و اصلاح عادات بد مثل کشیدن سیگار و اعتیاد و… با استفاده از این امواج ممکن است.
درمان چیست؟
با توجه به آزمایش های گوناگون، به این نتیجه می رسیم که قطعا قرآن بهترین درمان برای بیماری هاست. اما در این جا می خواهم نمونه هایی از درمان توسط قرآن که پس از ناامیدی کامل پزشکان از درمان آن بیماری، صورت گرفته است را ذکر نمایم. زیرا که گوش سپردن به قرآن و تلاوت آیات مبارکه ی آن باعث بازگشت توازن سلول ها و تجدید قبای آن برای انجام دادن وظیفه ی اصلی اش می گردد.
الله تعالی داخل هر یک از این سلول ها سیستم نوسانی برای انجام دادن کارمخصوصی، قرار داه است. از آن جا که سلول ها زبان کلامی را نمی فهمند، پس می توان با استفاده از زبان نوسانی و لرزش ها با آن ها ارتباط بر قرار کرد، همانطور که تلفن های همراه، امواج الکترومغناطیسی را گرفته و امواج دیگری را آزاد می کند. برادرم، تصور کن که میلیون ها سلول در بدنت با هماهنگی و سیستم خاصی نوسان و لرزشی دارد که بشر از فهم و درک و تقلید آن عاجز است. و اگر فقط یکی از این سلول ها دچار اختلال شود، نظام کلی بدن را مختل می کند. الله بلند مرتبه و منزه، تمام این نعمت ها را در اختیارمان گذاشته است تا سپاسگذار نعماتش باشیم. آیا ما قدر نعمت های بی پایانش را می دانیم؟تصویری از سلول های مغزی که مناطق آسیب دیده ی آن با رنگ فرمز مشخص شده است. این مناظق دارای فعالیت بسیار کم و نیروی کمی دارد که در شرف نابودی است، اما پس از قرار دادن این سلول ها در معرض امواج صوتی مشخصی، سلول شروع به لرزش و فعالیت کرد. (منبع: National Research Council of Canada)
خاصیت شفا دهندگی آیات قرآنی!
امروزه دانشمندان بر این باورند که تمام رفتار های ما نوسان های خاصی را به سلول هایمان منتقل می کنند، و بر این امر تأکید می کنند که اگر انسان به طور دایمی در معرض این امواج صوتی قرار بگیرد حرکت سلول های مغزش به کلی تغییر می کند. به عبارتی دیگر این تغییر در امواج نوسانی سلولی پدید می آید.
در این جا اشاره ای دارم به امواجی که باعث نوسان و لرزش سلول ها به صورت طبیعی، فعال و مثبت می شود و نیروی مثبت سلول ها را افزایش می دهد، و البته امواجی هم هستند که باعث آزار سلول ها و حتی باعث مرگ می شوند! امروزه امواج مثبت برای دانشمندان بحث برانگیز شده است که چگونه می توانند امواج صوتی که برای مغز مفید است را تشخیص دهند؟
با متمرکز شدن روی آیات قرآن دریافتم که این آیات دارای نظام عددی دقیقی است، اما زبان اعداد تنها زبانی نیست که قرآن دارد، بلکه این آیات شامل چیزی است که می توان آن را برنامه و یا اطلاعات نامگذاری کرد که این اطلاعات قادر به برقراری ارتباط با سلول ها است. در واقع قرآن دارای زبان سلول هاست.
شاید خواننده گرامی، گمان کند که این سخن، سخنی است غیر علمی، اما بنده آیات زیادی را یافته ام که نشانگر این است که قرآن حاوی اطلاعات بسیاری است، دقیقا مثل موج رادیو که یک موج عادی است اما روی آن می توانند اطلاعات و صدا ها و موزیک و … را منتقل کنند.
الله تعالی می فرماید: اگر به وسیله ی قرآن، کوهها به حرکت در آیند یا زمین ها قطعه قطعه شوند، یا به وسیله ی آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ایمان نخواهند آورد!) ولی همه کارها در اختیار خداست! [سوره ی رعد:۳۱]
اگر عمیقاً در این آیات بیندیشیم شاید این سؤال برایمان پیش بیاید که چگونه قرآن باعث حرکت کوه ها می شود؟ یا چگونه زمین را قطعه قطعه می کند؟ یا چگونه با مردگان سخن می گوید؟ در واقع واضح است که زبانی که مردگان را مخاطب قرار می دهد امر الله تعالی است و هیچ کسی فرمان بردار نیست مگر کسی که الله اراده کند.
اما در مورد کوه ها… امروزه ما می دانیم که صفحه های زمین به صورتی آهسته یعنی تقریبا سالانه چند سانتیمتر، در حال حرکت است که کوه ها نیز به همراه آن حرکت می کنند. این حرکت در نتیجه ی امواج حرارتی است که از قسمت گداخته ی زیر پوسته ی زمین، تولید می شوند. بنا بر این می توان بیان کرد که قرآن دارای خاصیتی است که می تواند با امواج حرارتی ارتباط برقرار کند و با تحریک آن سرعت فعالیت و حرکتش را افزایش دهد و یا قادر است که شکاف ها و زلزله هایی در زمین ایجاد کند که سبب از هم گسیختگی پوسته ی زمین و تکه تکه کردن آن شود. این همان نیروی خارق العاده ای است که الله اجازه نداده است تا به آن دست یابیم، اما با توجه به مشاهدات می توانیم به این خاصیت قرآن و عظمت آن پی ببریم. حال سؤالی پیش می آید که آیا این کتاب که چنین نیروی خارق العاده ای دارد، قادر به شفای بیمار ضعیفی نیست؟
پس از بیان این سخنان یادآور می شوم که الله تعالی در قرآن می فرماید که قرآن درمان است، و این بدان معنی است که قرآن حاوی اطلاعاتی است که سلول های آسیب دیده را ترمیم کرده و بسیاری از بیماری هایی را که پزشکان از درمان آن عاجزند را درمان می کند.
ساده ترین راه درمان برای تمام بیماری ها
برادر عزیز! با اطمینان کامل و بر حسب تجربه ام به تو می گویم که تغییری کوچک و بسیار ساده در زندگی ات، نتایج بسیار بزرگ و شگفت انگیزی خواهد داشت به طوری که تمام زندگی ات را تحت شعاع خود قرار خواهد داد، همان طور که زندگی مرا قبل از تو، به طور کامل دگرگون ساخت. حال دستور العمل دست یابی به این تغییر به این صورت است که در حد توان در تمام ساعات روز به قرآن گوش دهی. صبح، ظهر، شب و حتی هنگام خواب و در تمام اوقات.
