شورای نظار Shoray Nezar

شورای نظار Shoray Nezar

Share

صفحه رسمی شورای نظار

26/05/2026

بنام خداوند متعال
میررحمن رحمانی سکوت خودرا شکست
مردم افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر به وحدت، همبستگی، خردورزی، مدارا و درک متقابل نیازمند اند. پراکندگی، اختلافات، بی‌برنامگی سیاسی و کشمکش‌های فرسایشی اجتماعی، تنها به دوام و تحکیم سلطه طالبان می‌انجامد و امید شکل‌گیری یک اجماع ملی و آینده‌محور را تضعیف می‌کند.

ویدیویی که این روزها از من بازنشر گردیده، مربوط به حدود هشت سال پیش است. بخشی از سخنانم که در فضای متفاوت سیاسی آن زمان و در قالب نقل‌قول مطرح شده بود، به‌گونه‌ای بریده، ناقص و خارج از بستر اصلی آن منتشر گردیده و تلاش شده است تا مفهوم آن به‌صورت نادرست تعبیر و تفسیر شود.

افغانستان خانه مشترک همه ماست و پاسداری از تاریخ، فرهنگ و هویت این سرزمین، مسئولیت هر شهروند آگاه و متعهد می‌باشد. با افتخار می‌گویم که تبار من تاجیک است؛ هویتی که خداوند برایم مقدر ساخته و نیاکان و خانواده‌ام در راه عزت، آزادی و سربلندی این سرزمین قربانی‌های فراوان داده‌اند.

ریشه‌های خانوادگی و تاریخی من به پروان، بگرام، کاپیسا، کوهدامنان و در مجموع به حوزه شمالی پیوند دارد؛ سرزمینی که در بستر تمدنی آن، شخصیت‌ها و قهرمانانی چون امام ابوحنیفه رحمه‌الله، شهید امیر حبیب‌الله کلکانی، غازی میر مسجدی‌خان، غازی میر بچه‌خان و فرمانده افسانه‌ای تاریخ، شهید احمدشاه مسعود، برخاسته‌اند و در حافظه فرهنگی و سیاسی مردم ما جایگاهی ماندگار و ریشه‌دار دارند.

همانند میلیون‌ها شهروند دیگر، به آینده‌ای آزاد، عادلانه، باعزت و مشترک برای همه باشندگان این کشور باور دارم. امروز افغانستان بیش از هر زمان دیگر به فرهنگ گفت‌وگو، عدالت، همدیگرپذیری، احترام و تفاهم متقابل نیاز دارد؛ نه دامن‌زدن به نفرت، تفرقه و دشمنی‌های قومی.

مسئولیت اخلاقی و تاریخی همه ماست که در این روزگار دشوار، منافع مردم، آرامش اجتماعی و آینده کشور را بر اختلافات شخصی، سیاسی و قومی ترجیح دهیم؛ زیرا فردای این سرزمین تنها با خرد، همدلی و تفاهم ساخته خواهد شد.

24/05/2026

بیسوادی خیلی سخت است
آقای رحمانی از (گ و ه ) کشی امریکا در بگرام دیگر چیزی سرمایه ندارد از انسان های بیسواد ناقص العقل بیش از این توقوع نمی رفت

23/05/2026

انوارالحق کاکر، نخست‌وزیر پیشین پاکستان سیاست عبدالرحمان خان، پادشاه سابق افغانستان در قبال هزاره‌ها را به سیاست آدولف هیتلر، رهبر نازی‌های آلمان در برابر یهودیان، تشبیه کرده است.

به گزارش «اردو اینترنشنال» آقای کاکر در مراسم «روز فرهنگ هزاره» در اسلام‌‌آباد گفته است که دوره عبدالرحمان، تجربه نازی‌ها در افغانستان بود و او «دقیقا همان‌کاری را کرد که هیتلر با یهودیان انجام داد.»

نخست‌وزیر پیشین پاکستان در این مراسم فرهنگ هزاره‌ها را غنی توصیف کرده و آنان را «وارثان سانسکریت، وارث مردم ترک تبار، وارث اوپانیشادها و وداها، وارث قرآن، وارث زبان انگلیسی و وارث زبان فارسی» دانسته است.


