01/03/2026
از بیم مرگ نیست که سردادهام فغان
بانگ جرس را شوق به منزل رسیدن است
آیتالله خامنهای
امین، تخلص شعریِ اوست. این غزل خامنهای را چند بار خواندم. خوب، این غزل خود نقدِ حالِ اوست.
دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است
از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است
دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است
شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقتِ دمیدن است
سوی تو این خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزویِ پر کشیدن است
بگرفت آب و رنگ زفیض حضورِ تو
هرگل دراین چمن که سزاوارِ دیدن است
با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است
آن را که لب به دام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است
04/12/2025
قويترين معذرت خواهي در تاريخ
هنگامی که ابوذر به بلال گفت:
"حتی تو هم ای پسرِ سیاه اشتباه
مرا میگیری ؟.." (يابن السوداء)
بلال سرگشته و خشمگین برخاست و
گفت:
"به خدا سوگند این برای این توهین
از تو نزد پیامبر خدا (ﷺ) شکایت
خواهم کرد.."..
چهره ی پیامبر (ﷺ) از شنیدن این
جریان دگرگون شد و گفت:
"ای ابوذر!..
آیا او را بخاطر مادرش سرزنش
کرده ای ؟
تو کسی هستی که هنوز آثار
جاهلیت در تو دیده میشود.."..
در این حال ابوذر به گریه افتاد
و گفت:
"ای رسول خدا برایم طلب آمرزش کن "
سپس با حالت گریه از مسجد بیرون
آمد و به نزد بلال رفت و در مقابل او
چهرهاش را بر خاک گذاشت و گفت:
"ای بلال!..
به خدا سوگند چهرهام را از روی خاک بلند نمیکنم ، مگر آنکه تو با پایت آن را
لگدمال کنی ، چون تو بزرگواری و من
پست و بی ارزش..
اشک از چشمان بلال سرازیر شد،،
نزدیک ابوذر شد
خم شد و چهرهی ابوذر را بوسید
و گفت:
" به خدا سوگند من چهرهی کسی
که حتی یک بار هم در برابر خدا
سجده کرده باشد را لگدمال نمیکنم.."
سپس هر دو برخاستند همدیگر را
در آغوش گرفتند و به گریه
افتادند.
امروزه در میان ما کسانی هستند
که دهها مرتبه به یکدیگر اهانت
میکنند ، اما هيچوقت به یگدیگر نمیگویند
برادر یا خواهر گرامی ، مرا ببخش...
بعضی از ما احساس همدیگر را به
خاطر عقاید،، اصول و ارزشمندترین
چیزهای زندگیشان عمیقا جریحه دار
میکنیم..ولی هیچگاه کلمه معذرت خواهی
را بر زبان نمیآوریم و از گفتن آن
شرمسار میشویم..
معذرت خواهی فرهنگی با ارزش و
گرانقدر است..
رفتاری بزرگ و ارزشمند که برخی آن
را توهین به نفس میشمارند..
من «ادمین تان» از شما بخاطر هراشتباه یا سخنی که احساسات شما را جریحه دار کرده است عذرخواهی میکنم..
فرهنگی که باید آن را گسترش داد..
همگی مسافریم و توشه راهمان
اندک است.
از خداوند برای دنیا و آخرتمان طلب
بخشش و تندرستی داریم.