بی شک گوش دادن به قرآن برای تو هزینه ای در بر نخواهد داشت و برای این کار کافیست یک کامپیوتر و یا یک ظبط صوت و یا حتی یک فلاش پلیر با گوشی اش داشته باشی. یا اینکه از طریق تلویزیون و یا رادیو نیز می توانی فقط به برنامه هایی که مربوط به قرآن است، گوش فرا دهی.قرآن عبارت است از امواج صوتی که دارای فرکانس و طول موج مشخص است، و این امواج رشته های نوسانی تولید می کنند که بر سلول های مغزی تأثیر می گذارد و باعث برگرداندن توازن و هماهنگی آن ها می شود که این نیز سبب افزایش چشم گیر نیروی دفاعی آن در مقابل بیماری هایی هم چون سرطان می گردد، همان طور که می دانیم بیماری سرطان چیزی نیست به جز اختلال در عملکرد سلول ها، پس شنیدن قرآن باعث می شود برنامه و نظم سلول ها دوباره بازگردد. درست مثل عملکرد ما به هنگام ویروسی شدن رایانه یمان که اول فرمتش می کنیم و بعد برنامه ی جدیدی را جایگزین آن می کنیم و باعث سریع تر و بهتر شدن عملکرد رایانه می شویم، این کاری است که بشر می تواند به آسانی انجام دهد، پس دیگر در مورد برنامه ای که کلام الله داراست چه می توان گفت؟
تأثیر شگفت انگیز گوش سپردن به قرآن
قطعا گوش سپردن به قرآن به صورت مداوم دارای فواید زیر می باشد:
_ افزایش قدرت دفاعی بدن.
_ افزایش خلاقیت.
_ افزایش حافظه .
_ درمان بیماری های مزمن و سخت.
_ ایجاد تغییری ملموس در رفتار و هم چنین افزایش قدرت تعامل با دیگران و جلب اعتماد آن ها.
_ آرامش روان و درمان استرس های عصبی.
_ درمان واکنش های سریع و عصبانیت زود هنگام .
_ افزایش قدرت تصمیم گیری درست.
_ تمام مسایلی که باعث ترس و نگرانی تو می شوند را فراموش خواهی کرد.
_ پیشرفت شخصیت انسان و دستیابی به شخصیتی قوی تر.
_ افزایش فن بیان و سرعت کلام.
_ درمان بسیاری از بیماری های عادی مثل لکنت زبان، زکام و سردرد.
_ پیش گیری از بیماری های خطرناکی مثل سرطان.
_ ترک عادات بد مثل پرخوری و یا استعمال دخانیات.
خواننده ی گرامی: تمام این وقایع روزی برای خود من اتفاق افتاد. آن روزی که سیگار می کشیدم، تصور این که روزی بتوانم ترکش کنم برایم دشوار بود. اما بعد از استمرار در گوش دادن به قرآن نه تنها بدون هیچ زحمتی سیگار را ترک کردم بلکه در عجب بودم که چرا و چگونه زندگی ام اینقدر تغییر کرده است؟ اما پس از مطالعه ی راهکارهای مدرن درمانی و به خصوص درمان از طریق صدا و امواج صوتی، به راز تغییر بزگ زندگیم پی بردم. که آن راز بزرگ همان گوش دادن به قرآن است… و هیچ کاری برای من آسان تر از گوش دادن مستمر به قرآن کریم نیست.
این گفتگو و بحث ایمانی را که خودم با تمام وجود درک کردم و با آن زندگی کردم را را با این سخنان پایان می دهم که با گوش دادن به قرآن هرگز وقتت تلف نمی شود و بلعکس حس می کنی چقدر وقت اضافه داری! وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: صدقه از مال کم نمی کند. ما هم می توانیم بگوییم که گوش سپردن به قرآن وقتمان را نمی گیرد و اگر ما تمام وقتمان را برای گوش دادن به قرآن سپری کنیم، باز هم شاهد برکتی خواهیم بود که الله تعالی در وقتمان گذاشته است و به ما توفیق انجام اعمال صالح را عطا نموده است و بسیاری از مشکلات و کمبود وقتمان را حل کرده است و تو خواهی دید، عملی را که قبلا روزها برای انجام دادنش وقت می گذاشتی، پس از گوش سپردن به قرآن و وقت گذاشتن برای آن، همان کار را در عرض چند دقیقه انجام خواهی داد.
از الله تعالی می خواهیم که قرآن را شفایی برای قلب هایمان و نوری در دنیا و آخرتمان قرار دهد. تا ما را با رحمت و لطف بی پایانش شاد گرداند. اوست که با کتاب رحمت و شفایش بر ما منت نهاده و در این آیه این گونه ما را مخاطب قرار داده است: (یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ* قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ) [یونس: ۵۷-۵۸].
ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است؛ و درمانی برای آنچه در سینههاست؛ (درمانی برای دلهای شما) و هدایت و رحمتی است برای مؤمنان!
بگو: «به فضل و رحمت خدا باید خوشحال شوند؛ که این، از تمام آنچه گردآوری کردهاند، بهتر است!»
12/12/2016
بهترینها از زبان رسول اکرم(ص)
بهترين سخن : كتاب الله. (بخاري)
بهترين هدايت: سنت رسول الله (راهنمايي پيامبر). ( بخاري)
بهترين عبادت: ذكر خدا و نماز سر وقت.( بخاري)
بهترين عمل : ايمان به خدا و جهاد در راه او. ( بخاري)
بهترين سوره قرآن : سوره حمد ( بخاري)
بهترين آيه قرآن : آية الكرسي. (ابو داوود)
بهترين نعمت بهشت: رضاى الهي . ( بخاري)
بهترين گروه مسلمان : رزمندگان جنگ بدر. ( بخاري)
بهترين روز: جمعه . ( مسلم)
بهترين خير : آشتي و اصلاح ميان مردم : (ترمذي)
بهترين نماز فرض : آن است كه در مسجد و با جماعت خوانده شود (مسلم )
بهترين نماز بعد ازنمازهاي فرض : نماز تهجد (مسلم)
بهترين نماز سنت : آن است كه در خانه خوانده شود. ( بخاري)
بهترين دعا : دعاي روز عرفه . ( ترمذي)
بهترين كيفيت گرفتن روزه سنت : يك روز در ميان مانند روزه داوود ‹ع› (بخاري)
بهترين سخن و گفته پيغمبران: ‹لا اله الا الله وحده لا شريك له› ( ترمذي)
بهترين برده اي كه آزاد شود:گران ترين و با ارزشترين برده نزد صاحبش.( بخاري)
بهترين جهاد : گفتن سخن حق نزد پادشاه ستم گر ( ابن ماجه)
بهترين صف نماز براي مردان : صف اول ( مسلم)
بهترين صف نماز براي زنان : صف آخر (مسلم)
بهترين سرزمين خدا : مكه ( ترمذي)
بهترين چيز كه به بنده عطا شده : خوش رفتاري . ( ابن ماجه)
بهترين رنگ لباس : سفيد ( ترمذي)
بهترين گواه:شاهدي است كه قبل از پرسيدن،گواهي دهد( مسلم)
بهترين متاع دنيا : زن نيكو كار ( مسلم)
12/12/2016
ثروتمندتر از بیل گیتس
از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
پرسیدند: چه کسی؟
بیل گیتس ادامه داد: سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشههای خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش!
