05/10/2025
beautiful architecture of Kashan
The city of Kashan lies in the heart of Iran and only half an hour from Isfahan and two hours from Tehran
Hi hamshahrian aziz, I am compiling a list of all friends who had something to do with my natal place "Kashan" and hoping to connect to some of them ( some 45 years after I left the town.)
05/10/2025
beautiful architecture of Kashan
22/04/2025
man bache kashan hastam. Mohammad Soleymanieh Fini (Mo Fini)
Mambo Man a Cuban Film directed by Mo Fini and Edesio Alejandro: Starring Hector Noas. IMDB 8.1/10 watch the trailer: https://www.youtube.com/watch?v=VPXRE4Flsk8Mambo Man Film, Cuban film, 0ver 100 awards, Bu...
15/05/2023
« مريم ميرزاخانى » كه ٢٢ ارديبهشت زاد روزش خجسته باد
همه آنچه در مورد مریم میرزاخانی نابغه ایرانی ریاضی می خواهید بدانید
مریم مرزا خانی نابغه ایرانی ریاضی در جهان است که متاسفانه مدتی است به بیماری سرطان مبتلا شده است. به همین بهانه بیوگرافی این نابغه ایرانی را گردآوری کرده ایم.
اوایل زندگی و تحصیلات
مریم میرزاخانی در 13 اردیبهشت 1356 (3 مه 1977) در تهران به دنیا آمد. پدرش احمد میرزاخانی مهندس برق و رئیس هیئت مدیره مجتمع آموزشی نیکوکاری «رعد» بود. او با اتمام تحصیلات ابتدایی با شرکت در اولین دوره جذب استعدادهای درخشان وارد دبیرستان فرزانگان تهران (زیر نظر سمپاد) شد. مریم میرزاخانی در سالهای 1373 و 1374 (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال 1994 در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با 41 امتیاز از 42 امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی 1995 در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با 42 امتیاز از 42، رتبهٔ اول طلای جهانی را به دست آورد.
مریم میرزاخانی اولین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت و همچنین اولین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت. وی اولین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و اولین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی نمره کامل گرفت. میرزاخانی دورهٔ لیسانس و فوق لیسانس ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف طی کرد. وی در سال 2004 با اخذ مدرک دکترای دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مکمولن، از برندگان جایزه فیلدز، در دانشگاههای پرینستون و استنفورد به تدریس مشغول شد. یک سال بعد در سال 2005 نشریه پاپیولار ساینس آمریکا او را به عنوان یکی از 10 ذهنِ جوان جهان برگزید و تجلیل کرد. میرزاخانی مدتی در پرینستون درس میداد ولی بعد به استنفورد رفت و کار تدریس و پژوهش را در آنجا پی گرفت. او در شهریور 1387 ( اول سپتامبر 2008 ) و در 31 سالگی به درجه استادی و این دانشگاه رسید.
او به همراه 9 محقق برجستهٔ دیگر در چهارمین نشست 10 استعداد درخشان نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشتهٔ یواسای تودی این فهرست 10 نفره، شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزههای ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولاً از چشم عموم پنهان ماندهاند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمانهای گوناگون، رؤسای دانشگاهها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شدهاند. این محققان برجسته جوان در حوزههای گوناگونی از گرافیک رایانهای تا ریاضیات و علوم ربوتیک، افقهای تازهای در مرزهای جهان اطراف ما گشودهاند که مریم میرزاخانی ریاضیدان 39 سالهٔ ایرانی یکی از آنها است.
میرزاخانی در سال 1999 میلادی موفق شد راه حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند. ریاضیدانان مدتهای طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرمهای هندسی هذلولوی بودهاند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راهحلی روشن در اختیار داشت: محاسبهٔ عمق حلقههای ترسیم شده بر روی سطوح هذلولوی. میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرمهای غیرطبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی همچون دونات و یا آمیب دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبهٔ حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری از حلقهها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت. کاربردهای عملی اندکی برای پژوهش او وجود دارد ولی اگر مشخص شود که جهان توسط هندسه هذلولوی اداره میشود، کار او میتواند به تعریف دقیق شکل و حجم آن کمک کند.