22/05/2026

یکی از دره‌ از دره های بهشت:
همدیار شاعر شهید قهار عاصی بر منطق معیوب والی طالبان خط بطلان کشید.
والی طالبان در دیدار با مردم درهٔ یکی از نواحی سربلند و غرورآمیز پنجشیر، وعده داد که در صورت تضمین امنیت کامل، عدم شلیک حتی یک مرمی و عدم لبیک به مخالفین (که وی آنها را «بیگانگان» خواند)، برای جوانان زمینهٔ کار فراهم کند، جاده‌ها و مدارس را بازسازی نماید، یک میدان ورزشی با هزینهٔ صد هزار دلار بسازد و حق آزادی رفت‌وآمد به کوه‌ها را به مردم بدهد.
یکی از مردان شجاع و دانشمند منطقه به نام مولوی خالد عاطف، در حالی که کلاه پرشکوه پکول، نماد عزت تاریخی مردم بر سر داشت، نوبت سخن گرفت و خطاب به والی گفت: «آقای والی! ما نمی‌دانیم چیزهایی را که خدا برای ما رایگان وعده داده، چرا باید با امضای تو انجام شود!».
مولوی خالد عاطف، رئیس پیشین دادگاه ابتدائیهٔ ولایت بغلان در دورهٔ جمهوری و مدرس فعلی مدرسهٔ محلی، با جرأت فراوان و استناد به آیات و احادیث، به نقد کنایه‌آمیز و تند سیاست‌های منافقانه و پر از تعصب گروه طالبان پرداخت. او با اشاره به پیشینهٔ درخشان علمی منطقه و بزرگان آن تأکید کرد که مردم این دره مسلمان کامل هستند و هیچ مشکلی با اسلام ندارند؛ مشکل اصلی در افکار و رفتار غلط زمامداران و مسئولان است.
مولوی خالد عاطف در ادامهٔ سخنانش افزود: طالبان با بستن راه‌های کوه، حق مالداری و تنها منبع کسب روزی و نفقهٔ مردم را گرفته‌اند. سپس رو به والی کرد و پرسید: «مگر آقای والی! می‌توانید این را با قرآن و حدیث برای ما ثابت کنید؟»
او گفت: «سیاست غلط شما برای مردم راهی جز ستیزه و مقابله باقی نگذاشته است.» خالد عاطف پیش از این نیز پیشنهادهای مکرر گروه طالبان را که از طریق یک جیره‌خوار محلی به نام مولوی قدرت‌الله برای تصدی چندین کرسی مهم به او داده شده بود، رد کرده است.
این معلم پکول‌پوش، استوار در کنار مردم خود ایستاده و صدای اعتراض و ضد ستم را در گلویش خفه نکرده است. او از دهکدهٔ عاصی است؛ از دهکده‌ای که شرف را در «نه» گفتن به بیگانه و مزدور می‌داند.
https://afgreentrend.org/همدیار-شاعر-شهید-قهار-عاصی-بر-منطق-معیو/

21/05/2026

تصویرش از مه کامنتش از شما نظر خودرا بنویسد

13/05/2026

یک پسر شانزده ساله را از خانه‌اش بیرون کردند. نه به خاطر جر.می که مرتکب شده بود. به خاطر جر.م پدرش. امیر عبدالرحمان خان دستور داد و خانواده طرزی با تحـ.ـقیر تمام، تحویل مقامات بریتانیایی هند شده، از مرز رانده شدند. آن پسر نه گریست، نه شکست. فقط نگاه کرد. و در آن نگاه چیزی آتـ.ـش گرفت که دیگر هیچ‌گاه خاموش نشد.

آن پسر را بشناس.

در اول سنبله ۱۲۴۴ خورشیدی، در غزنی، پسری به دنیا آمد که خو.ن اشراف محمدزایی قندهار در رگانش جاری بود. پدرش غلام‌محمد طرزی، شاعر و خوشنویس بود. مادرش از خاندان سدوزایی، نواده شهزاده مودودخان. نام این پسر محمود طرزی بود و سرنوشت برایش آرامش را ننوشته بود.