سه ماه بعد بر حسب تصادف باز توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش میبخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم میبخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را میگوید؟!
بعد از ۱۹ سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته …
یک ماه و نیم تحقیق کردند تا متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛
از او پرسیدم: منو میشناسی؟
گفت: بله! جنابعالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا میدونی چه کارت دارم؟ میخواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چطوری؟
گفتم: هر چیزی که بخواهی بهت میدهم.
(خود بیلگیتس میگوید این جوان وقتی صحبت میکرد مرتب میخندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم: هرچی که بخواهی!
اون جوان دوباره پرسید: واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به ۵۰ کشور آفریقایی وام دادهام، به اندازه تمام آنها به تو میبخشم.
جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمیتوانم یا نمیخواهم؟
گفت: میخواهی اما نمیتونی جبران کنی
پرسیدم: چرا نمیتوانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت میخواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه. اصلا جبران نمیکنه. با این کار نمیتونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس میگوید: همواره احساس میکنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲ ساله مسلمان سیاه پوست.
12/12/2016
تاثیرات راستگویی در زندگی
رهایی در راستگویی است. این جمله را همه آدمهایی که با دیگران مراوده میکنند قبول دارند. کسی که راستگوست دوستداشتنی هم هست و همه میدانند چگونه با او رفتار کنند. حالا اگر این راستگویی را زیر یک سقف ببریم، شیرینتر هم میشود. وقتی زن و شوهری با هم یکدل و یکزبان میشوند، زندگی آنقدر دوستداشتنی میشود که در سایهی امن آن میشود با خیال راحت گذران عمر کرد.
راستگویان را چگونه بشناسیم؟
اگر بخواهیم خود را بیازماییم و بدانیم که راستگو هستیم و بر منش و روش راستگویان هستیم یا راستگویی را در دیگران بجوییم، میتوانیم از نشانههایی که قرآن بیان داشته بهره ببریم. این نشانهها به ما کمک میکند تا راستگویان راستین را از دروغگویان شناسایی کنیم و در دام حیلههای آنها نیفتیم. نخستین نشانهی راستگویی تطابق قول و عمل شخص است. اگر گفتار شخص با رفتار وی مطابقت نداشت، وی را باید از دروغگویان یا دست کم کسانی دانست که راستگو نیستند؛ بنابراین نمیتوان در برابر ایشان متواضع بود و آنان را الگو قرار داد و خود را مرید ایشان دانست. این مساله را میتوان با نگاهی به اعمال آنان به دست آورد. اصولا کسانی که اهل راستگویی هستند برای مردم دل میسوزانند و برای رهایی مردم تلاش میکنند و آنان را از اسارت و بندگی و بردگی رهایی میبخشند. از اینروست که اهل انفاق هستند و میکوشند تا با کمکهای مالی خویش دیگران را از بند بردگی برهانند. بنابراین اگر موردی دیده شد که شخص میکوشد تا مردم را برده و بندهی خود کند، در حقیقت او فریبکار است؛ از این رو راستگویان اهل انفاق و کمک به دیگران و انسانهای نوعدوستی هستند که دستگیر هر در راه ماندهای هستند و در فکر کمک به حاجتمندان، فقیران، یتیمان و ناتوانان هستند و به آخرت ایمان داشته و نماز را به پا میدارند و زکات مال خویش را میپردازند و اهل وفای به عهد هستند. (سورهی بقره)
افراد راستگو خویشان را دوست داشته و به هر شکلی به آنان کمک میکنند. اصولا راستگویان اهل اخلاص هستند و در انجام وظایف عبادی و اجتماعی و اخلاقی خویش کوتاهی نمیکنند و با تحمل مشکلات و رنجها آن را انجام میدهند. آنها در اندیشه و اعتقاد خویش با برهان و دلیل هستند و این مسأله خود مهمترین دلیل بر راستگویی ایشان افزون بر صدق در عمل آنان است. با توجه به این نشانهها، انسان به سادگی و آسانی میتواند راستگوی واقعی و راستین را از راستگویان مدعی و دروغین بازشناسد. بنابراین نباید برخی اعمال گروهی فریبکار موجب شود تا در دام آنان افتیم. برخی با شواهد ظاهری میکوشند تا مردم را فریب دهند که اصولا نباید برخی از رفتارهای ظاهری مبنا و ملاک داوری قرار گیرد.
راستگویی در روایات
راستگویی واقعا معجزه میکند؛ چون کسی که راستگوست، نگاهها را به سمت خود میچرخاند و اعتماد دیگران را به خود جلب میکند. در این میان اساس زندگی انسان کار گروهی است و هنگامی کار گروهی امکانپذیر است که افراد گروه نسبت به یکدیگر اطمینان داشته باشند و اطمینان در صورتی حاصل میشود که صداقت و امانت در میان افراد گروه حاکم باشد. در روایات آمده است: یکی از یاران پیامبر صلى الله علیه وسلم از این که گرفتار گناه میشود، به پیامبر صلى الله علیه وسلم گلایه برد و خواستار راهنمایی آن حضرت شد. پیامبر صلى الله علیه وسلم به وی میفرماید: دروغ نگو! آن شخص گفت: همین؟! پیامبر صلى الله علیه وسلم فرمود: همین و بس. مرد رفت و در برابر امری قرار گرفت که گناه بود و چون خواست آن را مرتکب شود، گفت اگر پیش پیامبر رفتم و گفت این کار را کردی، چه بگویم؟ دروغ بگویم. من که وعده دادهام دروغ نگویم. چند مسألهی دیگر نیز رخ داد و او برای این که به پیامبر دروغ نگوید از ارتکاب آن خودداری کرد. این گونه است که رفتار خود را اصلاح کرد.
