بهترین داستان ها

بهترین داستان ها

Share

BhetarinDastanha

11/04/2022
04/03/2022

سلام درود
درددل باتوی مسلمان

ﭼﺮﺍ ﺩﺭسینہ ﻫﺎ ﻧﻮﺭﺧﺪﺍﻧﯿﺴﺖ
ﭼﺮﺍﺩﺭ ﺩﻝ ﺯﺣﺐ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺳﯿﺎهے ﺑﺮﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﭼﯿﺮﻩ گشتہ
ﭼﺮﺍﺷﺐ ﻫﺎﯼ ﻣﺴﻠﻢ ﺭﻭﺷﻨﺎﻧﯿﺴﺖ
بہ ﺁﯾﺎﺕ الهی هر ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
ﭼﺮﺍ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ هست ﻭ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﺭﻣﺰ ﺑﻘﺎ ﺑﻮﺩ
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﮏ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﻣﺰ ﺑﻘﺎ ﻧﯿﺴﺖ
بہ ﺷﻬﺮ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﺁﻣﺪ ﺗﻔﺮﻕ
ﺳﻼﺡ ﻭﺣﺪﺗﯽ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﺮﯾﺰﺩ ﺧﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﻫﺮﺟﺎ
ﭼﺮﺍ ﺧﻮﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺁﺧﺮ ﺑﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ڪﺎﻓﺮ ﺟﺎﻥ ﺑﺪﺍﺩﯾﻢ
ڪہ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ ﺭﺿﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺟﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ
ﭼﺮﺍ یڪ ﺫﺭﻩ ﺩﺭ ﺩﻟﻬﺎ ﺻﻔﺎﻧﯿﺴﺖ
ﭼﺮﺍ ﺩﺭ سینہ ﯼ ﺗﻮ ﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
ﺩﻭﺻﺪ ﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻣﺎ یڪ ﺩﻭﺍﻧﯿﺴﺖ
ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ گشتہ ﺍے ﺍﺯﻧﺎﻡ ﺍﺳﻼﻡ
ﺗﻮﺭﺍ ﺷﻮقے ﺑﻪ ﺣﮑﻢ ڪﺒﺮﯾﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭﻓﺎﺩﺍﺭے ﺑﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﻣﺰ ﺩﯾﻦ ﺍﺳﺖ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﭼﺮﺍ ﺍینڪ ﻭﻓﺎ ﻧﯿﺴﺖ
ﺗﻬﯽ ﮔﺸﺘﻪ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ
ﻋﺒﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﭼﺮﺍ ﺁﺧﺮ ﺑﻬﺎ ﻧﯿﺴﺖ

04/03/2022

😊
دکتر ذاکر نایک پس از سال‌ها غیاب به دلیل محدودیت‌هایی که برای وی وجود داشت، دوباره به سخنرانی رودرو بازگشت، و چهار روز پیش در مالزی سخنرانی کرد.

تامیتوانید، ، عزیزانم

04/10/2020

در افغانستان رسم و رواج است :

دروغ نگویی روزت تیر نمیشه رشوت نخوری صاحب پول نمیشی ..

واسطه نداشتی قصیت مفت است لاف نزنی سرت باور نمیکنند ..

جنگ نکنی میگن زنچو است جنگ کنی میگن لچک است

زن نداشتی احمق هستی زن داشتی لوده هستی فیشن کنی فاحشه هستی ..

فیشن نکنی بد دول هستی سیاست کنی دیوانه هستی سیاست نکنی بی منطق هستی ..

دزدی کنی نام داری شعر بگوی کس نمیشناسیت چاپلوس باشی پیش میری ..

پیسه نداشتی کامیاب نمیشی وطن دوست داشتی میگن ساده است ..

راست بگوی دیوانه هستی نماز نخوانی بی دین هستی نماز بخوانی طالب ..

ریش داشتی ملا هستی ریش نداشتی بی ریش قطعه بازی کنی قمار باز ..

سگرت بکشی چرسی اگه با دختری حرف بزنی زنکه باز آواز بخوانی سازنده ..

تلویزیونی بری رقاصه تمثیل کنی دلقک معیوب باشی کور لنگ کپ ..

جور باشی مغرور عکس بگیری حرام است بوسه بگیری حلال ..

سیل کنی جرم است صاف بگویی تهمت اعتراض کنی مخالف استی خاموش باشی آدم خوب ..


خلاصه بین این همه خوب و خراب حلال و حرام باید شب و روز سپری کنی و خوش هم باش که نفس میکشی ..!!