تبعید از کراچی آغاز شد. سه سال زیر سایه ذلت بریتانیا. سپس بغداد. سپس دمشق. سپس استانبول. آنچه امیر می‌خواست شکستن یک خانواده بود. آنچه واقعاً اتفاق افتاد ساخته شدن یک ذهن بود. طرزی جوان در تبعید عربی آموخت، ترکی آموخت، فرانسوی و آلمانی آموخت. دو بار به اروپا سفر کرد. مطبعه دید، برق دید، روزنامه دید. و در دلش نه حسرت، که یک تصمیم نشست: این‌ها روزی باید به وطنم برسند.

در سال ۱۸۹۶ در استانبول با سید جمال‌الدین اسدآبادی نشست. بعدها خودش نوشت: «این هفت ماهه مصاحبت من با او به قدر هفتاد ساله سیاحت را در بر دارد.» یک مرد در عرض هفت ماه دنیابینی یک نسل را جذب کرد. این دیگر تعارف نبود، این گزارش از یک انـ.ـفجار درونی بود.

با عفو امیر حبیب‌الله، در ۱۹۰۳ به کابل بازگشت. بیست و سه سال غربت پشت سرش بود. او با دست خالی برنگشت.
در ۱۹۱۱ روزنامه «سراج‌الاخبار افغانیه» را بنیان گذاشت. نخستین روزنامه مدرن افغانستان. این تنها یک نشریه نبود. این پنجره‌ای بود که طرزی با دست خودش روی دیوار یک ملت کوبید تا هوا وارد شود. در همان صفحات، برای اولین بار ادبیات اروپا به دری ترجمه شد. «جزیره پنهان» ژول ورن، «فاجعه‌های پاریس»، و ده‌ها مقاله درباره استقلال، مشروطیت، آزادی. وقتی انگلیس‌ها ورود روزنامه‌های خارجی را ممنوع کردند، طرزی تنها منبع روشنگری افغانستان ماند.

وزیر خارجه شد. دو دخترش با شاهزادگان وصلت کردند. ثریا، ملکه افغانستان، دختر او بود. این نفوذ را برای خود نخواست. لیسه استقلال را تأسیس کرد. باستان‌شناسان فرانسوی را برای مطالعه تاریخ افغانستان وارد کرد. اساس وزارت خارجه مدرن را گذاشت. ده سال تمام دیپلماسی یک کشور را با منطق و نه با زور هدایت کرد.

🔹 در باره ملتش می‌گفت: «دنیا به یک حال نمی‌ماند. طفل می‌باشد شیر می‌خورد، جوان می‌شود، به کمال می‌رسد. ملتی هم که در خواب است، روزی باید بیدار شود، وگرنه دیگران بیدارش می‌کنند اما برای خودشان.»

🔹 و در باره قلم: «خامه من سـ.ـلاح من است و این سـ.ـلاح را به هیچ شاهی نمی‌فروشم.»

🔹 در باره تبعید و هویت: «من از غزنی رانده شدم اما غزنی از من رانده نشد.»

و تلخ‌ترین جمله‌اش که امروز هم می‌سوزاند:
🔹 «ما ملتی هستیم که معدن داریم اما فقیریم، تاریخ داریم اما فراموش‌کاریم، عقل داریم اما از دیگران می‌پرسیم چه کنیم.»

وقتی امان‌الله خان سقوط کرد، طرزی دوباره راهی استانبول شد. این بار بی‌بازگشت. در ۲۳ نوامبر ۱۹۳۳، همان شهری که در آن با جمال‌الدین نشسته و آتـ.ـش گرفته بود، جانش را پس داد. پیکرش در قبر.ستان پیرلوتی، منطقه ایوب سلطان استانبول به خاک سپرده شد. غزنی زادگاهش بود. استانبول آرامگاهش شد. و افغانستان، سرزمینی که برایش سوخت، حتی یک مراسم رسمی برایش برپا نکرد. تا سال ۲۰۰۳، هفتاد سال پس از مر.گش، هیچ تجلیلی در کابل برگزار نشده بود.

سیگما بودنش در قدرت نبود. در این بود که تبعید را دانشگاه کرد، تنهایی را قلم کرد، و شکست سیاسی را به میراثی تبدیل کرد که هنوز نفس می‌کشد.

یک سؤال برای تو: اگر این مرد با تبعید، با فقر، با تنهایی، با د.شمنان قدرتمند، توانست اولین روزنامه یک ملت را بسازد. تو با تمام امکاناتی که داری، مشغول ساختن چه هستی؟

آیا او امروز لایق ستایش نیست؟

اگه سیگما هستی، این دریچه برای توست!