راستگویی در قرآن
قرآن در آیات ۷۰ و ۷۱ سورهی احزاب به تأثیر و کارکرد راستگویی مؤمنان در گفتارشان اشاره کرده و آن را سبب اصلاح اعمال آنان میداند. از این رو فرمان میدهد برای این که اعمال آنها به اصلاح گراید، همواره گفتار خالی از هرگونه شائبهی دروغ و لغو بگویند و سخنی را بر زبان آورند که ظاهر آن با باطن آن موافق باشد. در آیات ۲۰ و ۲۱ این سوره صداقت و راستگویی موجب تسلیم شدن شخص در برابر دستورهای خداوند و آموزههای وحیانی آن به شمار میرود. بنابراین کسانی که اهل صداقت و راستی هستند کسانی هستند که در برابر آموزههای وحیانی تسلیماند و هرگز بر خلاف آن عمل نمیکنند و رفتارشان همواره در چارچوب آموزههای دینی است و گامی بر خلاف آن برنمیدارند. اصولا رستگاری جز با راستگویی امکانپذیر نیست و کسی که دروغ میگوید و ظاهر کلامش با باطن آن موافقت ندارد و بر خلاف واقع سخنی را بر زبان میراند، نمیتواند امید به رستگاری داشته باشد. خداوند در آیهی ۱۱۹ سورهی مائده میفرماید: «روز قیامت تنها کسانی رستگار میشوند و از آتش دوزخ رهایی مییابند که راستگو باشند. امروز روزی است که تنها صدق و راستی راستگویان است که به فریاد ایشان میرسد و سربلند و پیروز از آزمون دنیا بیرون میآیند.»
در حقیقت کسانی که راستگویی را منش و روش خویش قرار دادهاند و در هر حال و مقامی راستگویی میکنند و سخنی به دروغ بر زبان نمیرانند در قیامت از راستگویی خویش بهرهمند میشوند.
چرا در مذهب اهل سنت وفات و تولد بزرگان و ائمه را جشن نمی گیرند؟
مطلب زیر سخنرانی شیخ محمد ضیایی در یکی از شب های رمضان سال ۱۴۱۴ هـ قـ – ۱۳۷۲ هـ.شـ می باشد که از روی نوار پیاده شده است و به همین علت کمی از نظر دستوری با یک مقاله متفاوت می باشد.الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله صلی الله علیه و سلماما بعد:سوال: چرا در مذهب اهل سنت وفات و تولد بزرگان و ائمه را جشن نمی گیرند و برای آنها نوحه خوانی و سینه زنی نمی کنند؟جواب: در کلیه مذاهب اهل سنت بلا استثنا فقط احترام بزرگان مرحوم شده به سه چیز است:۱- نام آنها را به خوبی یاد کنیم : حضرت سیدنا علی کرم الله وجهه، حضرت سیدنا عمر رضی الله عنه، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم …۲- از خدا برای آن بزرگان درود و رحمت بخواهیم. اگر صحابه کرام است می گوییم: رضی الله عنه (خدا از او خشنود باد) اگر از پیامبران هستند بگوییم: علیه السلام (بر او سلام) اگر شخص رسول اکرم را نام بردید می گوییم: صلی الله علیه و سلم. اگر بعد از صحابه کرام از بزرگان نام بردید می گوییم: رحمة الله علیه.۳- گفتار و کردار آنها را مورد توجه قرار می دهیم و سعی می کنیم دنباله رو مخلص آنها باشیم.جز این سه چیز در مذهب اهل سنت چیزی بنام احترام شخص مرده وجود ندارد. خوب نیست! در مذهب وجود ندارد، مراسمی بنام سینه زنی و عزاداری در مذهب [اهل سنت] نداریم. نمی شود چیزی به مذهب چسبانید. می شود از خانه بیرون رفت [اما] نمی شود زمین، اتاق، و دیوار خانه را عوض کرد.این مطلب خیلی جالب است، خوب در مذهب وجود ندارد، حتی قول ضعیفی هم نیست، هیچ قولی وجود ندارد. این را برای ادای امانت عرض می کنم چون روز حساب ما مسئول گفتار خودمان هستیم. کار ما گویندگان مذهبی خیلی مشکلتر از کار عوام است.هر مذهبی در جامعه مسلمین یک خصوصیت و رنگ و شکل خاصی دارد. این خصوصیت و رنگ و ویژگی مذهبی [را] هیچ وقت نمی توان عوض کرد. در طول ۱۴۰۰ سال از زمانیکه فرق مختلف در اسلام به وجود آمدند، فِرَقی که بنام اهل سنت هستند چند خصوصیت داشته اند:۱- سواد اعظم امت اسلام بوده اند. در طول تاریخ ۹۰درصد بنام اهل سنت بوده اند.۲- نسبت به جهان خارج، سخنگوی جهان اسلام بوده اند. این حکومت های اهل سنت بوده اند که چه ظالم چه غیر ظالم، جزیه می گرفتند. این حکومت های اهل سنت بوده اند که بخارا و سمرقند را فتح کرده اند، فلسطین را از اول فتح کرده اند و بعد هم از صلیبی ها باز گرفتند. امپراطور چین فرستاده حکام اهل سنت را می پذیرفت. دربار واتیکان هم از سفرای خلفا استقبال می کرد، همان خلفای به اصطلاح ظالم.۳- از خصوصیت اهل سنت این است که هرگز در برابر مخالفان خود خشونت نشان نمی دهند. فحش را به فحش جواب نمی دهند. بدی را به بدی تلافی نمی کنند، تندی را با تندی پاسخ نمی گویند، خشونت را با خشونت جواب نمی دهند. این از ویژگی های اهل سنت بوده است در طول ۱۴۰۰ سال و این خصوصیت [را] نمی توان تغییرش داد.تا شما خود را سنی می دانید، نمی توانید در مقابل مخالفان خشونت نشان بدهید. این در مذهب نیست، خلاف مذهب است. به این دلیل در جامعه بزرگ امت محمد مصطفی صلی الله علیه و سلم در هر صد سال احزاب و گروه های مختلفی تند رفته اند، حرکت کرده اند، به آسمان ها پریده اند و یواش به زمین غلطیده اند، ولی اهل سنت [نه] به کهکشان ها پریده اند و [نه] در گودال ها فرو رفته اند. این شیوه اهل سنت است. ما اجازه نداریم در مقابل مخالفانمان پرخاش کنیم. چنین چیزی امکان ندارد، چون خلاف مذهب است.