میرزاخانی در سال 2009 به خاطر دستاوردهایش در ریاضیات برنده جایزه بلومنتال شد. در اعلامیهای که انجمن ریاضی آمریکا به مناسبت برنده شدن این جایزه برای میرزاخانی منتشر کرد، دلیل گرفتن این جایزه مهم ریاضی، "خلاقیت استثنایی، و تز (دکترای) مبتکرانه که در آن، ابزارهای گوناگونی از هندسه هذلولوی گرفته تا روشهای کلاسیک فرمهای اتومورفیک و تقلیل سیمپلکتیک برای بدست آوردن نتایجی در سه مسئله مهم ترکیب شدهاند " عنوان شد. در این اعلامیه، این سه مسئله مهم به شرح زیر آمدهاند:
1 - یک رابطه بازگشتی برای حجمهای وایل-پترسون در فضای پیمانهای رویههای ریمانی.
2 - یافتن تقریبی مجانبی برای تعداد ژئودزیکهای ساده بسته بر روی رویههای ریمانی هذلولوی با طول داده شده {\displaystyle L} L. تعداد این ژئودزیکها، بر اساس نتایج میرزاخانی، برای طولهای کمتر یا مساوی {\displaystyle L} L، رشدی مجانبی همانند {\displaystyle L^{6g-6}} L^{{6g-6}} دارند. در این فرمول، منظور از {\displaystyle g} g گونه رویه ریمانی مورد نظر است. این نتیجه، پیامدی از محاسبه حجمهای وایل-پترسون گفته شده در مورد ۱ است.
3 - اثباتی نو از حدس ویتن که پیش از آن توسط ماکسیم کانتسویچ در سال ۱۹۹۲ ثابت شده بود. میرزاخانی در اثبات جدیدش تفسیری تو از شمارش ژئودزیکها در فضاهای پیمانهای به دست میدهد.
در سال 2010، میرزاخانی، حدس «شار زلزله» ویلیام ترستن بر روی فضاهای تایشمولر را که مدتها پرسشی باز و بی پاسخ در ریاضی بود به اثبات رساند. این حدس میگوید که چنین شاری لزوماً ارگودیک میباشد.
میرزاخانی در سال 2014 به همراه الکس اسکین و امیر محمدی ثابت کرد که ژئودزیکهای مختلط و بستارهای آنها، بسیار منظم هستند و نه بر خلاف انتظار نامنظم یا فراکتالی. به عبارت دیگر، بستارهای چنین ژئودزیکهایی جبری هستند و بنابراین، ویژگیهایی از جمله صلبیّت را دارا میباشند. اتحادیه جهانی ریاضی در مطلبی با نام «کار مریم میرزاخانی» این نتایج را چنین توصیف کرد: «یافتن این حقیقت، شگفتانگیز است که تصلب در فضاهای همگن، چگونه انعکاسی در فضاهای ناهمگنی همچون جهان فضای پیمانهای دارد».
دیدگاه مریم میرزاخانی دربارهٔ ریاضیات
بدون علاقه داشتن به ریاضی ممکن است آن را سرد و بیهوده بیابید. اما زیبایی ریاضیات خود را تنها به شاگردان صبور نشان میدهد. پُرارزشترین بخش [مطالعه ریاضی] لحظهای است که میگویی آها! ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس ایستادن بالای یک بلندی و رسیدن به دیدی شفاف و واضح.
دریافت جایزه فیلدز
او در سال 2014 برندهٔ مدال فیلدز شد که بالاترین نشان علمی رشتهٔ ریاضیات است و هر چهار سال یکبار به دانشمندان برگزیدهٔ زیر 40 سال اهدا میشود و از آن به نوبل ریاضیات نیز تعبیر میشود. وی نخستین زن و نخستین ایرانی بود که موفق به دریافت این جایزه گشت.
• توصیف رسمی کمیتهٔ مدال فیلدز: «چیرهدست در گسترهٔ قابل توجهی از تکنیکها و حوزههای متفاوت ریاضی، او تجسم ترکیبی کمیاب است از توانایی تکنیکی، بلندپروازی جسورانه، بینش وسیع و کنجکاوی ژرف.»
• جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کِلی (به انگلیسی: Clay Mathematics Institute) میگوید : میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی میتواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد.
• رامین تکلو، استاد ریاضی دانشگاه ایلینوی شیکاگو گفت: «مریم میرزاخانی حتی بدون گرفتن فیلدز هم در میان معروفترین ریاضیدانان جهان بوده است.»
• بهرنگ نوحی، استاد دانشگاه کویینمری گفت: «به محض اینکه در هاروارد شروع کرد مشخص بود که کارش خوب است. مشخص بود که تز دکترایش یک تز انقلابی است.»
• ریچارد داوکینز در حساب توییترش کسب جایزه فیلدز را به وی تبریک گفت.
