21/12/2025
#چهار مأمور پلیس سعودی جوانی را که از حمّامهای حرم نبوی، روبهروی گنبد سبزِ مقام پیامبر صلى الله عليه وسلم بیرون آمده بود، ناگهان گرفتند. آنها با پریدن روی او، دستهایش را از پشت بستند. جوان شروع کرد به التماس و دعا و گفت: «چرا مرا میگیرید؟ من نه گدا هستم و نه دزد!» و با صدای بلند فریاد میزد.
استادی مصری او را دید و در چهرهاش نگاه کرد، ناگهان فهمید که او را میشناسد. گفت: «این جوان را میشناسم.» پلیس پرسید: «از کجا و چگونه؟» مصری گفت: «او را دیدهام که با خشوع و گریه در کنار حضرت رسول صلى الله عليه وسلم سجده و نماز میخواند. او جوانی آلبانی است، حدود ۳۶ ساله، بور و دارای ریش کمپشت. به آنها گفتم: با این جوان مشکلی وجود ندارد، چه میکنید؟ جرم او چیست؟»
گفتند: «تو دخالت نکن ای مصری، این موضوع به تو ربطی ندارد.»
گفت: «مشکلتان با او چیست؟ آیا دزد است؟»
پلیس گفت: «نه. این جوان ۶ سال است که در مدینه زندگی میکند و اقامت ندارد. ما میخواهیم او را بگیریم و به آلبانی بفرستیم، اما او هر بار از ما فرار میکند و کنار حبیب صلى الله عليه وسلم پناه میگیرد؛ و ما در داخل مسجد نمیتوانیم او را بیرون کنیم. ۶ سال است که او را دنبال میکنیم و هر بار فرار میکند.»
مصری پرسید: «میخواهید با او چه کنید؟»
گفتند: «او را میگیریم، به فرودگاه میبریم و به آلبانی میفرستیم.»
جوان با گریهٔ سوزناک به آنها میگفت: «چه میشود اگر مرا رها کنید؟ نگاه کنید، من نه دزدی میکنم و نه گدایی. فقط اینجایم چون رسول الله را دوست دارم.»
اما گفتند: «نه، این قابل قبول نیست. باید تبعید شود.»
وقتی او را گرفتند و میخواستند بیرون ببرند، جوان گفت:
«لطفاً صورتم را به سمت گنبد سبز برگردانید تا چیزی به رسول الله بگویم.»
با تمسخر گفتند: «بگو! هرچه میخواهی به رسول الله بگو!»
جوان به گنبد سبز نگاه کرد و به عربیِ آموختهشده گفت:
«آیا این بود آن چیزی که بین ما توافق کرده بودیم؟!
بهخاطر تو پدر و مادرم را ترک کردم، مغازهام را بستم و به اینجا آمدم. به تو عهد دادم که همسایهات باشم. اما ببین، اینها مرا مانع میشوند ای رسولالله! چرا دخالت نمیکنی؟ یا رسول الله چرا دخالت نمیکنی؟!»
سپس ناگهان روی زمین افتاد. خود را عمداً انداخت، و پلیس فکر کرد که تظاهر میکند. او را لگد زدند و گفتند: «بلند شو ای فریبکار!»
یکی از آنها گفت: «آب بیاورید.» آب روی صورتش ریختند ولی تکان نخورد.
پلیس گفت: «شاید مُرده باشد. فوراً آمبولانس بیاورید. ما ضربهای نزدیم که باعث مرگش شود!»
آمبولانس از درِ شمارهٔ ۷ آمد. امدادگر پس از معاینهٔ نبض گفت:
«این جوان حدود یک ربع پیش فوت کرده است.»
پلیسها با دیدن این صحنه عجیب، نشستند و به گریه افتادند. پشیمان شدند و به زانوی خود میزدند و میگفتند:
«ای کاش دست و پایمان میشکست و این کار را نمیکردیم! اگر میدانستیم چقدر رسول الله را دوست دارد…»
او را با آمبولانس به بقيع بردند تا برای غسل و جنازه آماده کنند. مصری میگوید: «خودم این را دنبال کردم. گفتم اجازه دهید جنازه را من حمل کنم.» اما پلیس گفت: «نه، این بار گناهش فقط با ماست. ما این کار را میکنیم، شاید در آخرت ما را ببخشد.»
مرد مصری میگوید:
«او گفت: یا رسول الله صلی الله علیه وسلم، چرا دخالت نمیکنی؟!
