07/09/2024
قهرمان واحد نژند اینگونه حریف قدرتمندش را نقش بر زمین کرد.
پیروزی برهمگان مبارک باد.❤️
مقاومت در برابر استبداد اصالت ما است اجنبی! مگر نمیدانی؟
07/09/2024
قهرمان واحد نژند اینگونه حریف قدرتمندش را نقش بر زمین کرد.
پیروزی برهمگان مبارک باد.❤️
12/05/2024
طالبان چند باشنده روستای متا و سفیدچهر پنجشیر را حوالی ساعت ۱۲ چاشت امروز یکشنبه، ۲۳ ثور، در ناحیه سوم شهر کابل تیرباران کرده اند.
13/04/2024
تصویر تاریخ؛ تصویر اراده و عزم خدشهناپذیر ما و مردم ما برای آزادی میهن و رهایی انسان سرزمین مان از اسارت و غصب و تعصب و تبعیض طالبانی!
#رادفر
13/04/2024
سندیگال نام کتاب خود را از "ناپلیون افغان" به
"ناپلیون تاجیک" تغییر داد.
#تاجیک
لحظه های شیرین ❤️
ای وطن ترا نازم نسل قهرمان داری !
23/03/2024
برد شیرین سنگ خور ما بر همگان مبارک باشد ❤️
27/01/2024
قاری برکت الله سلیم یکتن از قاری های مشهور افغانستان درگذشت!
روحش شاد و یادش گرامی باد.
03/01/2024
پیام تسلیت جبهۀ آزادی افغانستان در پیوند با انفجار های مرگ بار در ایران
حملات تروریستی در کرمان را محکوم میکنیم.
سوگمندانه در نتیجۀ وقوع انفجار هایی در استان کرمان جمهوری اسلامی ایران، ده ها تن از شهروندان این کشور کشته و زخمی شده اند.
جبهۀ آزادی افغانستان با ابراز همدردی و غمشریکی عمیق با ملت ایران، این رویداد تروریستی را با شدید ترین الفاظ محکوم مینماید.
مردم افغانستان به عنوان قربانیان ردۀ نخست مبارزه با تروریزم و افراط گرایی که اکنون بد ترین روز های تاریخ خود را در زیر سلطۀ گروه تروریستی طالبان سپری میکنند، درد و رنج قربانیان حملات تروریستی در کشور ایران و هرجای دیگری از جهان را با تمام وجود احساس میکنند.
در شرایطی که صلح و امنیت جهانی، خاصتاً در منطقۀ ما با چالش های روبه افزایش امنیتی دست و پنجه نرم میکند، وقوع حملات خونین در کشور همسایۀ دوست، همزبان و همفرهنگ ما ایران، مایۀ تاثر و تاسف و نگرانی عمیق است.
جبهۀ آزادی افغانستان، به این وسیله از تمامی بازیگران منطقه ای و جهانی میطلبد تا رویکرد مداراجویانه و تعاملگرایانه با گروه های تروریستی بویژه طالبان را کنار گذاشته، خطر تروریزم و افراطگرایی و پیامد های زیانبار استفاده از این پدیده به عنوان ابزار پیشبرد اهداف سیاسی در منطقه را جدی بگیریند.
جبهۀ آزادی افغانستان
23/12/2023
مرگ با اقتدار چریک آزاده نورآغا پنجشیری ،
#فرماندهنورآغاپشغور: ،ما در محاصره هستیم. شاید آخرین نفری باشی، که حرفم را میشنوی. چارج تلفنم هم خلاص میشود. اگر شهید شدم، به دوستان بگو، که نورآغای پیشغور سرباز همان احمدشاه مسعود بود. از همان آغاز تمام هستی دنیا را پشت پا زدم و راهم را انتخاب کردم: یا آزادی، یا شهادت. شهادت من یک شهادت زیبا خواهد بود، که به هدف خود میرسم.
روزی، که وطن آزاد شد، ما را فراموش نکنید!”