• یورگ کرامر (رئیس اتحادیه ریاضیدانان آلمان) و گونتر سیگلر (استاد ریاضی دانشگاه آزاد برلین) به میرزاخانی تبریک گفتند. همچنین نشریات آلمانی چون اشپیگل، فرانکفورتر آلگماینه سایتونگ، زوددویچه تسایتونگ، تاگس اشپیگل و برخی رسانههای دیگر در مطالب جداگانهای به این موضوع پرداختند.
عضویت در آکادمی ملی علوم آمریکا
مریم میرزاخانی در مه سال 2016 به عضویت در آکادمی ملی علوم برگزیده شد او نخستین ایرانی-آمریکایی است که به عضویت در این آکادمی برگزیده می شود.
زندگی شخصی
سلیقهٔ سینمایی میرزاخانی بازتابی از ذات بدون مرز پژوهش اوست، که درگیر کاویدن «خصوصیات اشکال هندسی نامعمول» است. او میگوید: «گاهی مواقع احساس میکنم در یک جنگل بزرگ هستم و نمیدانم به کجا میروم؛ ولی به طریقی به بالای تپهای میرسم و میتوانم همه چیز را واضحتر ببینم. آنچه آن گاه رخ میدهد، واقعاً هیجان انگیز است.» فیلم مورد علاقهٔ او، داگویل، نگاهی خشن به آمریکای دوران رکود بزرگ است. وی گفته که در کودکی آرزو داشته نویسنده شود. او گفت: «وقتی که بچه بودم رویایم این بود که نویسنده شوم. هیجانانگیزترین لحظاتم را به خواندن رمان میگذراندم، در واقع هر چیزی را به دستم میرسید میخواندم.» همسر وی یان وندراک، نیز دانشیار ریاضی دانشگاه استنفورد و پژوهشگر سابق علوم کامپیوتر نظری مرکز تحقیقات آیبیام و اهل جمهوری چک است و از او دارای یک فرزند به نام آناهیتا میباشد.
بیماری مریم میرزاخانی
در تیر 1396 اعلام شد میرزاخانی به دلیل ابتلا به سرطان در بیمارستانی در آمریکا بستری است. یکی از نزدیکان او گفته است که حال وی وخیم است. میرزاخانی از چهار سال پیش به سرطان سینه مبتلا بوده، و این سرطان اکنون به مغز استخوان وی سرایت کرده است. پدر و مادر وی برای مراقبت از او به آمریکا رفتهاند.
21/03/2023
Happy Nowruz🌸🌸🌸
Happy Iranian new year!
春分の日は、イランのお正月ノウルーズです。
ハフトスィン(Sがつくもの7つ)を飾って一年の幸せを願います。
25/01/2023
اریک آرتور بلر (به انگلیسی: Eric Arthur Blair) با نامِ مستعار جُرج اوروِل (به انگلیسی: George Orwell) (۲۵ ژوئن ۱۹۰۳–۲۱ ژانویه ۱۹۵۰)[۱] داستاننویس، روزنامهنگار، منتقدِ ادبی و شاعر انگلیسی بود. او بیشتر برای دو رمان سرشناس و پرفروش مزرعه حیوانات که در ۱۹۴۵ منتشر شد و در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ به شهرت رسید و نیز رمان ۱۹۸۴ شناخته میشود. این دو کتاب بر روی هم بیش از هر دو کتابِ دیگری از یک نویسندهٔ قرن بیستمی، فروش داشتهاند.[۲] او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها نوشت، بهترین وقایعنگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته میشود.
جورج اورول یکی از مهمترین نویسندگان تاریخ ادبیات است که کتابهایش شهرتی جهانی پیدا کردهاند. او در نوشتههای خود به مضامین سیاسی و اجتماعی اشاره میکرد و قدرتهای سیاسی را به نقد میکشید. جورج اورول برندهی جایزهی هوگو شده است. از مهمترین کتابهای اورول میتوان به «مزرعهی حیوانات» و «۱۹۸۴» اشاره کرد.