رسول الله همان لحظه دخالت کرد و ملَکالموت کارش را انجام داد.»
(نقلشده)
---
اللهم ارزقنا زيارة بيتك الحرام عاجلاً غير آجلاً يا رب
اللهم مكّه ولمس الكعبة ثم سلاماً على الدنيا وما فيها
اللهم إني أتمنى سجدة على أرض مكة
خدایا زیارت خانهٔ حرمت را هرچه زودتر نصیبمان کن، پروردگارا.
خدایا مکّه و لمس کعبه… سپس سلامی بر دنیا و هرچه در آن است.
خدایا یک سجده بر خاک مکّه را آرزو میکنم.
کاپی
11/12/2025
برکت حجاب
هاله عتیق یک دختر ۱۳ ساله از سوریه که پدرش در سال ۱۹۵۵ م تصمیم گرفت همراه خانواده اش به منظور زندگی به آمریکا انتقال کند.
پدر هاله عتیق همراه خانم و سه دخترش تصمیم سفر به آمریکا را گرفتند بناء برای خانم اش خبر داد که او اولا به کالیفرنیا بمنظور آماده ساختن خانه و لوازم آن می رود و بعد از سه هفته آنها بیایند.
بعد از گذشت سه هفته خانم وی لوازم سفر را آماده کرد و همراه دخترانش به طرف نیویورک پرواز نمود زمانی که به فرودگاه نیویارک پایان شدند نیروی انتظامی از آنها تقاضا کردند بمنظور اخذ گرین کارت چند عکس بدون حجاب بگیرند مادر بعد از شک و تردید و دل نا دل روسری خود را دور نموده عکس گرفت و بعدا دختر اول و دوم نیز مثل مادر شان به عکس گرفتن بدون روسری موافقت کردند اما زمانی که نوبت به هاله ای ۱۳ ساله رسید به اخذ عکس بدون روسری موافقت نکرد و اصرار نمود که همراه حجابش عکس بگیرد و گفت اگر شرط بقای من در آمریکا منصرف شدن از حجاب که دین من برایم فرض گردانیده است باشد پس من دوباره به سوریه بر می گردم باین ترتیب جنجال شروع شد و حتی مادرش کوشش کرد ولی اورا قناعت داده نتوانست بعدا نیروی امنیتی اورا به اتاق جداگانه بردند و تهدید کردند اگر عکس بدون روسری نگیرد اورا به سوریه بر می گردانند ولی دختر با ایمان به تصمیم خود اصرار نمود و راضی نشد بالآخره نیروی امنیتی موافقت کردند که همراه روسری عکس بگیرد.
این اولین عکس همراه روسری در تاریخ گرین کارت بود و از طرف دیگر اینها باید از نیویارک به طرف کالیفرنیا پرواز می کردند ولی به نسبت تاخیر نمودن از پرواز ماندند.
زمانی که طیاره پرواز کرد قبل از رسیدن به کالیفرنیا سقوط نمود و تمام سرنشینان آن کشته شدند بعد از اینکه هاله ای کوچک این خبر را شنید برای خانواده اش گفت اول از فضل خدا و دوم برکت حجاب من بود که شما نجات پیدا کردید.
این خبر از طریق رسانه ها اعلان شد و در آمریکا یک تغییرات عجیبی رخ داد که در حدود ۱۰ دختر جوان حجاب پوشیدند و در حدود ۱۰ نفر مسلمان شدند و در حدود ۴۰ ملیون آمریکایی این صحنه را تمشا کردند.
سبحان الله ❤️
~ مجله انگلیسی آمریکایی
10/10/2025
انتباه ..
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید : تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت : وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. ووفتی که به صورت دلخواهم درمی آید، می دانم که وسیله مفیدی خواهد شد. و اگر نه ، آن را کنار می گذارم .
همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا ! مرا در کوره های رنج قرار ده ، اما کنار نگذار.
شکوه از دیوان قسمت از خدا بیگانه گیست
تنگ دستی بیخرد را زود کافر می کند
10/10/2025
تنها کشوری که داوطلبانه سلاح های هسته ای را کنار گذاشت؟!
اگر به شما بگویم که تنها یک کشور در تاریخ وجود دارد که سلاح هستهای ساخته است... و سپس تصمیم بگیرد که همه آنها را نابود کند، چطور؟
در سایه های جنگ سرد، آفریقای جنوبی به طور مخفیانه شش بمب هسته ای ساخت - سلاح هایی که به اندازه کافی قدرتمند بودند تا کل شهرها را از بین ببرند.
