ظفر مبین ظفر

ظفر مبین ظفر

Share

Books

25/02/2018

پاورقی مسئله بیست ودوم - ازمغالطه دوازدهم احناف برخلاف احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم .

نشستن در جلسه استراحت سنت است .

ترمذی در ذیل حدیث مالک بن الحویرث رضی الله عنه گفته است که عمل بعضی از اهل علم ثابت درین مسئله است یعنی عمل صحابه کرام رضوان الله علیهم اجمعین .
اصحاب ما نیز اینرا میگویند .
ودر نزد ائمه ثلاثه بعد بالا کردن سر از سجده دوم نشستن مسنون نیست .
ودلیل آنان آن حدیث است که در ترمذی از ابی هریره رضی الله عنه روایت شده است .
وگفته است که نبی کریم صلی الله علیه وسلم در نماز بگوشه های پا هایشان بلند میشدند وتر مذی گفته است که عمل اهل علم بر این است .

جواب : این است که این حدیث از خالدابن ایاس مروی است وتر مذی گفته است که در نزد او و نزد محدثین خالد بن ایاس ضعیف است .
انانیکه قائل به جلسه استراحت نیستند دلیل دوم شان این است ابن ابی شیبه از ابن مسعود رضی الله عنه اخراج کرده است که اوشان با گوشه های پنجه های پاهایشان بلند میشدند و نمی نشستند .
وتائید شان از علی رضی الله عنه واینچنین از ابن عمر ابن زبیر واز عمربن الخطاب رضی الله عنهم اجمعین نیز دریافت میشود .

جواب اول - آن این است که در مقابل حدیث مرفوع قول وفعل صحابه حجت بوده نمی تواند .
ودلائل آن در ضمن مسئله چهارم در ماسبق گذشته است .

جواب دوم - کتاب ابن ابی شیبه وغیره که احناف از آن آثار نقل میکند کتاب های طبقه ثالثه اند و حدیث کتاب های طبقه ثالثه در مقابله احادیث صحیحه مرفوعه تسلیم کرده نمیشود .
بدین سبب است که محمد صدیق حسن خان صاحب در مسک الختام شرح بلوغ المرام گفته اند احادیثی که در باره ترک جلسه استراحت آمده اند ضعیف اند چنانچه تو هم میدانی .
وکدام احادیثی که در تائید واثبات جلسه استراحت آمده اند صحیح اند .
پس حدیث ضعیف در مقابل حدیث صحیح معارض قرار نگرفت در حالیکه حدیث معارض حدیث واقع شده نمی تواند چگونه ممکن است که اثرصحابه معارض با حدیث واقع شده می تواند .
اما در این باب فقط حدیث صحیح البخاری در اثبات جلسه استراحت کافی است .

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

24/02/2018

مسئله بیست ودوم - ازمغالطه دوازدهم احناف در مخالفت با احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم

در بیان جلسه استراحت ( اندک نشستن) بعد از سجده دوم قبل از بالاشدن برکعت دوم .

مسئله ایکه در آن مسلک ابو حنیفه رحمه الله در مخالفت با حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم واقع شده است که در کتابهای فقهی نوشته اند .

واستوي قائما علي صدور قدميه ولايقعد .

يعني - نمازگذار بعد از سجده دوم وقتیکه سر خود را بلند کند مستقیما بانوک ( پنجه) های پای خود بالا شود و ننشیند .

هدایة کتاب الصلاة باب صفة الصلاة - ج 1 - ص -
110 - شرح وقاية - كنز الدقائق - رد المختار - فتاوي عالمگیری .

فائده :- یعنی در رکعت اول ورکعت سوم جلسه استراحت نکند این مذهب ابو حنیفه رحمه الله است در حالیکه امام ابو حنیفه رحمه الله در این مسئله برخلاف این چهار حدیث مندرجه ذیل فتوی صادر نموده است .

حدیث اول - از مالک بن حویرث رضی الله عنه روایت است .

أنه رأى النبي صلي الله عليه وسلم يصلى فإذا كان في وتر من صلاته لم ينهض حتي يستوي قاعدا وقال الترمذي هذا حديث حسن صحيح .

او یقینا نبی کریم صلی الله علیه وسلم را دید که نماز می خواندند پس وقتی کدام رکعت طاق را که ادا می فرمودند بدون خوب نشستن بلند نمی شدند .
ترمذی این حدیث را حسن صحیح گفته است .

صحیح البخاری کتاب الاذان باب من استوی قاعدافی وتر من صلاته ثم ینهض حدیث 302
ترمذی و نسائی .

حديث دوم - روايت است از أيوب رحمه الله كه از أبي قلابه رحمه الله نقل ميكند كه گفت .

جاء نا مالك ابن الحويرث رضي الله تعالي عنه فصلي بنا في مسجد نا هذا فقال إني لا صلي بكم وماأريد الصلوة لكني أريد أن أريكم كيف رأيت رسول الله صلي الله عليه وسلم يصلي قال أيوب فقلت لأبي قلابة وكيف كانت صلوته قال مثل صلوة شيخنا هذا يعني عمرو بن سلمة قال أيوب وكان ذالك الشيخ يتم التكبير وإذا رفع رأسه عن السجدة الثانية جلس واعتمد علي الأرض ثم قام .

در نزد ما مالک بن الحویرث رضی الله عنه آمدند ومارا در مسجد خود مان امامت کردند .
فرمودند که من شما را نماز می خوانانم در حالیکه اراده ندارم که( خواه مخواه ) شما را به امامت خود نماز بخوانانم لیکن اراده دارم بشماچگونه نماز دادن رسول الله صلی الله علیه وسلم را نشان بدهم - ایوب میگوید من از ابی قلابه پرسیدم که چگونه نماز خواندند او جواب داد که مانند این شیخ ما هدفش عمرو بن سلمه بود - ایوب میگوید آن شیخ تکبیر را پوره میکرد وقتیکه از سجده دوم سر بالامیکرد می نشست و از زمین باتکیه کردن بالا میشد .