زندگینامه جورج اورول
جورج اورول (George Orwell) با نام اریک آرتور بلر در سال 1903 در شهرستانی در هند به دنیا آمد. او در خانوادهای فقیر متولد شد. پدر جورج اورول یک کارمند دونپایهی بریتانیایی در هند بود. مادر او دختر یک تاجر ورشکسته بود. خانوادهی جورج اورول پس از مدتی زندگی در هند، به انگلستان مهاجرت کردند و جورج اورول تحصیلات ابتدایی خود را در انگلستان گذراند. در مدرسه، جورج اورول با دو ویژگی از دیگران متمایز میشد: یکی از آنها فقر و دیگری هوش بالای او بود. او برای تحصیلات عالی در بهترین دانشگاههای انگلیس پذیرفته شد، اما ترجیح داد سنت خانوادگی خود را حفظ کند. جورج اورول در سال 1922 به هند رفت تا در آنجا برای دستگاه سلطنتی بریتانیا به عنوان نیروی پلیس کار کند.
هر چه میگذشت، جورج اورول از کاری که در هند انجام میداد، بیشتر متنفر میشد. او متوجه فقر و بیعدالتی در هند و تأثیر بریتانیا بر این اوضاع شده بود و دیگر نمیخواست در آن نقشی ایفا کند. به همین دلیل تصمیم گرفت تا شغل دیگری برای خود بیابد. او از کودکی دوست داشت نویسنده شود. در نتیجه تصمیم گرفت برای ادامهی عمر خود این راه را برگزیند. جورج اورول تجربهی تحول و زندگی خود در هند را در کتابهایش آورده است. از آن کتابها میتوان به «روزهای برمه» اشاره کرد. جورج اورول در سال 1928 از دستگاه سلطنتی بریتانیا استعفا داد.
جورج اورول برای آنکه بتواند حرفهی نویسندگی خود را آغاز کند، به این نتیجه رسید که باید شخصیت خود را شکل بدهد. او هنوز هم به دلیل نقشش به عنوان پلیس در هند خود را مقصر میدانست. برای آنکه بتواند از حس گناه خود بکاهد، تصمیم گرفت همچون افراد فقیر اروپا زندگی کند. او لباسهایی کهنه میپوشید و برای زندگی به شرق لندن، یکی از بخشهای فقیرنشین این شهر، رفت. جورج اورول در خانههای ارزانقیمت فقیران و کارگران انگلیسی زندگی میکرد. همچنین او در دورهای به پاریس رفت و در آنجا برای گذران زندگی خود در یک رستوران کار میکرد.
این تجارب به کمک جورج اورول آمد و او توانست از این طریق به پیشزمینههای لازم برای نویسندگی دست یابد. او از طریق این تجربهها توانست رمان «آس و پاس در پاریس و لندن» را بنویسد که به شهرت او کمک شایانی کرد.
یکی از مضامین اصلی در کتابهای جورج اورول نقد اجتماعی است. جورج اورول تنها در سبک زندگی خود با نظام سرمایهداری و امپریالیستی مخالفت نمیکرد، بلکه ایدههای خود را در کنشهای سیاسیاش نیز مطرح میکرد. او در ابتدا خود را آنارشیست مینامید، اما در دههی 1930 خود را به عنوان یک سوسیالیست معرفی کرد و تا پایان زندگی یک سوسیالیست باقی ماند. جورج اورول در 46سالگی و در 21 ژانویهی 1950 درگذشت.
زندگینامه و دانلود بهترین کتابهای جورج اورول
بهترین کتابهای جورج اورول
جورج اورول کتابهای تأثیرگذار بسیاری نوشته است. کتابهای او علاوهبر اهمیت ادبی، از نظر سیاسی و تاریخی نیز قابل بررسی هستند. در این بخش به بهترین کتابهای جورج اورول خواهیم پرداخت:
کتاب آس و پاس در پاریس و لندن (Down and Out in Paris and London): جورج اورول در این کتاب تجارب خود را از زندگی در محلههای فقیرنشین لندن و پاریس در قالب رمان روایت میکند. در این اثر خواننده با وجه واقعگرایانهی آثار جورج اورول روبهرو خواهد شد. شخصیت اصلی این رمان نویسندهای انگلیسی است که برای تأمین مایحتاج خود در شهر پاریس و لندن باید دست به هر کاری بزند. این کتاب با عنوان «محرومان پاریس و لندن» نیز ترجمه شده است.
کتاب 1984 (Nineteen Eighty-Four): یکی از مشهورترین کتابهای جورج اورول است و یکی از مهمترین کتابهای قرن بیستم به شمار میرود. داستان کتاب دربارهی مردی است که در حکومتی استبدادی زندگی میکند. در این حکومت، تمامی رفتارهای افراد تحت نظارت است و هیچ شخصی حق ندارد علیه حکومت اعتراض کند. جرج اورول این کتاب را نوشت تا نسبت به آیندهای خطرناک به دیگران هشدار بدهد. این رمان آخرین کتاب جورج اورول به شمار میرود که در سال 1949 منتشر شد.
