روزی شیخی وارد یک آسیاب گندم شد.
دید آسیاب به گردن خر بسته شده؛ خر میچرخید و آسیاب کار میکرد و به گردن خر یک زنگوله آویزان بود.
از آسیاببان پرسید: برای چه به گردن خر زنگوله بستهای؟
آسیاببان گفت: برای اینکه اگر خر ایستاد بدانم کار نمیکند...
شیخ دوباره پرسید: خوب؛ اگر خر ایستاد و سرش را تکان داد چه؟
آسیاببان گفت:
شیخ!... خواهشاً!!! این چالبازیها و فریبکاریهای خودت را به خر من یاد نده.
Balkh Management Accounting
The institute conducted field Balkh Management Accounting
02/08/2016
تاحال به رابطه دوچشم دقت کردی.
باهم باز میشوند باهم بسته میشوند.
باهم میخندند.
باهم گریه میکنند.
باهم میچرخند.
جالب اینجاست که هیچ کدام شان یکدیگر را نمی بینند دوستی یعنی این!!!!! "شیرپور"
از عرش صدای ربنا میاید هوای خوش خداخدا میاید فریادی که درهابهشت باز کند مهمان خدا سوی خدا میاید
انستیتوت اداره و حسابداری بلخ
03/12/2014
جمع از استادان و محصلین
03/12/2014
معاون تدریسی استاد لعل محمد توخی
https://www.facebook.com/lalmohammad.tokhy
03/12/2014
استاد صمیم بدخش
https://www.facebook.com/samim.badakhsh
Click here to claim your Sponsored Listing.
Location
Category
Telephone
Address
Residential Town Khalid Bin Walid Part 2
Mazar-I-Sharif