صحیح البخاری کتاب الاذان باب کیف یعتمد علی الارض اذا قام من الرکعه حدیث - 824 این نشستندر نزد فقها بعنوان جلسه استراحت مشهور است امام شافعی رحمه الله براین قائل اند ودر کتاب التحقیق ج 1 - ص 11 - از امام احمد رحمه الله ایگونه منقول است واو شایسته شانشان نیز می باشد زیرا که موصوف در عمل کردن بسنت های بی غبار معروف است .

فائده :- مضمون احادیث صحیح البخاری وصحیح مسلم بروایت ابی هریره رضی الله عنه.
ودر ابوداود ، دار می ، ترمذی ، وابن ماجه حدیثی باین روایت از رفاعه بن رافع در مسئله نزدهم در ماسبق گذشته است کدام دوست ما بخواهد آنجارا می تواند ببیند .

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

21/02/2018

مسئله بیستم - از مغالطه دوازدهم مخالفت های احناف دربرابر احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم .

نشستن دربین دو سجده فرض نیست .

مخالفت امام ابو حنیفه و شاگردش امام محمد رحمهماالله در مسئله نشستن بین دوسجده فرض نیست در هدایه نوشته است دراین باب عبارت هدایه در مسئله نزدهم در ماسبق نقل شده است .

مسئله بیست ویکم - در قومه ایستادن فرض نیست .

در مسئله ایکه امام ابو حنیفه رحمه الله وشاگردش امام محمد رحمه الله خلاف حدیث موقف اختیار کرده است این است که در قومه ایستاده شدن فرض نیست و در این باب عبارت هدایه که در ضمن مسئله نزدهم در ماسبق نقل شده است .

هدایه جلد اول باب صفة الصلوة ج - اول - 106

این آیت مسلک ومذهب امام ابو حنیفه رحمه الله .

زمانیکه امام ابو حنیفه رحمه الله وشاگردش امام محمد رحمه الله خلاف آن دو حدیث موقف اختیار نموده اند که در ضمن مسئله نزدهم در ماسبق نقل کرده شده است .

اللهم ارنا الحق حقا وارزقنااتباعه .
ارناالباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

20/02/2018

پاورقی مسئله نزدهم - مغالطه دوازدهم از مخالفت های احناف در برابر احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه.

حدیث دوم - عن رفاعة ابن رافع رضي الله عنه قال جآء رجل فصلي في المسجد ثم جآء فسلم علي النبي صلي الله عليه وسلم أعد صلوتك فإنك لم تصل فقال علمني يارسول الله صلي الله عليه وسلم كيف أصلي قال إذا توجهت إلي القبلة فكبر ثم أقرأ بأم القرآن ماشاء الله أن تقرأ فإذا ركعت فاجعل راحتيك علي ركبتيك ومكن ركوعك وامدد ظهرك فإذا رفعت فأقم صلبك وارفع رأسك حتي ترجع العظام إلي مفاصلها فإذاسجدت فمكن للسجود فإذا رفعت فاجلس علي فخذك اليسري ثم اصنع ذالك في كل سجدة حتي تطمئن .
هذا لفظ المصابيح ورواه ابوداود مع تغيير يسير وروي الترمذي والنسائي معناه وفي رواية للترمذي قال إذا قمت إلي الصلوة فتوضأ كما أمرك الله به ثم تشهد فأقم فإن كان معك قرآن فأقرأوا وإلا فأحمد الله وكبره وهلله ثم اركع .

از رفاعه ابن رافع رضی الله عنه روایت است که گفت شخصی آمد ورمسجد نماز خواند سپس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد وسلام کرد ونبی کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند که نماز خودرا دوباره بخوان زیراکه تو ( صحیح ) نماز نخواندی او عرض کرد یارسول الله صلی الله علیه وسلم بمن بیاموزید که چگونه نماز بخوانم فرمودند وقتیکه بطرف قبله استاد شدی تکبیر بگو سپس سوره فاتحه را بخوان چه اندازه که توفیق خواندن را نصیبت کند ( مراد این است که بعد از فاتحه کدام سوره دیگر نیز بخوان ) سپس هنگامیکه به رکوع می رفتی کپ هر دو دستهای خویش را بر زانو های خود بگذار وبسیار خوب ودرست رکوع بکن وپشت خودرا هموار بگیر سپس وقتیکه سر خودرا بلند کردی کمر خودرا راست بکن وسر خودرا بلند بگیر اینگونه که هر استخوان مفاصل در جاهای خود قرار بگیرد اینگونه وقتیکه تو سجده کردی خوب سجده بکن وهر وقت از سجده سر خودرا بلند کردی بر ران چپ خود بنشین سپس در هر رکوع وسجده این گونه عمل بکن تا اینکه بتو اطمینان حاصل شود .
این الفاظ مصابیح است .
ابوداود با اندکی تغییر این روایت را بیان کرده اند.
ترمذی و نسائی مفهوم این را روایت کرده اند .
ودر روایت ترمذی آمده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند وقتیکه تو اراده نماز خواندن را کردی مطابق حکم الله سبحنه وتعالی وضوء بکن سپس بعد از وضوء کلمه شهادت را بخوان بعد از آن بنماز ایستاد شو و اگر ازقرآن یاد داشتی بخوان وبصورت دیگر الحمد لله ، الله اکبر ، لااله الا الله ، خوانده برکوع برو .

فائده :- امام شوکانی رحمه الله گفتند که این حدیث را امام احمد وابن حبان نیز آورده اند واین حدیث دلیل است که طمانینت واجب است .
ونیز این حدیث موقف آن مردم را تردید میکند که در نزد آنان طمانینت واجب نیست .
وامام ابو حنیفه رحمه الله باین حدیث مخالفت ورزیده است .

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .
ادامه دارد . 👈

18/02/2018

مسئله هجدهم - ازمغالطه دازدهم مخالفت های احناف دربرابر احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم .

تنها ایستادن نماز گزار درصف پشت سر

یک مسئله دیگر امام ابو حنیفه رحمه الله که در مخالفت با حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار دارد که او این است .

وقدمنا کراهة القيام في صف خلف صف فيه فرجة للنهي وكذاالقيام منفردا وإن يجد فرجة بل يجذب واحد من الصف ذكره ابن الكمال لاكن قالوا في زماننا تركه أولي فلذا قال في البحر يكره وحده إلا إذا لم فرجة .

وماپیش ازین ( در باب امامت ) نوشته ایم که در صف پشت سر نشستن مکروه است زمانیکه در صف پیش جای باشد وازین ممانعت می آید این چنین در صف پشت سر تنها ایستاده شدن نیز مکروه است اگر چه در صف اول هیچ جای پیدانکند در این صورت ازصف اول کسی را پشت سر کشیده باخود برابر کند . این را ابن کمال ذکر کرده است .
تاهم علمای احناف میگویند که در زمانه ما کشیدن یک شخص از صف پیش رو بهتر نیست .
زیراکه در بحرالرائق گفته است که نماز شخص منفرد مکروه است البته اگر در صف پیش جای نیافت تنها ایستادن اوه مکروه نمی باشد .

رد المختار نمانیه الاوطار وفتاوی عالمگیری .

عن وابصة بن معبد رضي الله عنه أن رسول الله صلي الله راى رجلا يصلي خلف وحده فأمره أن يعيد الصلاة رواه أحمد وابوداود والترمذي وحسنه وصححه ابن حبان وله عن طلق صلاة لمنفرد خلف الصف وزاد الطبراني في حديث وابصة الا دخلت معهم اوجترهت رجلا .

صحيح أبوداود كتاب الصلاة باب الرجل يصلي وحده خلف الصف حديث 682 - وبلوغ المرام كتاب الصلاة باب صلاة الجماعة حديث 409 - 410

ازوابصه این معبد روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم شخصی را دیدند که پشت سر صف نمازگزاران تنها ایستاده و نماز می خواند رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند که نماز خودرا دوباره بخوان این حدیث را امام احمد، ابوداود ، ترمذی ، روایت کرده اند وترمذی این حدیث را حسن قرارداده است واین حبان نیز این حدیث را صحیح گفته است واو ازطلق کدام روایت ایکه بیان کرده است در آن گفته شده است که در پشت سر صف نماز تنها گذار نمی شود .
ودر حدیث وابصه طبرانی این سخن را اضافه کرده گفته است که در صف پیش چرا داخل نشدی ؟
واز آن یک نفر را چرا بطرف خود نکشیدی ؟

فائده :- کدام شخصی که پشت سر صف تنها نماز بخواند و نظر امام احمد نماز او نمی‌شود ودلیل شان همین حدیث است .
در نزد امام ابوحنیفه وامام شافعی امام مالک رحمهم الله نمازش میشود ودلیل آن هرسه امامان همان حدیثی است که در صحیح البخاری از ابی بکره روایت شده است یقینا او بطرف نبی کریم صلی الله علیه وسلم بخاطر شامل شدن در جماعت رفتند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در حال رکوع بودند و امامت داشتند او قبل از رسیدن به صف رکوع کرد سپس این عمل او به نبی کریم صلی الله انتقال داده شد فرمودند الله سبحنه وتعالی بتو در قبال نیکیها حرص زیاد نصیب کند لیکن آینده این کار را نکنی .
ابوداود در این روایت اضافه کرده است که او قبل از رسیدن به صف رکوع کرد سپس بطرف صف رفت .

جواب :- اینست آنچه که در روایت ابوداود است
سپس بطرف صف رفت ازین قضیه بصورت واضح معلوم شد که ابو بکره در حالت رکوع بصف خودرا گرفته است .
تنهادر پشت سر صف نماز نخوانده است لهذا حدیث واقعه ابو بکره در این قضیه حجت بوده نمی تواند که در پشت سر صف تنها نماز خواندن جائز باشد .

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

16/02/2018

مسئله هفدهم - ازمغالطات دوازدهم احناف که در مقابل احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم است .

در نماز بالا کردن دست ها برابر گوشها ودر برابر شانه ها .

در کتاب های فقه نوشته اند .

ویرفع يديه حتي يحاذي بابهاميه شحمة أذنيه والمرأة ترفع يديهاحذاء منكبيها .
( مرد درنماز) هر دو دست های خویش را تا برابرگوشها بالا کنند تا آنجاکه انگشتان شست خودرا برابر نرمه های گوش ببرند وزنان صرف دست هایشان را تا برابر شانه ها بلند کنند .

هدایه کتاب الصلاه باب صفة الصلاة ج 1 ص 100
شرح وقايه كنز الدقائق رد المختار فتاوي عالم گیری فتاوی قاضی خان .

این مذهب امام ابو حنیفه رحمه الله است در حالیکه امام ابو حنیفه رحمه الله در این مسئله مخالفت ورزیده است با سه حدیث مبارکه رسول الله صلی الله علیه وسلم .

حدیث اول از ابن عمر رضی الله عنهما در صحیح البخاری ومسلم روایت شده است .

إن رسول الله صلي الله عليه وسلم كان يرفع يديه حذو منكبيه إذا افتتح الصلاة وإذا كبر للركوع وإذا رفع رأسه من الركوع رفعهما كذالك وقال سمع الله لمن حمده ربنا لك الحمد وكان لايفعل في السجود .

بتحقیق رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی که بنماز شروع میکردند هردو دستان مبارکشانرا تا برابر شانه هایشان بلند میکردند .
وقتی که برکوع می رفتند نیز تکبیر میگفتند هنگامی که از رکوع بالا میشدند انچنین بازهم دست های خویش را تا برابر شانه ها بلند میکردند وسمع الله لمن حمده ربنا لک الحمد میگفتند .
این عمل دست بالا کردن را در حال سجده نمی کردند .
صحیح البخاری کتاب الاذان باب رفع الیدین فی تکبیر الاولی - حدیث - 735 - مشکوة كتاب الصلاة باب صفة الصلاة - حديث - 749 ( صحيح )

حدیث دوم - ازابی حمید ساعدی رضی الله عنه روایت است.