03/10/2020

داستان های زندگی صدام حسین :
جنرالي آمريكايي مسؤول نگهداري شهيد صدام حسين چنين مينويسد ..!!

شبي كہ فردايش قرار بود صدام حسين اعدام شود،

صدام حسين از ما خواست تا همان كورتي او را كہ در زمان دستگيري اش پوشيده بود براي او بياوريم ..!!

ما تعجب كرديم و پرسيديم تو صبح بہ سوي مرگ ميروي پس كورتي ات را چہ ميكني ..؟

صدام حسين گفت :

صبحانہ هواي عراق كمي سرد ميشود مبادا من از سردي هوا بلرزم مردم ام فكر خواهند كرد كہ صدام از مرگ ترسيده ميلرزد ..!!

قوی بودن خوب بودن همیشہ درد دارد ..!!

01/10/2020

داستان که ما در زندگی به آن فکر نکردیم
در این داستان زیبا خواهیم درک نمود ...

حکمت های که در زندگی برای مان می افتد در ظاهر برای ما شر است اما در حقیقت خیر است که تا به حال درک اش نکردیم

یک کشتی در یک طوفان عظیم غرق شد و مردی به طرز معجزه آسایی نجات یافت و توانست خود را به جزیرهء برساند.

چند روزی گذشت مرد اطراف جزیرهء کوچک را دور زد و اما در جزیره هیچ کسی نبود.

مرد با هزاران زحمت و به امید خدا برای خود یک کلبه ساخت ...

اما یکی از روزهای بعد وقتی برای تهیه آب و گیاه به جنگل رفته بود ؛ کلبه‌اش آتش گرفت و وقتی برگشت در کمال ناباوری دید که کلبه کاملاً سوخته است و جز خاکستر چیزی باقی نمانده بود.

به بخت بد خود لعنت فرستاد و بعد شروع به گله کردن از خداوند کرد که و گفت: خدایا تو مرا در این جزیره زندانی کردی … کاش میمردم … و حالا که من با این بدبختی توانسته‌ام این کلبه را برای خودم درست کنم باید اینگونه می‌سوخت؟؟! …

مرد شکایت کرد و شکایت کرد و چون نهایت خسته بود با همین افکار به خواب عمیقی فرو رفت ... .

صبح روز بعد با صدای شیپور یک کشتی از خواب پرید.

بلی! او نجات یافته بود!

وقتی سوار کشتی شد ، از کشتیبان پرسید چگونه فهمیدید که من در این جزیره هستم؟

کشتی‌بان پاسخ داد : ما علایمی را که با دود نشان می دادید دیدیم!

….

نکته: تو اگر فراموش نکنی، او هرگز فراموش نمیکند.

در هر كاري الله مهربان حكمتي و فايده يي است به ما و شما اما ما وشما از آن بيخبريم و بالاي الله مهربان انتقاد ميكنيم.

این داستان زیبا را برای دوستان تان شریک بسازید و صفحه ما را همچنان لایک نماید تا از مطالب زیبا و ارزشمند مستفید شوید

27/09/2020

همیشہ یادئ رویت میکنم من،تو گل باشئ بویت میکنم من،
تمـام هستـئ حـیات خود را فـدای تـار مویـت میکنـم مـن،
سکوتـم را بہ باران هـدیہ کردم تمام زندگئ را گریہ کردم،
نبودئ در فراغ شانہ هایت بہ هر خاک کہ رسیدم تکیہ کردم،

27/09/2020

سہ حرف آخر کوروش :

1 - تابوتم را پزشکان حمل کنندتا همہ بدانند هیچ طبیبی نمیتواند جلو مرگ را بگیرد .

2 - تمام طلاهایم را در مسیر حرکتم بریزید تا مردم بدانند مال نتوانست نجاتم دهد.

3 - دست هایم را از تابوت بیرون بگذارید تا بدانند کہ باید با دست خالی رفت ..!!

و چقدر زیباست حرف زرتشت کہ میگوید :

ای کاش آنقدر آب داشتم تا جهنم را خاموش میکردم
و آنقدر آتش داشتم تا بهشت را میسوزاندم
کہ مردم خدا را برای خودش بپرستند
نہ برای بهشت و جهنم .!!

26/09/2020

سلام خدمت تک تک شما دوستان ..
بخاطر مشکلات زندگی یک مدت در دنیا مجازی نبودم و نتوانستم فعالیت کنم حالا دوباره بر گشتم ..
انشاالله کوشش میکنم بهترین داستان را برای شما پست کنم به حمایت شما ضرورت دارم ..
لایک و شیر فراموش تان نشود ..