کتاب مزرعهی حیوانات (Animal Farm): کمتر کسی است که نام کتاب مزرعهی حیوانات یا «قلعهی حیوانات» را نشنیده باشد. شهرت این کتاب از مرزهای ادبیات نیز فراتر رفته است. داستان این رمان از این قرار است که حیوانات یک مزرعه برای آنکه بتوانند به زندگی برابر و عادلانه برسند، شورش میکنند. اما همهچیز آنطور که گمان میکنند، پیش نمیرود. این رمان برندهی جایزهی هوگو شده است. این کتاب در سال 1945 منتشر شد.
کتاب دختر کشیش (A Clergyman's Daughter): کتاب دختر کشیش برای اولین بار در سال 1935 در لندن منتشر شد. داستان این کتاب دربارهی دختری به نام دوروتی است. پدر دوروتی کشیش است. به همین دلیل او در محیطی خشک بزرگ شده است و باید آموزههای دشواری را در زندگی خود رعایت کند. دوروتی از این آموزههای دشوار هم فراتر میرود. جورج اورول در پس این داستان، پرسشهایی را دربارهی دین و دینداری مطرح میکند.
کتاب تنفس هوای تازه (Coming Up for Air): کتاب تنفس هوای تازه نیز مانند دیگر کتابهای جورج اورول مضمونی اجتماعی دارد. جورج اورول در این کتاب داستان خود را در انگلستان پیش از جنگ جهانی دوم روایت میکند. شخصیت اصلی داستان مردی است که از زندگی خود خسته شده است و به یاد روزگار کودکی خود میافتد. این کتاب در سال 1939 منتشر شد.
کتابهایی که در اینجا معرفی کردیم از جمله بهترین آثار جورج اورول به شمار میروند. از دیگر کتابهای جرج اورول میتوان به کتابهایی چون «پول... و دیگر هیچ»، «جادهای به اسکلهی ویگان» و «کتابها و سیگارها» اشاره کرد. شما میتوانید کتابهای صوتی و الکترونیکی جورج اورول را در کتابراه بشنوید و بخوانید.
اقتباسهای سینمایی از آثار جورج اورول
از آنجایی که آثار جورج اورول شهرت بسیار زیادی دارند، از کتابهای او اقتباسهای سینمایی بسیاری شده است. در این بخش، به بهترین اقتباسهای سینمایی از رمانهای جورج اورول خواهیم پرداخت:
فیلم 1984: مایکل ردفورد کارگردان فیلم 1984 است. مایکل ردفورد این فیلم را در سال 1984، سالی که حوادث کتاب در آن اتفاق میافتد، ساخته است. از ستارگان این فیلم میتوان به بازیگران بزرگی چون جان هرت و ریچارد برتون اشاره کرد.
فیلم مزرعهی حیوانات: از کتاب مزرعهی حیوانات اقتباسهای سینمایی مختلفی شده است. یکی از بهترین این اقتباسها یک نسخهی پویانمایی است که در سال 1954 ساخته شده است. کارگردانان این فیلم جوی بچلر و جان هالاس هستند که از پیشگامان پویانمایی در انگلیس به شمار میروند.
جملات برگزیده جورج اورول
یکی از ویژگیهای آثار جورج اورول جملات تفکربرانگیز اوست. در این بخش به جملات برگزیدهی جورج اورول خواهیم پرداخت:
کسی که گذشته را کنترل میکند، آینده را کنترل میکند. کسی که اکنون را کنترل میکند، گذشته را کنترل میکند. (کتاب 1984)
در دوران فریبکاری گفتن حقیقت کنشی انقلابی است. (کتاب 1984)
اگر میخواهی رازی را نگه داری، باید آن را از خودت نیز مخفی کنی. (کتاب 1984)
همهی حیوانات با هم برابر هستند. اما برخی حیوانات از بقیه برابرترند. (کتاب مزرعهی حیوانات)
زندگینامه جورج اورول
اریک آرتور بلر (به انگلیسی: Eric Arthur Blair) با نامِ مستعار جُرج اوروِل (به انگلیسی: George Orwell) (۲۵ ژوئن ۱۹۰۳–۲۱ ژانویه ۱۹۵۰) داستاننویس، روزنامهنگار، منتقدِ ادبی و شاعر انگلیسی بود. او بیشتر برای دو رمان سرشناس و پرفروش مزرعه حیوانات که در ۱۹۴۵ منتشر شد و در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ به شهرت رسید و نیز رمان ۱۹۸۴ شناخته میشود. این دو کتاب بر روی هم بیش از هر دو کتابِ دیگری از یک نویسندهٔ قرن بیستمی، فروش داشتهاند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها نوشت، بهترین وقایعنگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته میشود.