قال في عشرة من أصحاب النبي صلي الله عليه وسلم أنا أعلمكم بصلوة رسول الله صلي الله قالوا فأعرض قال كان النبي صلي الله عليه وسلم إذا قام إلي الصلوة رفع يديه حتى يحاذي بهما منكبيه ثم يكبر ثم يقرأثم يكبر ويرفع يديه حتي يحاذي بهما منكبيه ثم يركع ويضع راحتيه على ركبتيه ثم يعتدل فلايصبي رأسه ولايقنع ثم يرفع رأسه فيقول سمع الله لمن حمده ثم يرفع يديه حتي يحاذي بهما منكبيه معتدلا ثم يقول الله أكبر ثم يهوي إلي الأرض ساجدا فيجافي يديه عن جنبيه ويفتح أصابع رجليه ثم يرفع رأسه ويثني رجله اليسري فيقعد عليها ثم يعتدل حتي يرجع كل عظم إلي موضعه ثم ينهص ثم يصنع في الركعة الثانية مثل ذالك ثم إذا قام من الركعتين كبر ورفع يديه حتي يحاذي بهما منكبيه كما كبر عند الافتاح الصلوة ثم يصنع ذالك في بقية الصلاته حتي إذاكانت السجدة التي فيها التسليم أخررجله اليسري وقعد متوركا علي شقه الأيسر ثم سلم قالوا صدقت هكذاكان يصلي وقال الترمذي هذا حديث حسن صحيح .

ابی حمید ساعدی رضی الله در بین ده نفراز اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند که من درباره نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم ازهمه شما بیشتر میدانم آنها گفتند که بفرمائید بگوئید که رسول الله صلی الله علیه وسلم چگونه نماز می خوا ندند ؟ گفت هنگامیکه بنماز ایستاد میشدند هر دو دستان مبارکشانرا تا برابر شانه هایشان بلند میکردند سپس الله اکبر میگفتند .
سپس قرآئت میکردند وتکبیر می گفتند ودست ها یشان را تا شانه ها بلند میکردند وبرکوع خم میشدند وکپ های دستان خویش را بر زانوهایشان میگذاشتند وپشت خود را برابر میکردند ونه سر خویش را خم میگرفتند ونه از پشت به بالامی گرفتند .
سپس از رکوع سر خویش را بلند میکردند وسمع الله لمن حمده می گفتند ورفع الیدین میکردند وراست ایستاده میشدند و سپس الله اکبر میگفتند وبرای سجده در زمین خم میشدند دستان خویش را از پهلویشان دور می گرفتند وانگشتان پاهایشان را از هم جدا میداشتند ( یعنی رخ انگشتانشان بطرف قبله می بود ) سپس از سجده سر خویش را بلند میکردند وپای چپ خویش را هموار میکردند ودر بالای او خوب می نشستند تا اینکه هر استخوان در جای خود قرار میگرفت سپس سجده میکردند والله اکبر میگفتند ومی نشستند وپای چپ خویش را خوب هموار نموده بالای آن می نشسنند.
سپس ایستاده میشدند وانچنین رکعت دوم را نیز انجام میدادند سپس دو رکعت را خوانده ایستاده میشدند پس الله اکبر میگفتند دستهایشان را تا شانه هایشان بلند میکردند طوری که در آغاز نماز تکبیر گفته بودند سپس بطریق متذکره مکمل نماز خویش را ادامیکردند تا اینکه آخرین سجده را ادامیکردند که بعد از آن سلام دور داده میشود پای چپ خویش را بیرون میکشیدند و یک جنب مقعد خویش را ازطرف چپ بر زمین میگذاشتند ( وبصورت تورک ) می نشستند در اخیر سلام دور میدادند .
اصحاب کرام ایکه موجودبودند گفتند که راست گفتی رسول الله صلی الله علیه وسلم انچنین نماز می خواندند .
تر مذی این حدیث را حسن صحیح گفته است .

حدیث سوم - در صحیح البخاری شریف چنین آمده است .

عن أبي حميد الساعدي رضي الله تعالي عنه قال في نفر من اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم أنا أحفظكم لصلوة رسول الله صلي الله عليه وسلم رأيته إذا كبر جعل يديه حذاء منكبيه وإذاركع أمكن يديه من ركبتيه ثم هصر ظهره فإذا رفع رأسه استوي حتي يعود كل فقار مكانه فإذاسجد وضع يديه غیر مفترش ولاقابضهما واستقبل بأطراف أصابع رجليه القبلة فإذاجلس في الركعتين جلس علي رجله اليسري ونصب اليمني فإذاجلس في الركعة الآخرة قدم رجله اليسري ونصب الاخري وقعد علي مقعده .

ازابی حمید ساعدی رضی الله عنه روایت است که اودر یک جماعت از یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت من ازهمه شما طریقه نماز خواندن رسول الله صلی الله علیه وسلم را بهتر یاد دارم .
من دیدم رسول الله صلی الله علیه وسلم را زمانیکه تکبیر می گفتند هر دو دستان مبارکشانرا برابر شانه هایشان می بردند وهنگامیکه رکوع میکردند بادستان خویش زانوهای خود را محکم می گرفتند وپشت خودرا تا آن اندازه بلند میکردندکه باگردن شان برابر میشد سپس از رکوع بلند میشدند راست می ایستادند تاآنکه استخوان های هرمفصل در جایش قرا می گرفت سپس سجده میکردند نه دستان خویش برزمین فرش میکردند ونه در پهلوی خویش می چسپانیدند وانگشتان پاهای خویش را بجانب قبله می نمودند سپس وقتیکه بعد از دورکعت در تشهد می نشستند بر بالای پای چپ می نشستند وپای راست راقائم ایستاد میکردند وهنگامیکه در رکعت اخیر می نشستند پای چپ خویش را کمی پیش می بردند و پای دیگر را ایستاد میکردند وبرمقعد خود برزمین می نشستند .