اما بعد اتفاقی بی سابقه افتاد...
در سال 1989، با تغییر جهان و پایان آپارتاید، آفریقای جنوبی تصمیمی گرفت که جامعه جهانی را شوکه کرد:
آنها کل زرادخانه هسته ای خود را از بین بردند. آنهم به صورت داوطلبانه.
هیچ قدرت هسته ای دیگری هرگز این کار را نکرده است.
نه آمریکا نه روسیه نه چین
در حالی که سایر کشورها به ساخت سلاح های مخرب تر ادامه می دهند، آفریقای جنوبی صلح را به پرخاشگری ترجیح داد و به اولین و تنها کشوری تبدیل شد که سلاح های هسته ای خود را به طور کامل کنار گذاشت.
قابل تأمل است...
اگر یک ملت توانست به خاطر بشریت سلاح نهایی را کنار بگذارد... چرا دیگران نمی توانند دنبال کنند؟
10/10/2025
دختری آمریکایی در جادهای خلوت در ایالت نیوجرسی ماشینش خراب شد. وقتی جیبهایش را گشت، فهمید کیفش را که در آن تلفن همراه و پولهایش بود، در خانه جا گذاشته است. درمانده و سردرگم در کنار جاده ایستاده بود و نمیدانست چه کند، تا اینکه مردی کارتنخواب که کنار سطل زباله نشسته بود، متوجه او شد. مرد بلند شد و به سمتش رفت و پرسید:
«آیا کمکی لازم داری؟»
دختر ترسید و گفت: «نه، متشکرم!»
مرد برگشت به جایش، اما پس از مدتی دوباره او را دید که همانجا ایستاده است. دوباره نزدیک شد و گفت:
«مطمئنم که به کمک نیاز داری، به من اعتماد کن...»
دختر که هنوز میترسید، پس از اصرار زیاد او گفت:
«بنزین ماشینم تمام شده.»
مرد گفت: «خُب، در ماشینت بمان. من الان برمیگردم.»
میگوید: «ترسم از او بیشتر شد، اما همانطور در ماشین منتظر ماندم تا ببینم چه میشود.»
نیم ساعت بعد، مرد بازگشت و در دستش ظرف کوچکی از بنزین بود. بدون اینکه چیزی بگوید، در باک ماشین را باز کرد و بنزین را ریخت، و همهی اینها را در حالی انجام داد که دختر هنوز در ماشین نشسته بود.
وقتی کارش تمام شد، نزدیک آمد و گفت:
«متأسفم، فقط ۲۰ دلار داشتم، ولی فکر میکنم همین مقدار برای رساندنت به خانه کافی باشد.»
دختر چشمانش پر از اشک شد و از او خواست سوار ماشین شود تا او را به خانه ببرد و پولش را برگرداند. اما مرد گفت:
«مهم نیست، آن پول مال من نبود. شخص دیگری به من داده بودش و رفت، بیآنکه من از او بخواهم.»
او منظورش همان ۲۰ دلار بود.
دختر از او خداحافظی کرد و رفت، اما تصمیم گرفت با نامزدش بازگردد و با پول و لباسهای نو از او تشکر کند. پس داستانش را در شبکههای اجتماعی منتشر کرد.
مردم از این کار نیک او بهشدت تحت تأثیر قرار گرفتند و در مجموع ۱۰۰ هزار دلار برایش جمع کردند. با آن پول برایش خانهای خریدند و شغلی فراهم کردند.
او آخرین ۲۰ دلار جیبش را بخشید، و خداوند در عوض ۱۰۰ هزار دلار به او عطا کرد.
🌿 گاهی تنها چیزی که نیاز داری، ایمان کامل، ازخودگذشتگی، و احترام به انسانیت است 💙✨
26/07/2025
زنده باد انسانیت آفرین بر شما چینی ها مرگ بر اعراب بی همت
همسایه فلسطین !
26/07/2025
بز دمشقی یک بز عجیب و غریب و در ضمن نادر و ارزشمند است🐐✨
این بز که یک نژاد بومی خاورمیانه است، به خاطر شیر، گوشت و حتی به عنوان یک حیوان نمایشی ارزشمند است و با وجود ظاهر غیرمعمولش، به خاطر ملایمت، هوش و سازگاری بالایش شناخته میشود.
💡بزهای دمشقی آنقدر ارزشمند هستند که برخی از آنها دهها هزار دالر فروخته شدهاند! 💰🐐
باحرمت فراوان افضلی!