مخصوص برای“سنگر”
نوراغا پیشغور، یکی از فرماندهان جبهة مقاومت مردم افغانستان در پنجشیر جام شهادت نوشید. او که بود؟
اخبار و آوازههای شهادت او روز 11 جون در رسانههای اجتماعی پخش شد، امّا یک روز بعد این اطّلاع نیز درز کرد، که او زنده است. این خبر یک دو دلی را به وجود آورد و حتّی آنهایی، که در بارة مرگ او اطللاع دقیق داشتند، از شنیدن آن دل شاد کردند.
امّا او به حق پیوسته بود. و از این چمن پای برون کشیده بود!
نوراغا حدود 47 سال داشت. وی در روستای کچاورک منطقة پیشغور شهرستان خینج ولایت پنجشیر به دنیا آمد. پدرش حاجی محمّدکریم یکی از مجاهدین و از نخستین جمعیّتیهای پنجشیر بود، که به نیروهای احمدشاه مسعود پیوست و در زمان جهاد علیه روس ها مردانه رزمیده بود و به شهادت رسید. آن زمان نوراغا حدود 10 سال داشت.
فرمانده نوراغا در زمان مقاومت اوّل (1996-2001) ، از سرگوروههای طاریق، یکی از فرماندهان احمدشاه مسعود بود و در خط جنگ در فرخار ولایت تخار با طالبان میرزمید. وی در یکی از صحبتهای خود میگوید، که“پوز نیروهای ملّا ذاکر (یکی از فرماندهان معروف طالبان) - را به خاک مالیده بود ”.
پس از طالبان
وی پس از سقوط رژیم اوّل طالبان در سال 2001 به صف نیروهای امنیتی افغانستان پیوست و در وزارت داخله ایفای وظیفه میکرد. یک زمان فرماندهی یکی از گروههای شرکت امنیتی“سوپریم”- را بر دوش داشت.
طاها پنجشیری، یکی از دوستان و همکاران او، که حالا نیز از فرماندهان جبهة مقاومت است، به سنگر گفت، “سوپریم”یک شرکت شخصی و قراردادی نهادهای قدرتی دولت بود، که با تأمین امنیت کاروانهای مواد سوخت مشغول بود.
“ما کاروانهای مواد سوخت را از بندر حیرتان گرفته، به جز و تامهای نظامی اردو ملّی افغانستان به کندهار و هلمند و دیگر ولایتهای جنوبی میرساندیم” کاروانهای مواد سوخت برای طالبان از اهداف مهم به شمار میآمدند و گوروه نوراغا بارها در مسیر راه با آن آنها درگیر شده و خطرهای زیادی را پشت سر کرده بود.
“نوراغا صاحب سواد کافی نبود، امّا در مهارتهای نظامی-جنگی دست بالایی داشت. چیز دیگری را، که دوست نداشت یا اصلاً کرده نمیتوانست، خودنمایی و چاپلوسی بود. دلاوری میکرد، . یک انسان ساده دل، دوست صادق و رفیق یکرو و یک قول بود. هیچ گاه هم به منصب تلاشی نکرد”، -به گفته یکی از سابق همکارانش.
سه سال قبل یکی از برادران نوراغا به نام قاری اغا، که افسر اردو ملّی افغانستان در جنگ شهید شد و چهار فرزندش یتیم ماندند. نوراغا از وظیفه کنار رفت، به پنجشیر برگشت و با تأمین و تربیّت خانوادههای خود و برادرش مشغول شود.
امّا سرنوشت او را دگرباره به میدان جنگ کشید. با سقوط جمهوریت در ماه آگوست سال 2021 وی به صف نیروهای مقاومت پیوست و تا زمان شهادت فرماندهی قرارگاه پیشغور، یکی از 27 قرارگاه جبهة مقاومت ملّی افغانستان در درة پنجشیر را بر دوش داشت.