صحیح البخاری کتاب الاذان باب سنة الجلوس في التشهد حديث 828 - مشكوة كتاب الصلوة باب صفة الصلوة - حديث 792
فائده :- امام شوکانی رحمه الله گفته ام که در این سنت یعنی بالاکردن دست ها در تکبیرات نماز برابر گوشها ویا برابر شانه هامرد وزن هردو شریک اند یعنی خواه مرد تا برابر گوشهای خود ویابرابر شانه های خود بالا کند خواه زن برابر گوشهای خود ویا برابر شانه های خود بلند کند و بین مرد وزن باعتبار رفع الیدین هیچگونه فرقی در هیچ روایتی نیست .
البته احناف کدام فرقیکه بین زن و مرد قائل است که مردها تا گوشها وزنان تا شانه هایشان دستانشان را بلند کنند که در این ستر است دلیلی ندارند .

نیل الاوطار ج - 2 - ص - 190

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

15/02/2018

مسئله شانزدهم - ازمغالطه دوازدهم ایکه احناف درمخالفت با احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم واقع اند .

درباره بیان امامت زنان .

مسئله ایکه مخالفت با حدیث دارد در کتاب های فقه نوشته است .

ويكره تحريما جماعة النساء ولو في التراويح .

يعني - و جماعت زنان مکروه تحریمی است اگر چه در نماز تراویح هم باشد .

هدایه كتاب الصلاة باب الإمامة جلد - 1 ص 123 درالمختار ، شرح وقايه ، كنزالدقايق ، رد المختار ، شرح درامختار ، فتاوي عالمگیری .

این مذهب امام ابو حنیفه رحمه الله است در حالیکه امام ابو حنیفه رحمه الله در این مسئله مخالفت ورزیده است به چهار حدیث .

حدیث اول - در ابوداود از ام ورقه رضی الله عنه روایت است که گفتند.

وكان رسول الله صلي الله عليه وسلم يزورها في بيتها وجعل لها مؤذنا يؤذن لها وأمرها أن تؤم اهل دارها .

وبودند نبی کریم صلی الله علیه وسلم اینکه در خانه ام ورقه رضی الله عنها رفت وآمد می فرمودند برایشان یک موذن مقرر فرموده بودند که برای آنان اذان میداد رسول الله صلی الله علیه وسلم ام ورقه رضی الله عنها را حکم فرمودند که اهل خانه خویش را امامت بکنند.

صحیح ابوداود کتاب الصلاه باب امامة النساء - حديث 592 - ( حسن)

فائده :- ابوداود رحمه الله گفته اند که عبد الرحمن رحمه الله میگوید که من موذن ورقه رضی الله عنها را دیوه بودم که او یک شیخ پیر بود .
ابن حجر رحمه الله گفته اند که این حدیث را ابن خزیمه وابن همام رحمهما الله در فتح القدیر گفته اند که سروجی گفته است که در روایان این حدیث
ولید بن جمیع وعبد الرحمن بن خلادانصاری هستند.
ابن قطان رحمه الله گفته اند که احوال آن دورا من نمیدانم.
واین حبان رحمه الله آنان را در زمره ثقات شمرده اند .
انچنین عینی رحمه الله در شرح هدایه نوشته است .

حدیث دوم - عبدالرزاق رحمه الله از عائشه رضی الله عنها روایت کرده اند .

أنها أمت النساء فقامت وسط الصف .
تحقیق او امامت کرد ودر بین صف ایستاد .

روضة الندية شرح درر البهية كتاب الصلاة فصل امام ة النسآء وسط الصف ج 1 - ص - 322 - دارقطني بيهقي ابن شيبه وحاكم .

حديث سوم - كه اورا ابن ابی شیبه روایت کرده گفته است که سفیان بن عیینه بما حدیث بیان کرد از عمارذهبی واو از یک زنی از اقوامش روایت کرده است که نام آن زن حجیره بوده وگفته است .

أمتنا أم سلمة قائمة وسط النسآء .

ام سلمه رضی الله عنها مارا امامت فرمودند در حالیکه در صف بین زنان قرار داشتند .

عینی شرح هدایه .

فائده :- امام شوکانی رحمه الله در شرح دررالبهیه گفته اند که بر علاوه این این حدیث در مسند شافعی ومسند عبد الرزاق ودر دارقطنی نیز آمده است .
وعینی در شرح هدایه نوشته است که ابو ثور ، مزنی ، ومحمد بن جریر طبری را نیز این مذهب است که امامت زنان جائز است .

روضة الندية كتاب الصلاة فصل إمامة النسآء وسط الصف - ج - 1 ص - 322

حديث چهارم - بیهقی با اسناد خود از عائشه رضی الله عنها روایت نموده گفته است .

أن رسول الله صلي الله عليه وسلم قال لاخير في جماعة النسآء إلا فى صلاة او جنازة .

يقينا در جماعت ( جمع شدن) زنان هیچ خیری نیست مگر در نماز های پنجگانه ونمازجنازه .

روضةالندية كتاب الصلاة فصل إمامة النساء وسط الصف ج - 1 - ص - 323

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

14/02/2018

مسئله پانزدهم - از مغالطه دوازهم احناف در مخالفت با احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم .

در بیان ربنا لك الحمد گفتن امام -

در کتاب فقه نوشته است -

ويقول سمع الله لمن حمده ويقول المؤتم ربنا ولك الحمد ولا يقولها الإمام عند أبي حنيفة .

وامام سمع الله لمن حمده بگوید ومقتدی ربنا لک الحمد بگوید ودر نزد امام ابو حنیفه رحمه الله است که امام ربنا لک الحمد را نگوید .

