23/10/2022
سلام
سمیه ره ای دور و برا ندیدین؟؟؟ اخه گفت میا.
کوجای په سمیه ه ه ه...
بخش ویژه مطالب اعضای محترم https://www.facebook.com/HAMEDAN.11?filter=2 ....... گروه همدان شهر خوبان http://www.facebook.com/groups/Hamedan11
آدرس کانال تلگرام
@Hamedan11
بدین گونه تا شهر همدان رسید
بجایی که لشگر فرود آورید (شاهنامه فردوسی)
همدان یکی از شهرهای غربی و کوهستانی ایران و دوازدهمین شهر پرجمعیت ایران که در استان همدان و در دامنه رشته کوه الوند واقع شدهاست. همدان یکی از شهرهای تاریخی-فرهنگی و توریستی ایران به شمار میرود که هرودوت بنای آن را در سدهٔ هشتم پیش از میلاد در دوران
23/10/2022
سلام
سمیه ره ای دور و برا ندیدین؟؟؟ اخه گفت میا.
کوجای په سمیه ه ه ه...
سلامی چو بوی خوش خاطرات گذشته(هرچند این روزا حال دلمان خوش نی)
همدانیا. چجووورین لامصصصبا...
24/07/2021
خدا وکیلی. حیف نبود فیس بوک. هیچ کوجا اینجاااا نشد. یاد مهربانیهای همشهریهامان. بخیر
19/06/2021
سلام. سلامتین????اب جوش نیماخاین???? په مه. یی مووزی. ورداشدم۰۰۰. صفاااا باشین. سلامت وایسین.
سلام
خوب و خوش و سلامتین???
هرجای کره خاکی که باشین مخلصیم
21/10/2019
مادرم براى سكـــ/ــــس شرعى بسيار پير بود و طعم حوريان بهشتى را نمى داد، او را كشتند . . .
نام شان داعش بود، آمده بودند ما را به جهنم ببرند و خود شان سر راه به بهشت بروند!
دعوت نامه شان در دست چپ شان بود و با انگشت شهادتین دست راست، آسمان را نشان می دادند!
مادرم برای سکس شرعی بسیار پیر بود و طعم حوریان بهشتی را نمی داد، او را کشتند، خواهر کوچکم را همچون بره ای تازه نگه داشتند. او باکره بود! همچون مریم، کمی معصوم تر، کمی کردتر، همچون آب زلال!
خواهرم باید زن امیر الاکبر می شد!
خدا شاهد بود، ما تفنگ نداشتیم، سرود "خوایه وه ته ن" می خواندیم!
خدا شاهد بود ما گلدان ها را آب می دادیم، گلها را گل می دادیم!
خدا شاهد بود آمدند پدرم را به دو قسمت نامساوی تقسیم کردند؛ سرش را برای وطن جاگذاشتند و بدنش را زیر خاک دفن کردند که نفت شود!
خدا شاهد بود برادر کوچکم را لخت زیر آفتاب نگه داشتند و به او شهادتین یاد می دادند؛ باید می گفت الله بزرگتر است!
خدا شاهد بود او از فرط عطش و بی آبی جان داد!
خدا شاهد بود سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش و ما زبان شان را نمی فهمیدیم، اما رفتار شان را...!
مردانی با ریش های بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نام شان عقرب، ملخ، سوسمار بود! لشکری از لجن و پشم و اعتقاد!
آن ها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آن ها من را غنیمت صدا می زدند!
آن زمان دیگر نادیا نبودم، آن روز دختری بودم با روحی زخمی که از نفس هایم خون میچکید، آن روز هیولای ظریفی بودم که با جهان قطع رابطه کرده بودم، در من انسان مرده بود و لاشه ای بودم که حتی مومیایی هزار ساله اش ارزش نداشت، آن روز مرگی بودم در روحی!
بعد از آن زنی می مرد، زنی حامله می شد، زنی خودکشی می کرد، زنی خودسوزی... زنی هزار رکعت نماز جبر می خواند!
بعد از آن زنانی، از رنج حامله شده بودند، زنانی فقط یک تقویم می شناختند: روز اول تجاوز، روزهای بعد از آن عذاب!
بعد از آن، تاریخ به دو دوره تقسیم شد: قبل از فاجعه ی سیاه - بعد از فاجعه ی سیاه!
بعد از آن زنان فقط یک خیابان را سر راست بلد بودند، خیابان منتهی به بیمارستان بیماران روانی!
بعد از آن زنان فقط یک آواز می خواندند: "ای مرگ کجایی؟ زندگی مرا کشت".
بعد از آن زنان تابوت بودند و کودکان در شکم شان مردگان هزار ساله!
بعد از آن زنان مجسمه ای بودند که وسط شهر برای عبرت تاریخ نصب شده بودند!
آن روز هوا گرم بود، خدا شاهد بود، مردی آمد، من را کشت و باز دعا می خواند تا دوباره زنده شوم !
متن سخنرانى ناديه مراد، دخترى كردى كه سه سال تمام غنيمتِ داعش بود.
این صدای همدان شهر خوبان است که میشنوید.
کسی هس؟ یا همه وخزادین رفتید تلگرام و اینستاگرام...
یک دو سه آزمایش میشه...
26/08/2017
اولانه. الک
عکسی که اقا ر ضا از کوچه های. برن سووییس...چغوندن...بوخجید. ا اطاق فرمان میگن. ورکانس. در ضمن. چغاندن. نه چغوندن. اونی که میچغونن انجکسیونه....
ادرس پاین اینه ی. اعضای محترمه. ینی مانه. شماها هم میتانین بازدید و لایک کنین. هما مطلب بیلین. تا منتقل بشه.
Hamedan city of angels همدان شهر خوبان بخش ویژه مطالب اعضای محترم https://www.facebook.com/HAMEDAN.11?filter=2 ....... گروه همدان شهر خوبان http://www.facebook.com/groups/Hamedan11