طاها پنجشیری، که در مقاومت نیز همرزم نوراغا شد، میگوید، زمستان گذشته را در کوههای پنجشیر خیلی با سختی، امّا خاطرات شیرین پشت سر کردند.
“سردی زمستان یک سو، کمبود غذا سوی دیگر بود. هیچ همکاناتی نبود. گاه اوقات، که آرد گندمی پیدا میکردیم، یک دوست ما به نام رحمتالله عجین (خمیر) میکرد و من بخاری روشن میکردم. نوراغا برایمان نان میپخت. بعد از این که نان پختن تمام میشد، با شوخی همه مجاهدین را صدا میزد: “اولادهایم! بیایید چای آماده است!”و ما میخندیدیم. روزهای سخت و دشوار بود، امّا در کنار نوراغا چه شیرین میگذشت”، -میگوید تاها پنجشیری.
فرمانده نوراغا ازدواج نیز کرده بود، که ثمرة آن شش فرزند-دو پسر و چهار دختر است
سخنرانی فرمانده نوراغا، که در این نوار برای همیشه ثبت تاریخ شده است، بیانگر آن همه چیزیست، که در بالا گفتیم. در این نوار هم افتخار، هم شجاعت و هم انتقاد وجود دارد و آن چه از چشم بیننده پنهان نمیماند، صمیمیت یک فرمانده، مجاهد، وطندوست و صاحب وطنی است.
جنگ آخرین
10 ژوئن طالبان در درة جوکار پیشغور یک عملیات گستردهای را روی دست گرفتند. در صحنة جنگ در یک موقعیت نوراغا و دو تن از همراهانش - امید و غلاممحمّد و در قسمت دیگر چند جوانی از خینج قرار داشتند.
“طالبان فکر کرده بودند، که این جا تعداد مقاومتگران زیاد است، از این خاطر، یک لشکر چندصدنفری آماده و ارسال نموده بودند. امّا فقط قُمندان نوراغا بود و شش همرهش، که قریب دو شبانهروز مقاومت کردند”، -گفت یک همصحبت دیگر سنگر.
وی، که یکی از باشندگان پیشغور است و تفصیلات حادثه را از طالبان پنجشیری نیز شنیده است، میگوید، ساعت هشت بیگاه 10 جون نوراغا با خانوادة خود به تماس میشود و میگوید، که زخمی است و وضعیتش خوب نیست.
“یک ساعت بعد قطعة لیزیری طالبان حمله میکنند و صدا میزنند، که تسلیم شوید، امّا اینها تسلیم نمیشوند، جنگ میکنند. چهار نفر از بچههای مقاومتی خینج هم به کمکشان آمده بودند، که یکیشان زخمی شده، از ساحه خارج میشود و بالا میرود. بعدتر سه نفر دیگر نیز صحنه را ترک میکنند”، -گفت او.
امّا فرمانده نوراغا و امید و غلاممحمّد به این علّت که شدیداً زخمی شده بودند و هم تعداد زیاد دشمن، که از چند طرف منطقه را در محاصره داشتند، نمیتوانند از ساحه خارج شوند. آنها در جایهای خود باقی میمانند و مقاومت میکنند.
همصحبت سنگر گفت، سه مرمی به جسم نوراغا اصابت کرده بود-یکی در سینه، دیگری در شکم و سوّمی در پای.
“امّا با این وجود جنگ میکند، تا این که طالبان نزدیکشان میشوند. نوراغا بمب دستیی را، که در دست داشت، بالایشان میاندازد. در پی این چند طالب را کُشته و زخمی میسازد، تا بالاخره دو مرمی در قسمت گردنش اصابت میکند. ما جنازهء او را که دیدیم، دو مرمی در گردنش هم اطابت کرده بود”، -گفت او.
جنگ آخر فرمانده نوراغا همان صبح روز پنجشنبه مورخ 18 جوزای 1401 (11 جون سال 2022) در کوه بار پایه دره جوکار از توابع روستای پیشغور خاتمه یافت!