#اکسپلور

11/05/2026

طالبان با ساختن هزاران حساب فیسبوک با نام مستعار پنجشیری که اکثراً دخترانه است، برای تبلیغ سیاست‌ها و دفاع از خود، فعالیت رسانه‌ای گسترده‌ای دارند. به نظر می‌رسد تأثیر رسانه را درک کرده‌اند. در چندین مورد شاهد بوده‌ایم که رسانه توانسته طالبان را در برخی موارد به تمکین وادارد. در پشت هر فیسبوک دخترانه با تخلص پنجشیری، یک طالب چرک و با قیافه وحشتناک نشسته است.

01/05/2026

انا لله و انا الیه راجعون
​خبر درگذشت مادر گرامیِ زنده‌یاد شهید قهار عاصی، شاعر برجسته و سخن‌پرداز نامور زبان پارسی، موجب اندوه و تأسف عمیق گردید.
​این بانوی بزرگوار از تبار مادرانی بود که با صبوری و پاکی، فرزندی را در دامان خویش پروراند که نامش در سپهر فرهنگ و ادب این سرزمین کهن، با صداقت و زیبایی جاودانه گشته است. بی‌شک بالندگیِ چهره‌های فرهیخته‌ای چون عاصی، وام‌دار تربیت و اصالت چنین مادران ارجمندی است که حیات زبان پارسی و میراث فرهنگی ما در سایه‌ی ایثار آن‌ها تداوم یافته است.
​این مصیبت را به خانواده محترم آن مرحومه، بازماندگان گرامی و عموم دوست‌داران فرهنگ و ادب تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال برای آن فقیده سعیده، رحمت و مغفرت الهی و برای سوگواران، صبر و اجر مسئلت می‌نمایم.
و در آخر بگویم روی سیاهی و نامردی به فرهاد دریا باقی ماند تا اید.

30/04/2026

مادر شاعر نامدار زبان پارسی، (قهار عاصی ❤️) در بستر بیماری افتاده و با وضعیت جسمی نگران‌کننده روزگار می‌گذراند.

به گفته منابع، این مادر سالخورده که روزگاری فرزندی را پرورش داد که از عشق، وطن و دردهای کابل سرود، اکنون در شرایطی دشوار صحی قرار دارد. قهار عاصی، از چهره‌های برجسته شعر معاصر افغانستان، با سروده‌هایش بازتاب‌دهنده رنج‌ها و آرزوهای مردم بود؛ اما امروز مادر او در سکوت و تنهایی با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کند.

این زن باوقار که سال‌ها نام فرزندش را با افتخار بر دوش کشیده، پیش از این نیز بارها از بی‌خبری‌ها و بی‌توجهی‌ها گلایه کرده بود. او همچنین از فرهاد دریا، هنرمند و دوست نزدیک قهار عاصی، یاد کرده و از نبود احوال‌گیری‌ها انتقاد کرده بود.

وضعیت کنونی مادر این شاعر، بار دیگر توجه‌ها را به سرنوشت خانواده‌های چهره‌های فرهنگی کشور جلب کرده است؛ خانواده‌هایی که با وجود نقش مهم فرزندان‌شان در فرهنگ و ادبیات، گاه در سایه فراموشی و بی‌توجهی قرار می‌گیرند.

گفتنی است قهار عاصی با اشعار ماندگارش، جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر فارسی دارد و نام او همچنان در میان دوستداران شعر و ادب زنده است.

23/04/2026

ثریا بها، نویسنده کتاب مشهور «رها در باد» در واکنش به بحث‌های اخیر در باره مرز بین‌المللی دیورند، لروبرخواهان را به نداشتن تعقل و خرد سیاسی متهم کرد.
بانو بها می‌افزاید که «غرور کذایی اوغانی» حاکمان افغانستان سبب شده تا پاکستان بر خاک افغانستان حاکمیت داشته باشد.
این نویسنده برجسته باور دارد که حاکمان پشتون افغانستان «برای چند وجب خاک پشتونستان، حتا خاک داشته‌ را نیز به قمار زده‌اند.»

Want your business to be the top-listed Government Service in Panjshir?

Click here to claim your Sponsored Listing.

Location

Website

Address


Panjshir