06/02/2026
ختم مذاکرات در مسقط عمان!
دور نخست مذاکرات ایران و ایالات متحده در مسقط را میتوان نه صرفاً یک رویداد دیپلماتیک، بلکه بازتابی فشرده از یک تاریخ پیچیده، پرتنش و آکنده از سوءظن متقابل دانست؛ گفتوگوهایی که بیش از آنکه بر میز مذاکره جریان داشته باشند، در لایههای عمیق حافظه سیاسی دو طرف در رفتوآمدند. توصیف این دور از مذاکرات بهعنوان «شروعی نسبتاً مثبت» اگرچه نشانهای از گشایش محدود در فضای دیپلماتیک است، اما در عین حال نشان میدهد که خوشبینی همچنان محتاطانه، شکننده و مشروط باقی مانده است.
اظهارات سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، تصویری واقعگرایانه از وضعیت کنونی ارائه میدهد: فضایی که در آن اصل گفتوگو پذیرفته شده، اما هنوز ارادهای روشن برای عبور از موانع ساختاری شکل نگرفته است. تأکید او بر لزوم مشورت با مراکز تصمیمگیری و تعیین چارچوب دور بعدی مذاکرات، یادآور این واقعیت است که گفتوگو میان تهران و واشنگتن همواره فراتر از اراده مذاکرهکنندگان بوده و در تلاقی پیچیده سیاست داخلی، ملاحظات امنیتی و محاسبات منطقهای معنا پیدا میکند.
در قلب این مذاکرات، مسئلهای ایستاده که از هر پرونده فنی یا حقوقی سنگینتر است: بیاعتمادی. بیاعتمادیای که نه محصول یک اختلاف مقطعی، بلکه برآمده از دههها تقابل، تحریم، تهدید، خروجهای یکجانبه از توافقها و در نهایت تجربه مستقیم درگیری و جنگ است. وقتی عراقچی از «سطح بیسابقه بیاعتمادی» سخن میگوید، در واقع به زخمی تاریخی اشاره دارد که با چند دور مذاکره یا چند بیانیه دیپلماتیک ترمیم نخواهد شد. عبور از این وضعیت، نیازمند تغییر رفتارهای عملی، نه صرفاً تغییر لحنهاست.
محدود ماندن گفتوگوها به پرونده هستهای نیز حامل پیامی روشن است: تهران قصد ندارد مذاکرات را به بستری برای طرح مطالبات گستردهتر یا فشارهای چندلایه تبدیل کند. این موضع، هم نشانهای از تجربه تلخ مذاکرات گذشته است و هم تلاشی برای جلوگیری از فرسایشی شدن روند گفتوگوها. در مقابل، تأکید ایران بر پرهیز از تهدید و فشار، یادآوری این اصل بنیادین است که مذاکره در سایه تحریم و تهدید، از نگاه تهران نه سازنده است و نه پایدار.
با این همه، واقعیت آن است که مسیر پیشرو همچنان مبهم، پرپیچوخم و وابسته به تصمیمهایی دشوار است. اختلاف بر سر دستورکار، خاطره شکست توافقهای پیشین و تردید عمیق نسبت به پایبندی طرف مقابل، همچون سایهای سنگین بر آینده مذاکرات افتاده است. دستیابی به توافقی پایدار، بیش از هر چیز مستلزم شجاعت سیاسی برای شکستن چرخه بیاعتمادی و پذیرش این واقعیت است که امنیت و ثبات، نه از مسیر فشار یکجانبه، بلکه از دل گفتوگویی متوازن و قابل اتکا زاده میشود.
مسقط شاید آغاز یک مسیر باشد، اما اینکه این مسیر به مقصدی روشن ختم شود یا بار دیگر در بنبست تاریخ متوقف بماند، به انتخابهایی بستگی دارد که فراتر از میز مذاکره، در سطوح عمیقتری از اراده سیاسی شکل میگیرند.
فرهمند...🖋
۱۴۰۴/۱۱/۱۷