هدايه كتاب الصلاة باب صفت الصلاة - 1 - ص - 106 - شرح وقاية - كنز الدقائق - رد المحتار - فتاوي عالم گیری .

در این حال امام ابو حنیفه رحمه الله دراین مسئله به سه حدیث حسب ذیل مخالفت ورزیده است .

حدیث اول در صحیح البخاری وصحیح مسلم از عبد الله بن عمر رضی الله عنه مرویست .

إن رسول الله صلي الله عليه وسلم كان يرفع يديه حذو منكبيه إذا افتتح الصلاة وإذا كبر للركوع وإذا رفع رأسه من الركوع رفعهما كذالك وقال سمع الله لمن حمده ربنا لك الحمد وكان لايفعل في السجود .

صحيح البخاري كتاب الأذان باب رفع اليدين إذا كبر حديث 736 - صحيح مسلم كتاب الصلاة باب استحباب رفع اليدين حذو المنكبين - حديث - 860 - مشكوة باب صفة الصلوة

حدیث دوم - در صحیح مسلم از عبد الله بن أبي أوفي روايت است .

كان رسول الله صلي الله عليه وسلم إذا رفع ظهره من الركوع قال سمع الله لمن حمده اللهم ربنا لك الحمد ملأالسماوات وملأ الأرض وملأماشئت من شيئ بعد .

گفتند أبي اوفي :
زمانیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم پشت مبارک خودرا از رکوع بالا می کردند پس میگفتند سمع الله لمن حمده اللهم ربنا لک الحمد ملا السماوات وملا الارض وملا ماشئت من شیئ بعد .

صحیح مسلم کتاب الصلاه باب ما یقول إذا رفع رأسه من الركوع - حديث 1067

حديث سوم - در صحيح البخاري وصحيح مسلم از أبي هريرة رضي الله عنه مرويست
كه گفتند .

كان رسول الله صلي الله عليه إذا قام إلي الصلاة يكبر حين يقوم ثم يكبر حين يركع ثم يقول سمع الله لمن حمده حين يرفع صلبه من الركوع ثم يقول وهوقائم ربنا ولك الحمد ثم يكبر حين يهوي ساجدا ثم يكبر حين يرفع رأسه ثم يكبر حين يسجد ثم يكبر حين يرفع رأسه ثم يفعل ذالك في الصلوة كلها حتي يقضيها ويكبر حين يقوم من الثنتين بعد الجلوس .

رسول أكرم صلي الله عليه وسلم زمانیکه برای نماز ایستاده میشدند سپس تکبیر می گفتند هنگامیکه رکوع میکردند .
سپس از رکوع پشت مبارک خویش را بالا میکردند سمع الله لمن حمده میگفتند .
وبحالت قیام ربنا ولک الحمد میگفتند .
سپس برای سجده خم میشدند تکبیر میگفتند .
سپس هنگامیکه بالا نمودن ی ازسجده تکبیر میگفتند .
در تمامی حالات نماز چنین میکردند تا آنجاکه نماز را تکمیل میکردند وبعد از دورکعت زمانیکه می نشستند و وقت بالاشدن از آن نیز تکبیر میگفتند .

فائده :- امام شوکانی رحمه الله گفته اند که امام شافعی، امام مالک ، عطاء ، ابوداود ، ابوهریره ، محمد بن سیرین ، اسحق ، وداود رحمهم الله ازین حدیث دلیل گرفتند بر اینکه خواه امام باشد خواه مقتدی سمع الله لمن حمده وربنا لک الحمد نیز بگوید .
وامام یحیی ، ثوری ،اوزاعی رحمهم الله ونیز امام مالک رحمه الله فرمودند که امام ومنفرد سمع الله لمن حمده ربنا لک الحمد هردورا یکجا بگوید .
ومقتدی تنها ربنا لک الحمد بگوید .
وامام ابو یوسف ، وامام محمد رحمهما الله گفته اند که امام ومنفرد هر دو سمع الله لمن حمده ربنا لک الحمد هردورا یکجا بگویند . لیکن مقتدی تنها سمع الله لمن حمده بگوید .
هادی ، قاسم ، امام ابو حنیفه رحمهم الله گفته اند که امام ومنفرد فقط سمع الله لمن حمده بگوید.
ومقتدی ربنا لک الحمد بگوید .
واین را ابن منذر از ابن مسعود ، ابی هریره رضی الله عنهما، شعبی ، امام مالک وامام احمد رحمهم الله نقل کرده است وامام یحیی گفته اند من نیز باین گپ قائل هستم

انتهی . و از ناصر نیز اینگونه روایت شده است .

اللهم ارناالحق حقا ورزقنا اتباعه .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

13/02/2018

مسئله چهاردهم - از مغالطه دوازدهم احناف در برابر احادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم .

دربیان امامت غلام ونابینا .

درکتابهای فقه نوشته شده است .

ويكره تقديم العبد لأنه لا يتفرغ للتعلم والأعرابي لأن الغالب فيهم الجهل والفاسق لأنه لايهتم لأمر دينه والأعمي لأنه لايتوقي النجاسة .

وغلام را برای امامت پیش کردن مکروه است زیراکه او به تحصیل علم فراغت پیدا نمی کند
وامامت قشلاقی نیز مکروه است زیرا که جهالت بر او غالب است ( در حالیکه % 90 در صد امامان شهر ها ملاهای قشلاقی است)
وامامت فاسق نیز مکروه است زیرا که او بامور دین اهتمام نمی ورزد انچنین امامت نابینا نیز مکروه است زیرا که او از نجاست خودرا حفاظت کرده نمی تواند .

هدایه كتاب الصلاة باب الإمامة جلد 1 - ص - 122
شرح وقاية كنزالدقائق ، رد المختار ، شرح در المختار ، فتاوي عالم گیری

فائده :- این عبارت دلالت دارد در این مسئله که نمازخواندن پشت سر نابینا مکروه است واین مذهب امام ابو حنیفه رحمه الله است .
امام ابو حنیفه رحمه الله مسلک مخالفی با این حدیث اختیار نموده اند .
در ابوداود از انس رضی الله عنه مرویست .