۴- اهل سنت همیشه عادت دارد حق و عقیده ی خود را، بدون تعرض به مسائل دیگران خیلی فشرده و خیلی واضح و صریح بیان می کند. اگر حق مذهب خود را درست یاد بگیرید؛ نیاز به این ندارید که به دیگران پرخاش کنید و یا پاسخ فحش بدهید. اصلا نیاز به این پیدا نمی کنید. شما آنچه به نظر خودتان حق است درست یاد بگیرید کافی است.۵- در خاتمه عرایضم یک مثال [می آورم]: موضع گیری اهل سنت در مقابل برادران و در مقابل امت اسلامی، در مقابل فرقه های اسلامی که زیر پرچم اسلام با اهل سنت یکی هستند چنین است: امت اسلام حکم تشکل یک خانواده دارد که بعد از فوت پدر خانواده ، وارثان بر سر تقسیم میراث اختلاف پیدا کرده اند.زنان، دختران و پدران امت مرحوم شده اند و این اختلاف را نتوانسته اند حل کنند تا [نوبت] به فرزندزادگان رسید. پسر زاده ها دو دسته شده اند: اکثریت می گویند: پدرانمان بر سر میراث اختلاف کرده اند حالا درست نیست آن اختلاف را بر ملا کنیم، همسایه ها را خبر دهیم، امت را هم خبر دهیم. خوب این اختلاف [را] داشته اند دیگر. خدا همه را ببخشد. این موضع گیری اهل سنت است.اما در داخل همین خانواده افرادی از نوادگان از پسران و دختران همان پدر مرحوم معتقدند خیر ما باید حق را بگوییم. باید این چیز را که می گوییم به همه اعلام کنیم که این خانواده مقدس نبوده و اکثریت نادرست و ظالم و خائن بوده اند! حالا این اختلاف بین اهل سنت است با دیگران. موضع گیری اهل سنت واضح است می گویند چون بر ملا کردن اختلاف ها، برملا کردن مسائلی که در صدر اسلام بوده، بعد از رحلت رسول الله بوده، موشکافی [آنها] بدی ها را چند برابر نشان می دهد این به نفع نیست.خلاصه مطلب:تکرار فحش، فحش است. یک وقت در مدینه منوره بودیم حدود ۳۲ سال قبل. کتابی به مرحوم شیخ عبدالرحیم انصاری رحمه الله ارائه دادند – آن مرحوم ۶ یا ۷ سال قبل در مدینه منوره درگذشتند و در بقیع دفن شدند، او از علمای بزرگ اهل سنت بندرعباس است. او در آغاز کشف حجاب هجرت کرد رفت، چون نتوانست بی حجابی را تحمل کند هجرت کرد رفت به مدینه – در محضر ایشان بودیم کتابی آوردند که خیلی بد و بیراه گفته بود به خلفای ثلاثه و از مسلمانان اهل سنت خواسته بود که در مقابل دلایلش دلیل بیاورند. گفته بود اگر اهل سنت جوابی دارند جواب بدهند.شیخ رحمة الله علیه کتاب را گرفت و گفت سبحان الله اهل سنت کی به فحش جواب داده اند. هرگز! ما اجازه نداریم جواب فحش بدهیم. ما آنچه در کتاب هایمان است مخلصانه بیان می کنیم. فضایل حضرت علی علیه السلام، فضایل حضرت عمر، فضایل بزرگان را بیان می کنیم. تاسف می خوریم به حال آن خواهران و برادرانی که تندرو هستند، گستاخانه و بدون توجه به مصلحت امت اختلافات را برملا می کنند.* ما جز اینکه دعا کنیم خدا هدایتشان کند، جز اینکه تاسف بخوریم چیز دیگری نداریم. و این موضع گیری صحیح اهل سنت است در دنیا. در قدیم هم همینطور بوده است حتی در مسائل خانوادگی.می گویند شخصی به حضور حسن بصری – از شاگردان حضرت علی و از علمای قرن اول هجری و از راویان معتبر حدیث – آمد به او گفت: فلان کس به تو فحش می داد. حسن به او گفت: خب! چه گفت؟ او فحش های خیلی علنی و صریح به حسن داد و گفت: او این طور می گفت. حسن گفت: خدا او را ببخشد، او پشت سر می گفت، تو که روبروی من فحش می دهی! او خیلی گناهانش از تو کمتر است. لا اقل لطفش در باره من از تو بیشتر است.والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته البته اختلافات یا مسائلی که احیانا میان نسل اول روی می داده است مسائلی گاه اجتناب ناپذیر و استثنایی بوده و فضای غالب در میان آنها دوستی و محبت بوده است. به زیر ذره بین بردن چنین مسائلی هرگز به نفع امت مسلمان نیست و بیشتر جریان سکولار و بی دین از این مسائل سود می برد. تاریخ اسلام با وجود اشتباهات و مسائل خیلی ریز در میان تاریخ تمام جنبشها و ادیان سفیدترین و روشن ترین آنهاست. البته حساب روایات جعلی و دروغین از اینگونه مسائل جداست.منبع: بیداری اسلامی
11/12/2016
شرایط توبه:
ﺷﺮﻭﻁ ﺗﻮﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ﺍﺳﺖ :
ﺷﺮﻁ ﺍﻭﻝ : ﺩﺭ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺑﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ، ﯾﻌﻨﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﻭﯼ ﺍﺯ ﺟﻬﺖ ﺭﯾﺎﺀ ﯾﺎ
ﻧﯿﮑﻨﺎﻣﯽ ﯾﺎ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻠﯽﺩﻧﯿﻮﯼ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻘﻮﺍﯼ ﺍﻟﻬﯽ ﻭ ﺧﻮﻑﺍﺯ ﻋﻘﺎﺏ ﺍﺧﺮﻭﯼ ﻭ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﺛﻮﺍﺏ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩ، ﺍﻭ ﺩﺭ
ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺍﺧﻼﺹ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ.
ﺷﺮﻁ ﺩﻭﻡ : ﺑﺨﺎﻃﺮ ﮔﻨﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪﻩ ﻧﺎﺩﻡ ﻭ
ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﮕﻮﻧﻪ ﺍﯾﮑﻪ ﺩﺭ ﻧﻔﺲ ﺧﻮﺩ ﺣﺴﺮﺕ ﻭﺣُﺰﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ،ﻭ ﺁﻧﺮﺍ ﺍﻣﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﭙﻨﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻼﺹﺷﻮﺩ .
ﺷﺮﻁ ﺳﻮﻡ : ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺁﻥﺍﺻﺮﺍﺭ ﻧﻮﺭﺯﺩ، ﻣﺜﻼ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﻭ ﺗﺮﮎ ﻭﺍﺟﺒﯽ ﺍﺳﺖﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻫﺶ
ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻓﻌﻞ ﺣﺮﺍﻣﯽ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﮐﺸﯿﺪﻩﻭ ﺩﻭﺭﯼ ﮐﻨﺪ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺍﻭ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖﺑﺎﯾﺪ ﺣﻘﻮﻗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺀ ﮐﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﻼﻟﯿﺖﺑﻄﻠﺒﺪ .
ﺷﺮﻁ ﭼﻬﺎﺭﻡ : ﻋﺰﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﮔﺮ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ
ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺁﻥ ﻧﺸﻮﺩ، ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭ ﻗﻠﺒﺶﻋﺰﻡ ﻣﺆﮐﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﺮﺍﻍ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻫﯽ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﺩ.
ﻭ ﺷﺮﻁ ﭘﻨﺠﻢ : ﺗﻮﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﺑﺎﺷﺪ،ﺍﮔﺮ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﻮﺑﻪﺍﺵ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ،
ﻭ ﻓﻮﺕ ﻭﻗﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﺗﻮﺑﻪ ﺑﺮﺩﻭ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎﻡ ﻭ ﺧﺎﺹ ﺍﺳﺖ : ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎﻡ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ (ﺑﺠﺎﯼ ﻣﺸﺮﻕ) ﺩﺭ ﻃﺮﻑ ﻣﻐﺮﺏﻃﻠﻮﻉ ﮐﻨﺪ ( ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﭘﺎﯾﯽ ﻗﯿﺎﻣﺖﺍﺳﺖ) ، ﺗﻮﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺷﺪ، ﭼﻮﻧﮑﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : « ﯾَﻮْﻡَ ﯾَﺄْﺗِﯽﺑَﻌْﺾُ ﺁﯾَﺎﺕِ ﺭَﺑِّﮏَ ﻻ ﯾَﻨْﻔَﻊُ ﻧَﻔْﺴﺎً ﺇِﯾﻤَﺎﻧُﻬَﺎ ﻟَﻢْ ﺗَﮑُﻦْ ﺁﻣَﻨَﺖْﻣِﻦْ ﻗَﺒْﻞُ ﺃَﻭْ ﮐَﺴَﺒَﺖْ ﻓِﯽ ﺇِﯾﻤَﺎﻧِﻬَﺎ ﺧَﯿْﺮﺍً» ( ﺍﻧﻌﺎﻡ158) . ﯾﻌﻨﯽ : «ﺭﻭﺯﯼ ﭘﺎﺭﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯼ
ﭘﺮﻭﺩﮔﺎﺭﺕ ( ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﺭﺳﺘﺎﺧﯿﺰ) ﻓﺮﺍ ﻣﯽﺭﺳﺪ ﺍﻣّﺎ
ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩﯼ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ، ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﯾﻤﺎﻥ
( ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﭘﺴﻨﺪﯾﺪﻩﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻧﺪ ﻭ ) ﺧﯿﺮﯼ ﻧﯿﻨﺪﻭﺧﺘﻪﺍﻧﺪ،
ﺳﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ
والله اعلم
27/06/2016
درمان شرعی جادو و سحر
قسمت اول: هر آنچه که به وسیله آن سحر و جادو قبل از وقوع دفع میشود، از قبیل:
1) انجام کلیه واجبات و ترک نمودن تمامی محرمات و توبه نمودن از تمامی گناهان میباشد.
2) قرائت زیاد قرآن کریم، هر روز قرائت قسمتی از قرآن را عادت خود نمودن.
3) پناه بردن به الله عزوجل به وسیله دعاها و معوذات و ذکرهای مشروعه، از قبیل دعاهای زیر:
«بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» سه بار صبح و سبه بار شب خوانده شود (ترمذی، ابوداود، ابن ماجه).
یعنی «با نام الله، ذاتی که با اسم او هیچ چیز در زمین و آسمان ضرری نمیرساند و او شنوای داناست».
خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز فرض و هنگام خواب و صبح و شب، خواندن سورة اخلاص، فلق، و ناس. سه بار و هنگام خواب، (حاکم) خواندن ذکر «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» صد بار در هر روز (بخاری و مسلم).
«یعنی به جز الله هیچ اله و معبود بر حقی نیست، تنهاست و شریکی ندارد و ملک و ستایش از آنِ اوست، و او بر همه چیز تواناست».
همچنین استمرار و محافظت بر ذکرهای صبح و شب و ذکرهای بعد از نمازهای فرض و قبل از خواب و خوابیدن با آن اذکار، ذکرهای داخل و خارج شدن از منزل و دعای سوار شدن بر سواری، دعای ورود و خروج به مسجد و دعاهای ورود و خروج به توالت، دعای دیدن مصیبت بر شخصی و دعاهای دیگر بر حسب احوال و مناسبات و مکان و زمان خاص و محافظت بر تمامی این دعاها میباشد.
شکی نیست که محافظت بر این اذکار و دعاها از اسبابی است که از ابتلا به جادو و چشم خوردن و جنزدگی به اذن و اراده الله عزوجل جلوگیری مینماید و حتی از بهترین درمانهایی میباشد که بعد از ابتلا به آفات مزبور تجویز میگردد (زاد المعاد).
4) در صورت امکان خوردن 7 خرما با شکم خالی هنگام صبح، برای اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرماید: (هر کس با شکم خالی، ناشتایی هفت خرما بخورد آن روز سم و جادو او را ضرر نمیرساند) (بخاری) و اضافه شده که (از خرمای مدینه باشد و از آنچه که بین زمینهای سنگلاخ است) (مسلم). و علامه عبدالعزیز بن عبدالله بن باز رحمهالله میگفت: «که در تمامی خرماهای مدینه، این صفت ذکر شده، طبق حدیث زیر دیده میشود (هر کس از آنچه بین زمینی که گیاهی در آن نیست هنگام صبح بخورد...) (مسلم) شیخ ابن باز رحمهالله فرموده است که این صفت برای کسی که خرمایی غیر از خرمای مدینه میخورد نیز امید است حاصل گردد.