زندگینامه
خانهٔ بِلِرها در شیپلیک
اریک بلر در ۲۵ ژوئن ۱۹۰۳ در شهر موتهاری، استان بیهار در راج بریتانیا[۴] زاده شد. پدرِ پدربزرگِ وی چارلز بلر یک نجیب زادهٔ ثروتمند و زمیندار بود که با لیدی فان -دخترِ ارل وِستمُرلند- ازدواج کرده بود. پدربزرگِ او، توماس ریچارد آرتور بلر، یک روحانی بود.[۶] خودِ وی، خانواده اش را با دیدگاهِ طبقه اجتماعی و نه بر مبنایِ موقعیت موروثی توصیف میکند. پدرش ریچارد والمزلی بلر در ادارهٔ خدماتِ رفاهِ سلطنتی کار میکرد. اِریک بلر (جرج اورول) دو خواهر داشت. مارجری، پنج سال بزرگتر از وی و اِوریل، پنج سال کوچکتر بود. زمانی که اریک یک ساله بود، مادرش او و خواهر بزرگترش را به انگلستان برد.[۹] آیدا بلر و فرزندانش در هنلی-آن-تیمز آکسفوردشر ساکن شدند. اریک با مادر و خواهرانِ خود بزرگ میشد و جز یک دیدارِ کوتاه در میانهٔ سالِ ۱۹۰۷، پدرِ خود ریچارد بلر را تا سال ۱۹۱۲ ندید.دفتر خاطراتِ مادرش از سالِ ۱۹۰۵ توصیفِ دورانی پر جُنبوجوش از فعالیتهای اجتماعی و علایقِ هنری است.
خانوادهٔ بِلِرها پیش از جنگ جهانی اول به شیپلیک نقلِ مکان کردند. اریک در آنجا با خانوادهٔ بادیکامها و به ویژه با جاسینتا بادیکام دوست شد. جاسینتا و اریک شعر میگفتند و مینوشتند و رؤیای نویسندهٔ معروف شدن را داشتند. اریک گفته بود ممکن است روزی یک کتاب در سبکِ اچ. جی. ولز و آرمانشهری بنویسد. در این هنگام، او از تیراندازی، ماهیگیری و تماشای پرندهها با همراهیِ برادر و خواهرِ جاسینتا هم لذت میبرد.
در سن پنج سالگی، اریک به یک دِیرمدرسه در هنلی-آن-تیمز، که خواهرش مارجوری نیز حضور داشت، فرستاده شد. این مدرسه، یک صومعهٔ کاتولیک رومی با یاریِ راهبه فرانسوی اورسولاین بود که پس از تعلیقِ آموزشِ مذهبی در سال ۱۹۰۳ در فرانسه به انگلستان آمده بود.[ مادرِ اِریک دوست داشت که او به جای یک مدرسهٔ مذهبی، به یک مدرسهٔ آموزش و پرورش عمومی برود اما خانوادهاش توانِ هزینهٔ کافی برای این کار را نداشت و نیاز بود برایش بورسیه گرفته شود. چارلز لیموزین، برادرِ آیدا بلر، پیشنهاد کرد که اریک به مدرسهای در ایستبورن فرستاده شود.[۶] لیموزین یک گلفبازِ ماهر بود و مدیرِ مدرسه و مسابقاتِ باشگاه گلف ایستبورن را میشناخت و در چندین مسابقه در سال ۱۹۰۳ و ۱۹۰۴ پیروزیهایی به دست آورده بود.مدیر یاری رساندن به بلر را برای گرفتنِ بورس تحصیلی پذیرفت و تمهیداتِ مالیِ ویژهای برقرار نمود تا پدر و مادر بلر تنها نیمی از هزینههای معمولِ مدرسه را پرداخت کنند. در سپتامبر ۱۹۱۱ اریک به مدرسهٔ سنت سیپریان رسید. او برای پنج سال در آن مدرسه بود و تنها برای تعطیلات مدرسه به خانه بازمیگشت. او هیچچیز از کاهشِ هزینههای تحصیلش نمیدانست، گرچه بزودی دریافت که «از یک خانوادهٔ فقیر میآید.» او از مدرسه خوشش نمیآمد.