29/06/2020

بانو !
پسری را انتخاب کن که پنج وقت بتوانی پشت سرش نماز بخوانی!
آن که بتوانی هر شب همرایش قرآن تلاوت کنی!
آن که نصف شب برای تهجد بیدارت کند!
آن که خودت تا دروازه خانه برای رفتن به مسجد بدرقه اش کنی!
پسری که با دیدن نامحرم سرش را پایین میندازد چون چشم هایش اینقدر پاک و ارزشمند است که به نامحرم وحرام نگاه نمیکند!
پسری که خیره خیره دختری را با نگاهش نه بلعد!
پسری که با عمده و بدون دلیل دختری را طعنه نزند!
پسری که از دختری معصومی سوء استفاده نکند!
پسری که وقتی کنارش رد میشوی خیالت راحت که ازار نمیبینی!
پسری که دل پاک داشته باشد!
و برایت صادق وفادار باشد!
در برابرت از چیزی دریغ نکند!
حتا از جانش..
صادقانه واز دل وجان عاشقت باشد!
و دوستت داشته باشد!
اگر چی بدرنگ هم باشد بپذیر!

خواهر من !!!
این پسر تورا هم به خدا نزدیک میکند و هم همسفر تا بهشت خواهد بود!

29/06/2020

و خیلی آموزنده

زن و شوهر جوانی که تازه ازدواج کرده بودند برای تبرک و گرفتن نصیحتی از پیر دانا نزد او رفتند.

پیرمرد دانا به حرمت زوج جوان از جا برخاست و آنها را کنار خود نشاند او از مرد پرسید: تو چقدر همسرت را دوست داری!؟

مرد جوان لبخندی زد و گفت: تا سرحد مرگ او را می پرستم! و تا ابد هم چنین خواهم بود!
و از همسرش نیز پرسید: تو چطور! به همسرت تا چه اندازه علاقه داری!؟

زن شرمناک تبسمی کرد و گفت: من هم مانند او تا سرحد مرگ دوستش دارم و تا زمان مرگ از او جدا نخواهم شد و هرگز از این احساسم نسبت به او کاسته نخواهد شد.

پیر عاقل تبسمی کرد و گفت: بدانید که در طول زندگی زناشویی شما لحظاتی رخ می دهند که از یکدیگر تا سرحد مرگ متنفر خواهید شد و اصلا هیچ نشانه ای از علاقه فعلاً در دل خود پیدا نخواهید کرد.

در آن لحظات حتی حاضر نخواهید بود که یک لحظه چهره همدیگر را ببینید.
اما در آن لحظات عجله نکنید و بگذارید ابرهای ناپایدار نفرت از آسمان عشق شما پراکنده شوند و دوباره خورشید محبت بر کانون گرمتان پرتو افگنی کند.

در این ایام اصلاً به فکر جدایی نیافتید و بدانید که “تاسرحد مرگ متنفر بودن” تاوانی است که “تا سرحد مرگ با دوست داشتن” می پردازید.

:

عشق و نفرت دو انتهای آونگ زندگی هستند که اگر زیاد به کرانه ها بچسبید، این هر دو احساس را در زندگی تجربه خواهید کرد.
سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید و تا لحظه مرگ لحظه‌ای از هم جدا نشوید..!

"سعی کنید همیشه حالت تعادل را حفظ کنید"

25/06/2020

داستان کوتاه، اما خیلی آموزنده!!!

روزي زني عقربي را ديد درون آب دست و پا مـيزند ...!

تصميم گرفت عقرب رانجات دهد، اما عقرب انگشت او را نـيش زد،

زن باز هم سعي كرد تا عقرب را از آب بيرون بكشد، اما عقرب بار ديگر او را نـيش زد.

رهگذري او را ديد و پرسيد :
براي چه اصرار داري عقربي را كه مدام تو را نـيش ميزند نجات دهي؟

زن پاسخ داد:
اين طبيعت عقرب است كه نيش بزند ولي طبيعت من *عـــشق ورزيدن* است؛

تقديم به كساني كه نيش عقربها را خوردند
و باز هم *عـــشق* ورزيدند.

Want your business to be the top-listed Government Service in Mazar-e Sharif?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Category

Website

Address


Mazar-e Sharif
3210

Opening Hours

Monday 09:00 - 17:00
Tuesday 09:00 - 17:00
Wednesday 09:00 - 17:00
Thursday 09:00 - 17:00
Friday 09:00 - 17:00
Saturday 09:00 - 17:00
Sunday 09:00 - 17:00