قسمت دوم درمان جادو: درمان جادو بعد از وقوع، که به چند نوع انجام میشود:
نوع اول: پیدا کردن و باطل نمودن جادو، زمانی که مکانش با راههای شرعی شناخته شود، این نوع درمان از بهترین روشهای درمان است که به وسیله آن مسحور (جادو شده) معالجه میگردد (بخاری و مسلم و فتاوای ابن باز).
نوع دوم: رقیه (دعای شرعی) میباشد، که چند نمونه را ذکر میکنیم:
الف) هفت برگ از برگهای سدر سبز، با سنگ خوب کوبیده میشود، سپس بر روی آن آب ریخته میشود به اندازهای که برای شستشو کافی باشد و بر آن آیهها و سورههای زیر خوانده میشود: « اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» (بقره / 255)
«خدا، هیچ معبودی به جز او نیست، او زنده تدبیرکننده عالم است، او را نه چُرت و نه خواب نمیگیرد، آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست، کیست آنکه شفاعت کند نزد او الا به حکم او، آنچه پیش دست ایشان است و آنچه پش پشت ایشان است میداند و از معلومات حق چیزی را در برنمیگیرد مگر آنچه خواسته است، فراگرفته است پادشاهی او آسمانها و زمین را، و نگهبانی این دو بر وی گران نمیشود و او بلندمرتبه بزرگ قدر است».
« وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ * فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ * فَغُلِبُواْ هُنَالِكَ وَانقَلَبُواْ صَاغِرِينَ» (اعراف / 117-119)
«و وحی فرستادیم به سوی موسی که بیفکن عصای خود را، پس ناگهان، آن عصا فرودمیبرد آنچه به دروغ اظهار میکردند، پس ثابت شد حق و باطل شد آنچه ایشان میکردند، پس قوم فرعون مغلوب شدند آنجا و خوار گشتند. و انداخته شدند ساحران سجدهکنان».
« قَالُواْ آمَنَّا بِرِبِّ الْعَالَمِينَ * رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ» (اعراف / 121-122)
«گفتند: ایمان آوردیم به پروردگار عالميان، خدای موسی و هارون».
« وَقَالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ سَاحِرٍ عَلِيمٍ * فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُواْ مَا أَنتُم مُّلْقُونَ * فَلَمَّا أَلْقَواْ قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللّهَ لاَ يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ * وَيُحِقُّ اللّهُ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ» (یونس / 82-79)
«و گفت: فرعون بیاورید پیش من هر ساحر دانا را * پس وقتی که آمدند ساحران گفت ایشان را موسی: بیافکنید آنچه شما افکندهاید * پس چون افکندند گفت موسی: آنچه آوردهاید سحر است، هرآینه خدا باطل خواهد ساخت آن را، هرآینه خدا راست نمیآورد کار مفسدان را * و ثابت خواهد کرد خدا سخن درست را به فرمان خود اگرچه ناخوش دارند گناهکاران».
« قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى * قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى * فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى * قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنتَ الْأَعْلَى * وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى * فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ هَارُونَ وَمُوسَى» (طه / 65-70)
«گفتند: ای موسی، یا اینست که تو افکنی عصا را، یا ما باشیم ما اول کسی که افکند، گفت: بلکه شما افکنید، پس ناگهان رسنهای ایشان نمودار شد پیش موسی به سبب سحر ایشان که میدوند، پس یافت در ضمیر خود موسی ترسی را، گفتیم: مترس هرآینه تویی غالب، و بیفکن آنچه در دست راست توست تا فروبرد چیزی را که ساحران ساختهاند هرآینه آنچه ساختهاند جادویی جادوکننده است، و رستگار نمیشود ساحر هر جا که رود، پس انداخته شدند ساحران سجدهکنان، گفتند: ایمان آوردیم به پروردگار هارون و موسی».
بسم الله الرحمن الرحیم
« قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ * لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ * وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ * وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» (کافرون / 1-6).
بسم الله الرحمن الرحیم
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ» (اخلاص / 1-4).
بسم الله الرحمن الرحیم
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِن شَرِّ مَا خَلَقَ * وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ * وَمِن شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ * وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ» (فلق / 1-5).
بسم الله الرحمن الرحیم
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ * إِلَهِ النَّاسِ * مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ * الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ * مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» (ناس / 1-6)
بعد از خواندن آیات و سورههای مذکور در آب، بیمار از آن آب سه بار مینوشد و با بقیه آن غسل میکند و به وسیله آن ان شاءالله درد رفع میگردد، اگر نیاز شد دو بار یا بیشتر این عمل را انجام دهد تا بیماری به کلی رفع گردد.
بسیاری از مردم دچار (سحر و بیماری) بودهاند و الله عزوجل به وسیله اعمال مذکور سلامتی را به آنان باز گردانیده است، برای کسی که از زنش بازداشته شده یعنی تمایل به او ندارد بهترین روش، روش فوق میباشد.
ب) خواندن سوره فاتحه و آیهالکرسی و دو آیه آخر سوره بقره و سوره اخلاص و معوذتین (فلق و ناس) سه بار یا بیشتر همراه فوت کردن و مسح نمودن موضع درد با دست راست نیز تجویز میگردد (بخاری و مسلم).
تعوذات (پناه جستن به الله عزوجل) ورقیه و دعاهای جامع
1- «أَسْأَلُ اللَّـهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ» «7 مرتبه» (ترمذی و ابوداود) یعنی: از الله بزرگ پروردگار عرش بزرگ میخواهم که تو را شفا دهد.
2- مریض دستش را بر موضعی از بدنش که درد میکند، قرار میدهد و سه بار «بسم الله» میگوید، و سپس هفت بار این دعا را میخواند: «أَعُوذُ بِاللَّهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِر». (مسلم) یعنی: به الله و قدرتش پناه میبرم از شر آنچه که احساس (درد) میکنم و از آن بیم دارم.
3- «اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ أَذْهِبْ الْبَاسَ اشْفِهِ وَأَنْتَ الشَّافِي لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا». (بخاری و مسلم) یعنی: ای الله، پروردگار مردم، این مشکل را رفع کن و شفا بده که تو شفادهنده هستی، شفایی نیست مگر شفای تو، شفایی بده که ناراحتی نماند.
4- (أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَهَامَّةٍ وَمِنْ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ». (بخاری) یعنی: پناه میبرم به کلمات کامل الله از شر شیطان و از هر حیوان زهردار و از هر چشم شر (زننده).