پلیس شدن در برمه
جرج اورول، از اکتبر ۱۹۲۲ تا دسامبر ۱۹۲۷ میلادی، در پلیس سلطنتی هند در برمه خدمت میکرد. در آن دوران، برمه، استانی در هند بریتانیا بود.
در اکتبر سال ۱۹۲۲ میلادی، سوار بر ناو اِساِس هرفوردشر و از راهِ کانال سوئز و سریلانکا به سفر دریایی برای پیوستن به پلیسِ سلطنتیِ هند در برمه اقدام کرد. یکماهِ بعد به رانگون رسید و سپس برای آموزش در مدرسهٔ آموزشِ پلیس به ماندالی رفت. پس از مدتی کوتاه از خدمت در میامیو، به یک پاسگاهِ مرزی در میانگمیا در ۱۹۲۴ گمارده شد. کار بهعنوانِ یک پلیسِ امپریالیستی، به وی مسئولیتِ بسیار بیشتری نسبت به قبل داد. هنگامیکه او در توانته به عنوان یک افسرِ زیربخش خدمت میکرد، مسئولِ امنیتِ نزدیک به ۲۰۰٬۰۰۰ تن بود. در پایان سال ۱۹۲۴ میلادی، به مقامِ دستیارِ سرپرستِ منطقه ارتقا یافت و به سیریم منتقل شد که به رانگون نزدیکتر بود.
پالایشگاهِ سرریم وابسته به شرکت نفت برمه در آن منطقه، شبانهروز مشغولِ آلوده کردنِ محیط و منابعِ گیاهی با گوگرد دیاکسید بود اما شهر درعینِ حال، در نزدیکی رانگون هم قرار داشت. از همینرو بلر هرگاه میتوانست به شهر میرفت تا «به جستجو در یک کتابفروشی یا خوردنِ غذاهایی که خوب پخته شده باشند و به دور از روالِ خستهکنندهٔ زندگیِ پلیسی» مشغول باشد.
درکِ بیخانمانی و فقر
زندگی در محیطی طبقاتی در هند و انگلیس باعثِ نگاهِ ویژهٔ او به پدیدهٔ فقر شد؛ موضوعی که مهمترین عنصرِ رمانها و نوشتارهای او را تشکیل میدهد. در جوانی برای کسب تجربه مدتی را در بین فقرا، بیخانمانان و کارگرانِ فصلی لندن و پاریس گذراند و بعضی مواقع در ظرفشوییِ یک هتل کار میکرد. در این زمان شروع به نوشتن تجربیات خود کرد که به نخستین کتابش آس و پاسها در پاریس و لندن (ترجمه درستتر: فقر و دربهدری در پاریس و لندن) انجامید. بیدرنگ پس از این کتاب، به رماننویسی پرداخت و دو رمان نخستش نیز بر اساس همین تجربیاتش در برمه (روزهای برمه) و انگلیس (دختر کشیش) شکل گرفت.
جنگ در اسپانیا
اورول نیز مانند بسیاری از نویسندگان و روشنفکران اروپایی همعصر خود، در دهه ۱۹۳۰ به اسپانیا رفت تا علیه ارتش فاشیست ژنرال فرانکو بجنگد. او در این جنگ مجروح شد و هرگز کاملاً بهبود نیافت و همین جراحت در نهایت به مرگ او انجامید. اورول کتاب درود بر کاتالونیا را بر اساس دیدههای خود در اسپانیا نوشت.
تأثیراتِ جنگ
هوای تازه واپسین رمان او پیش از آغاز جنگ جهانی دوم است. در سالهای نخستین جنگ به روزنامهنگاری و نقد کتاب پرداخت، ولی در سال ۱۹۴۳ پس از مرگ مادرش کار بر روی رمانی که تا امروز به آن مشهور است یعنی مزرعه حیوانات (در ایران قلعه حیوانات) را آغاز کرد. رمان او بهدلیل اشاره غیرمستقیمش به شوروی که آن زمان متحدِ انگلیس بود، تا یک سال چاپ نشد. با انتشار کتاب در ۱۹۴۵ در انگلیس و ۱۹۴۶ در آمریکا اورول به شهرت رسید. در چهار سالِ بعدی، اورول به جزیرهٔ جوره در شمالِ اسکاتلند رفت و افزون بر ادامهٔ کارِ ستوننویسی برای روزنامهها، کار بر روی مهمترین و واپسین اثرِ خود هزار و نهصد و هشتاد و چهار را آغاز کرد.