أن النبي صلي الله عليه وسلم إستخلف ابن أم مكتوم يؤم الناس وهو أعمي .

نبي کریم صلی الله علیه وسلم ابن ام مکتوم را نائب تعیین نمودند که او مردم را امامت میکرد در حالیکه او نابینا بود .

صحیح ابوداود کتاب الصلاة باب امامت الاعمي حديث 595 ( حسن صحيح )

فائده :- این حدیث را ابوداود ، احمد ، روایت کرده اند .
واما شافعی رحمه الله نوشته اند که این حدیث را ابن حبان رحمه الله نیز در صحیح خویش روایت کرده اند .
طبرانی نیز این حدیث را با اسناد از ابن عباس رضی الله عنهما روایت کرده اند .

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

12/02/2018

. مسئله سیزدهم

ازمغالطه دوازوهم احناف در برابر کتاب وسنت

دربیان جماعت

مسئله دیگری در کتاب های فقه که بمخالف حدیث صحیح رسول الله صلی الله علیه نگاشته شده است .

وإن كانت العصر أوالمغرب أوالفجر خرج وإن أخذ المؤذن فيها لكراهية النفل بعدها .

واگر جماعت نماز عصر مغرب وفجر جاری باشد ویا اینکه مؤذن درحالت تكبيرگفتن باشد ( شخصی که قبلا نماز اداء کرده باشد) او از مسجد بیرون شود زیراکه بعد ازین نمازها نفل خواندن مکروه است .

هدایه کتاب الصلاة باب ادراک الفریضة ج 1 - ص 152 - شرح وقايه ، کنز الدقائق ، رد المختار ، فتاوی عالمگیری .

فائده :- این عبارت دلیل است برای حنفیه براین سخن که اگر شخصی نماز عصر مغرب وصبح را اداء کرده باشد در حالی در مسجد برود که مردم در جماعت باشند ویا مؤذن در حال تکبیر گفتن باشد پس در نزد امام ابو حنیفه رحمه الله آن شخص در جماعت شامل نشود .

پس در این مسئله امام ابو حنیفه رحمه الله مخالفت ورزیده است با این حدیث که از یزید ابن اسود رضی الله عنه روایت است که گفته اند .

شهدت مع رسول الله صلي الله عليه وسلم حجته فصليت معه صلوة الصبح في مسجد الخيف فلما قضي صلاته وانحرف فإذا هو برجلين في آخر القوم لم يصليا معه قال علي بهمافجيئ بهما ترعد فرائصهما فقال ما منعكما أن تصليا معنا فقالا يارسول الله إنا كنا قد صلينا في رحالنا قال فلا تفعلوا إذا صليتما في رحالكما ثم أتيتما مسجد جماعة فصليا معهم فإنها لكما نافلة .

من در حجة الوداع بارسول الله صلی علیه وسلم حاضر بودم وبا آنجناب صلی الله علیه وسلم در مسجد خیف نماز فجر را اداء کردم هنگامیکه از نماز فارغ شده رخ بمردم نمودند پشت سر مردم دو نفر را دیدند که بارسول الله صلی الله علیه وسلم نماز نخوانده بودند فرمودند که آنهارا در نزد من بیاورید زمانیکه آورده شدند گوشت های شانه هایشان می پرید ( یعنی از هیبت رسول الله صلی الله علیه وسلم سخت خوف زده شده بودند ) در یافت فرمودند که چه چیزی مانع شد شما را که باما نماز بخوانید ؟
گفتند که یارسول الله صلی الله علیه وسلم مادر خانه های خویش نماز خوانده بودیم فرمودند آینده انچنین نکنید زمانیکه در خانه هایتان نماز خواندید سپس به کدام مسجدی آمدیدکه جماعت میشود با آنها نیز باید نماز بخوانید ( این نمازیکه شما همراهشان در جماعت می خوانید ) که برایتان نفل محسوب میشود .

صحیح ابوداود كتاب الصلاة باب فيمن صلي في منزله - 575 ( صحيح ) مشكوة كتاب الصلاة باب من صلي صلاة مرتين حديث 1152 - ( صحيح ) ترمذي ونسائي

فائده :- ترمذی رحمه الله گفته اند که این حدیث حسن صحیح است ودر این باب از محجن و یزید بن عامر نیز چنین روایتی آمده است و قول بسیاری از اهل علم نیز براین است .
سفیان ثوری ، شافعی ، احمد ، واسحق نیز قائل این حدیث اند . انتهی

اما امام ابو حنیفه رحمه الله قائل نیستند بعنوان دلیل ایشان حنفیه این حدیث را پیش میکنند که در موطاءامام مالک از نافع مروی است که گفتند عبد الله بن عمر رضی الله عنهما می فرمایند کسی که نماز مغرب و نماز صبح را خواند باشد سپس امام را در حال خواندن این دو نماز دریابد پس دوباره اورا نخواند .

جواب - آن این است که این روایت به ابن عمر رضی الله عنهما موقوف است روایت موقوف قابلیت حجت گرفتن را ندارد .
چنانچه که در مسئله چهارم گذشته است .

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

11/02/2018

پاورقی مسئله پنجم که احناف میگویند آیت قطعی وحدیث ظنی است .

هشدار برای آنان ایکه در مقابل قول الله ورسول سخنان دیگران را ترجیح میدهند وبقول الله سبحنه وتعالی وسنت رسول الله صلی الله علیه وسلم اعتنائی ندارند .

فلا وربك لايؤمنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوافي أنفسهم حرجامماقضيت ويسلموا تسليما . النساء - 65 -

ای رسول گرامی صلی الله علیه وسلم .
قسم به پروردگار تو اینها هیچگاه مومن شده نمی توانند تا اینکه در اختلافات ذات البینی خویش شمارا بعنوان داور (حکم ) نگیرند سپس کدام فیصله ایکه شما میکنید در دلهایشان هیچ گونه حرجی واقع نشود و کاملا تسلیم شوند .

یاأيهاالذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي أمر منكم فإنتنازعتم في شيئ فردوه إلي الله والرسول إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر ذالك خير وأحسن تأويلا - النساء - 59 -

اي کسانیکه ایمان آورده اند از الله ورسول اطاعت کنید واز آنا نیکه ازشما صاحبان فرمانند سپس در کدام معامله ایکه در بینن تان اختلاف برپا شود اورا بجانب الله ورسول بر گردانید اگر شما واقعا به الله و روز رستاخیز ایمان داشته باشید این برای شما بهتر وخوش فرجام تر است .

لقدكان لكم في رسول الله أسوة حسنة لمن كان يرجوا الله واليوم الآخر وذكرالله كثيرا . أحزاب 21

يقينا هست براي شما در زندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم بهترین سر مشق برای کسانیکه امید دارد از الله و از روز آخرت والله سبحنه وتعالی را بسیار یاد میکند .

من یطع الرسول فقد أطاع الله - النساء - 80

کسیکه اطاعت الله رسول الله صلی الله علیه وسلم را کند یقینا او اطاعت الله سبحنه وتعالی را کرده است .

قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله -
آل عمران - 31

ای نبی کریم صلی الله علیه وسلم بگوئید برای امتیتن خود
اگر شما الله سبحنه وتعالی را دوست میدارید پس اتباع ( پیروی) مرا بکنید که الله شمارا دوست میدارد .
و ماكان لمؤمن ولامؤمنة إذا قضي الله ورسوله أمرا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم ومن يعص الله ورسوله فقد ضل ضلالا مبينا - الأحزاب - 36 -

شائسته نیست برای هیچ مرد مومن وزن مومنه وقتیکه الله ورسول در مورد یک مسئله فرمان بدهد اینکه اورا در فیصله کردن کار خودش اختیار باشد و کسیکه نافرمانی کند الله ورسولش را پس او در گمراهی آشکار و واضح گمراه شده است .

أم لهم شركاء شرعوا لهم من الدين مالم يأذن به الله ولولاكلمة الفصل لقضي بينهم وإن الظالمين لهم عذاب أليم - شوري - 21

آیا برای آنان اینگونه شریکانی با الله است ؟
که برایشان از دین شریعتی ساخته باشد که به آن الله سبحنه وتعالی اجازه نداده است واگر سخن فیصله قبلا طی شده نبودی هر آئینه بین شان فیصله واقع میشد یقینا برای آن ظالمان عذاب درد ناک است .

فائده :- این آیات متبرکه دلایل صریح و واضح است برای آنانیکه بر خلاف حکم الله سبحنه وتعالی وبر خلاف حکم رسول الله صلی الله علیه وسلم بطریق راه های ساخته امامان خویش عمل میکنند آنان باید در باره ایمان خویش نگران باشند .
اما امام ابو حنیفه رحمه الله ودیگر ائمه در باره این قضیه هیچ قصوری ندارند و آنان بریئ الذمه اند .
زیراکه آنان کدام مسائلی را که اجتهاد و استنباط کرده اند بخاطر صاحب مذهب تلقی شدن وبخاطر مقتدای مردم جلوه دادن خویش نبودند .
نیت آن بزرگان دین ازین گونه کدورت ها پاک
وقلب هایشان ازین گونه خطرات کاملا صاف بود است .
بر علاوه رهنمائی مخلوق الهی هیچگونه غرضی نداشته اند .
بدین ملحوظ مردم را از تقلید خویش منع می فر مودند .
تا حد ممکن از احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم واز اقوال صحابه مسائل را استخراج نموده
حوائج و ضروریات مردم را مرموفوع میکردند وبصورت واضح وآشکار میگفتند که اگر کدام قول مارا خلاف قرآن وسنت یافتید هر گز به او عمل نکنید و عمل برآن را بر خود حرام بپندارید .

امام شعرانی رحمه الله در میزان الشعرانی می فرمایند که حفاظ حدیث به سرحدات وشهر ها سفر نموده احادیث جمع آوری کرده بودند اگر در آن وقت امام ابو حنیفه رحمه الله زنده می بودند و به احادیث دست رسی پیدا میکردند پس همه احادیث را قبول میکردند .
ومسائلی را که از قیاس ورای خویش بیان کرده بودند همه را ترک میکردند .
چنانچه دیگر ائمه بر اثاث جمع وتدو ین احادیث در زمانه های خویش نسبت به امام ابو حنیفه رحمه الله کمتر قیاس ورای بیان کرده اند .
انچنین در مذهب آن نیز قیاس کمتر می بود
این احتمال نیز وجود دارد کسی که مقدم داشتن قیاس را بر نص به امام ابوحنیفه رحمه الله نسبت داده است ممکن او در گفتار مقلدینش دیده باشد که عمل کردن بر قول امام خویش را لازمی میدانند .
وحدیث ایرا که بعد از وفات امامشان است صحیح هم باشد ترک میکنند .
بهر حال امام معذور است واینها معذور نیستند .
وگفتار آنان که امام ما این حدیث را نگرفته است سخن قابل قبول و مورد اعتماد نمی باشد .
زیراکه به امام حدیث نرسیده است ویا بنزد او صحیح نبوده است لیکن بکسی که حدیث رسید ودر نزد او صحت یافت .
قول همه ائمه گذشت هرگاه که حدیث صحیح بود او مذهب ما است در مقابل حدیث قیاس وعذر کسی کار گر نیست بجز اینکه حکم الله ورسول را قبول کند وبر آن عمل کند . انتهی مختصرا .

اللهم ارناالحق حقا وارزقنااتباعة .
وارنا الباطل باطلا وارزقنا اجتنابه .

ادامه دارد . 👈

Want your business to be the top-listed Government Service in Kabul?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Telephone

Website

Address


Kabul