آغوش هندوکُش باوقار
جنازه فرمانده نوراغا نزد طالبان ماند. همصحبت سنگر میگوید، برای گرفتن جنازة او و همراهانش صلیب سرخ و هلال احمر از طالبان اجازه گرفته، با جمعی از مردم محل به درة جوکار رفتند.
“سه نفر از کچاوورک، هفت نفر از غوز و، سه نفر از دهات اطراف و 9 کارمند صلیب سرخ و هلال احمر، در مجموع 22 نفر شدیم و رفتیم به طرف بار پایه و جوکار. طالبان گفتند، که دو نفر یک جا است و یک نفر دورتر. ما رفتیم یک نفر را پیدا کردیم، که خود نوراغا بود و چهارصد متر پیشتر در طاق کمر یک نفر دیگر-امید را پیدا کردیم. هر قدر جستجو کردیم، غلاممحمّد، که از پیوندان نوراغا بود، پیدا نشد”، -گفت او.
به قول او، وقتی نوراغا و امید را جنازه و دفن کردند و پایین شدند، در دوآبی دره، که رسیدند، در پوستة طالبان یک طالب ویدیو و عکسهایی از نوراغا و همرهانش را نشان داده، میگوید، که همان یک نفر دیگر در پایین زیر کمرها است.
“امّا ناوقت شده بود. ساعت پنج شام و دگرباره بالا رفتن دوساعته راه بود. ما بالا نرفتیم، پایین شدیم”
فرمانده نوراغا و امید در منطقه آغلنشین بار پایة درة جوکار دفن شدند، زیرا انتقال آنان به روستا غیرممکن بود و هم احتمال برخورد نامناسب نیروهای طالب وجود داشت. جسد غلاممحمّد تا کنون یافت نشده است. تنها در یک نقطه لباسهای او را یافتهاند، ولی خودش پیدا نیست.
در این قصّه یک نکته نگفته ماند.
سه روز قبل از شهادتش فرمانده نوراغا با طاها پنجشیری، که سابقة آشنایی و دوستی قریب 25-ساله داشتند، تماس گرفت. ضمن صحبت فرمانده تاها به او گفت، که طالبان پلان عملیات سر شما دارد، متوجّه باشید.
“وی خنده کرد. گفت، قُماندان، من آمادگی کامل دارم. از هر طریقی، که دشمن بیاید، جایی خود را ترک نمیکنم. همین جا مقاومت میکنم، تا زنده باشم. وی به قول خود وفا کرد. مردانه رزمید و شهید شد.
شب 10 جون هم، که صحبتش را با خانوادهاش قطع کرد، با یکی از فرماندهان جبهة مقاومت تماس گرفت و در پایان صحبت گفت:
“قُماندان، ما در محاصره هستیم. شاید آخرین نفری باشی، که حرفم را میشنوی. چارج تلفنم هم خلاص میشود. اگر شهید شدم، به دوستان بگو، که نوراغای پیشغور سرباز همان احمدشاه مسعود بود. از همان آغاز تمام هستی دنیا را پشت پا زدم و راهم را انتخاب کردم: یا آزادی، یا شهادت. شهادت من یک شهادت زیبا خواهد بود، که به هدف خود میرسم. روزی، که وطن آزاد شد، ما را فراموش نکنید!”
واقعاً، مرگ زیباتر از این نیست، که یک مجاهد به خاطر آزادی وطن جانش را فدا میکند و در قطار هزاران شهید منزل آخرین خود را از سرنوشت به ارمغان گیرد، آن هم در آغوش هندوکُش با وقار.
27/10/2023
“به حقِ مادرانِ داغ دیده “
“به سوگِ مردمِ ماتم کشیده”
“به آن خواهر که از داغ برادر“
“پیا پی اشک میریزد ز دیده”
“به آن پیری که فرزند جوانش”
“سرِ شب تا سحر در خون تپیده”
راحت بخوابید برادرانم انتقام تان را از دشمن زبون خواهیم گرفت !