5- «أَعُوْذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ». (مسلم) یعنی: پناه میبرم به الله و کلمات کامل او از شر آنچه آفریده است.
6- «أَعُوْذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ غَضَبِهِ وَعِقَابِهِ، وَشَرِّ عِبَادِهِ، وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِيْنِ وَأَنْ يَحْضِرُوْنِ». (ترمذی و ابوداود) یعنی: پناه میبرم به الله و کلمات کامل او از غضبش و مجازاتش و از شر بندگانش و از وسوسههای شیاطین و پناه میبرم به الله از اینکه شیاطین نزد من بیایند.
7- «أَعُوْذُ بِكَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ الَّتِيْ لاَ يُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَلاَ فَاجِرٌ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، وَبَرَأَ وَذَرَأَ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَعْرُجُ فِيْهَا، وَمِنْ شَرِّ مَا ذَرَأَ فِيْ اْلأَرْضِ، وَمِنْ شَرِّ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا، وَمِنْ شَرِّ فِتَنِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَمِنْ شَرِّ كُلِّ طَارِقٍ إِلاَّ طَارِقاً يَطْرُقُ بِخَيْرٍ يَا رَحْمنُ». (مسند امام احمد) یعنی: پناه میبرم به الله عزوجل به وسیله همان کلمات کاملش که هیچ نیک و بد نمیتواند از آن تجاوز نماید، از بدی آنچه از آسمان فرودمیآید و به سوی آن بالا میرود، و از بدی آنچه در زمین موجود است و از آن خارج میشود، و از بدی فتنههای شب و روز، و از بدی آنچه در شب و روز رفت و آمد دارد، مگر چیزی که به قصد خیر میآید، ای پروردگار مهربان.
8- «اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَوَاتِ السَّبْعِ وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيْمِ، رَبَّنَا وَرَبَّ كُلِّ شَيْءٍ، فَالِقَ الْحَبِّ وَالنَّوَى، وَمُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَاْلإِنْجِيْلِ وَالْفُرْقَانِ، أَعُوْذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهِ. اللَّهُمَّ أَنْتَ اْلأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُوْنَكَ شَيْءٌ...». (مسلم) یعنی: ای پروردگار آسمانهای هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ، پروردگار ما و پروردگار همه چیز، شکافندة دانه و هسته خرما و فرودآورنده تورات و انجیل و قرآن، پناه میبرم به تو از بدی هر چیزی که پیشانیش بدست قدرت توست، تو اول هستی و قبل از تو چیزی نیست و تو آخر هستی و بعد از تو چیزی نمیباشد، و تو آشکار هستی و برتر از تو چیزی وجود ندارد، و تو باطن هستی و چیزی غیر از تو وجودی ندارد.
9- (بِاسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ يُؤْذِيكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ اللّـَهُ يَشْفِيكَ بِاسْمِ اللَّـهِ أَرْقِيكَ). (مسلم) یعنی: به نام الله تو را دم میزنم، تا محفوظ شوی از هر آنچه تو را اذیت میکند، و از بدی هر نفس و چشم حسود، الله تو را شفا دهد، بنام الله تو را دم میزنم.
10- (بِاسْمِ اللَّهِ يُبْرِيكَ وَمِنْ كُلِّ دَاءٍ يَشْفِيكَ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ وَشَرِّ كُلِّ ذِى عَيْنٍ). (مسلم) یعنی: به نام الله که تو را شفا می دهد و از هر دردی تو را شفا میدهد و از هر بدی حسود آنگاه که حسد میورزد و از شر هر چشم شور دور کند.
11- «بِسْمِ اللَّـهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ شَىْءٍ يُؤْذِيكَ مِنْ حَسَدِ حَاسِدٍ وَمِنْ كُلِّ عَيْنٍ اللَّـهُ يَشْفِيكَ». (ابن ماجه) یعنی: به نام الله تو را دم میزنم تا حفظ شوی از هر آنچه که تو را اذیت میکند و از حسد حسود و از هر چشم شور، الله تو را شفا دهد.
و با این معوذات و پناه جستنها به الله عزوجل و دعاها و رقيه به آنها، جادو، چشمخوردگی، جنزدگی و تمام بیماریها را معالجه میکنند، و این ادعیه به اذن الله عزوجل رقیهها و نسخههای جامع و نافعی میباشند.
درمان شرعی جادو و سحر
شکل سوم: استفراغ به وسیله انگشت نمودن در حلق و حجامت (رگ زدن) عضوی که آثار سحر و جادو در آن ظاهر شده، البته اگر امکان داشته باشد، در صورت غیر ممکن بودن آنچه سابقاً از روشهای معالجه ذکر گردید، بحمدالله کفایت میکند (زادالمعاد).
شکل چهارم: استفاده از داروهای طبیعی: داروهای طبیعی که نافع هستند و قرآن کریم و سنت پاک رسول صلی الله علیه وسلم بر استفاده از آنها دلالت میکنند.
اگر شخصی با یقین و صداقت و توجه و اعتماد به الله عزوجل آنها را استعمال نماید حتماً منتفع میشود، و ان شاءالله بهبودی حاصل میگردد، که همانا نفع و بهبودی از جانب الله است و بس.
داروهای مرکبی از گیاهان و غیره وجود دارند که از روی تجربه به دست آمدهاند و شرعاً هم مانعی برای استفاده از آنها وجود ندارد، مگر اینکه حرام باشند.
از جمله داروهای طبیعی که به اذن الله عزوجل شفابخش هستند میتوان به عسل، سیاهدانه، آب زمزم و آب باران اشاره نمود و الله عزوجل میفرماید: « وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُّبَارَكًا» (ق / 9)
«و فرودآوردیم از آسمان آب با برکت».
و روغن زیتون از جمله داروها است، پیامبر صلی الله علیه وسلم میفرمایند (از روغن زیتون بخورید و از آن بر خود بمالید که آن از درختی مبارک میباشد) (احمد، ترمذی، ابن ماجه).
از طریق تجربه و استعمال و نوشتهها ثابت شده است که روغن زیتون از بهترین نوع روغن است و باید که در شستشو، نظافت و پاکیزگی از مواد طبیعی استفاده نمود.
وصلیالله و سلّم علی عبده ورسوله محمد وعلی آله وأصحابه أجمعین ومن تبعهم
بإحسان إلی یوم الدّین
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Contact the business
Telephone
Website
Address
Kabul