بیماری و ازدواج
مدت کوتاهی بعد اورول بهدلیل بیماری مزمن ریویاش در بیمارستان بستری شد. او در همان بیمارستان با سونیا برونل ازدواج کرد.
درگذشت
هفت ماه پس از چاپِ کتابِ ۱۹۸۴، اورول در بیستم ژانویه ۱۹۵۰ در اثر بیماری سل درگذشت؛ و قبر او در کلیسای آل سنت، ساتون کورتننی در آکسفوردشر در بریتانیا قرار دارد.
سبک زندگی
اورول یک سیگاری قهار بود، به شکلی که با وجودِ وضعیتِ وخیمِ ریههایش همیشه در حالِ سیگار کشیدن بود. او همچنین علاقهٔ شدیدی به نوشیدنِ چای داشت و حتی مقالهای به نام چگونه یک چایِ عالی درست کنیم نوشته بوداو آبجوی انگلیسی را ستایش میکرد و در سال ۱۹۴۶ مقالهای دربارهٔ یک میکده رؤیایی و ایدئال نوشت که «ماهِ زیرِ آب» نام گرفت.
خانه محل تولد
در یکم ژوئیه ۲۰۱۴ خانه محل تولد وی در شهر موتهاری استان بیهار، توسط دولت محلی به موزه تبدیل شد.
خاطرات پسر جرج اورول
ژوئن سال ۱۹۴۴، جرج اورول و همسرش آیلین، پسری سهساله را به فرزندی پذیرفتند که نامش ریچارد هوراشیو بلر بود. او که اکنون مهندس بازنشسته است، هرگز فاش نساخت که فرزندخوانده اورول است. او برای نخستین بار تصمیم گرفت در حاشیه جشنواره ادبی آکسفورد دربارهٔ پدرش سخن بگوید و از خاطرات کودکیاش حرف بزند.
کتابشناسی
بیشتر شهرت او وابسته به دو رمان پادآرمانشهریاش قلعه حیوانات[۲۳] و ۱۹۸۴ است که تحت کنترل درآمدن زندگی و حتی افکار مردم را در جهان آینده توصیف میکند. در واقع هر دو کتاب قلعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار دارای یک محتوا و بهویژه در نقدِ مدلِ حکومتی استالینیستی بلوک شرق است و تنها فرم دو کتاب متفاوت است. کتابِ نخست، غیرمستقیمتر و کتاب دوم که چهار سال پس از آغاز جنگ سرد چاپ شد، صریحتر سیستمهای تمامیتخواه را به نقد میکشد.
فهرست آثار
رمانها
روزهای برمه (۱۹۳۴)
دختر کشیش (۱۹۳۵)
به آسپیدیستراها رسیدگی کن (پول و دیگر هیچ) (۱۹۳۶)
هوای تازه (گریز) (۱۹۳۹)
قلعه حیوانات (۱۹۴۵)
۱۹۸۴ (هزار و نهصد و هشتاد و چهار) (۱۹۴۹)
کتابها بر اساس تجربیات شخصی
آس و پاسها در پاریس و لندن (۱۹۳۳)
جاده بهسوی اسکله ویگان (۱۹۳۷)
درود بر کاتالونیا (۱۹۳۸)
مقالات
یک فنجان چای دبش (۱۲ ژانویهٔ ۱۹۴۶)
اقتباس از کتاب ۱۹۸۴
دو کتاب قلعه حیوانات و ۱۹۸۴ بارها مورد انواع اقتباسهای هنری در تئاتر، تلویزیون و سینما قرار گرفتهاند که شاید معروفترین آنها، فیلم «۱۹۸۴» به کارگردانی مایکل اندرسون و همچنین هر دو اثر یاد شده توسط مایکل ردفورد باشد.
این فیلم که با وفاداری کامل به اصل اثر ساخته شدهاست در ۱۴ دسامبر ۱۹۸۴ در سینماهای جهان به نمایش درآمد و توانست ۶ جایزه را در فستیوالهای جهانی سینما ازآن خود کند.
کتابشناسی فارسی
همه کتابها و همچنین مجموعه مقالات اورول تحت عنوان زوال قتل انگلیسی، مترجم مرضیه خسروی، انتشارات روزگار نو به فارسی ترجمه شدهاند
09/01/2023
📍 Iran- Isfahan❤️
📷: (IG) ❤️
👉https://www.instagram.com/pochekh/