14/09/2026
این پیک موتوری به کدام اتنیک تعلق داشت؟
ترک بود؟ فارس بود؟ کرد بود؟ بلوچ بود؟ عرب بود؟
سلطنتطلب بود یا جمهوریخواه؟
اصلاً دیدگاه سیاسیاش چه بود؟
هیچکس نپرسید.
در میدان توپخانه تهران، موتور یک هموطن پیک موتوری آتش گرفته بود؛ وسیلهی کار و درآمدش جلوی چشمش سوخته بود و خودش در ماتم نشسته بود.
یک نفر میان جمعیت شماره کارتش را بلند خواند و مردم، همان مردمی که خودشان زیر فشار سنگین اقتصادی زندگی میکنند، ایستادند و برایش پول واریز کردند.
هیچکس در میدان توپخانه نگفت:
«اول ببینیم این آقا فارس است یا نه، بعد کمک کنیم.»
هیچکس نپرسید به چه زبانی در خانه حرف میزند یا به کدام جریان سیاسی تعلق دارد.
این تصویر واقعی جامعهی ایران است.
مردمی از پیشینهها، زبانها و فرهنگهای مختلف که دههها و قرنها کنار یکدیگر زندگی کردهاند، در بسیاری از شهرها درهم آمیختهاند، با یکدیگر ازدواج کردهاند و زندگی و سرنوشت مشترک ساختهاند.
اختلاف و تبعیض حکومتی وجود دارد و نباید انکارش کرد؛ اما راه مقابله با تبعیض، ساختن دیوارهای تازه میان مردم نیست.
کسانی که دائماً بر طبل جدایی اتنیکی میکوبند، یک گروه از مردم ایران را در برابر گروهی دیگر قرار میدهند، انگشت اتهام جمعی به سمت «فارسها» میگیرند یا هر اختلاف سیاسی را به دشمنی میان مردم تبدیل میکنند، خواسته یا ناخواسته به همان چیزی کمک میکنند که جمهوری اسل